‌نگاهی به فیلم بارکد ساخته مصطفی کیایی

یک کمدی اجتماعی ایرانی

فیلم بارکد خیلی زود وارد نمایش خانگی شد. شاید به این دلیل که می‌شد حدس زد این فیلم به دلیل کشش دراماتیک و جذابیت‌های بصری و کلامی بتواند فروش خوبی هم در نمایش خانگی داشته باشد.
کد خبر: ۹۴۸۰۲۹

ضمن این‌که دو فیلم «خط ویژه» و «عصر یخبندان» کیایی هم نظرها را برای فیلم تازه‌اش جلب کرده بود. فیلم‌هایی که نبض مخاطب ایرانی را خوب می‌شناسد و می‌داند که چطور باید برای او قصه بگوید. لازم به استدلال و دلیل نیست که ثابت کنیم سینمای مصطفی کیایی متفاوت از سینمای اصغر فرهادی است، اما دست کم می‌توان دو ویژگی مشترک بین این دو کارگردان پیدا کرد. یکی میل به قصه‌گویی و دیگری این‌که تکلیف هر دو با خودشان و سینما روشن است. کیایی سینمای بدنه و زبان و ساختار آن و مهم‌تر از آن، ذائقه مخاطب این سینما را بخوبی می‌شناسد و در همین خط حرکت می‌کند. با این حال بارکد را از حیث ساختار اجرایی و فضا و گفتمان سینمایی باید در امتداد «خط ویژه» قرار داد هر چند که وقتی به کل کارنامه کیایی نظر می‌کنیم متوجه می‌شویم او تلاش کرده تا از ریلی که خودش گذاشته و مسیری که در فیلمسازی پیش گرفته، خارج نشود. بارکد قدم او را در این مسیر مستحکم‌تر کرده است. فیلمی خوش‌ساخت و خوش‌ریتم که هم مخاطب را با قصه‌اش همراه می‌کند و هم او را در فراز و نشیب این قصه به وجد می‌آورد. اساسا یکی از ویژگی‌های آثار کیایی، نشاط و پویایی و سرزندگی است که مخاطب را دچار ملال و کسالت نمی‌کند. مولفه‌های سینمایی او نشان می‌دهد که کیایی به سینمای امروز آمریکا علاقه خاصی داشته و عنصر سرگرم‌کنندگی به عنوان یک اصل مهم برای او شناخته می‌شود. بارکد البته بیشتر نشانه‌های این سینما را در خود داشته ضمن این‌که می‌توان آن را متاثر از الگوهای کمدی هجوآمیز تارانتینویی هم دانست، از رابطه دو رفیق ساده‌دل که حتی ظاهرشان هم مثل آدم‌های احمق است که به دو خلافکار بدل می‌شوند و در نهایت قرار است در انتهای این مسیر، ساختار فاسد و متخلف اقتصادی کلان‌تر را ردیابی کرده و به نمایش بگذارد. کیایی از طریق الگوی زمانی حال به گذشته از طریق فلاش بک‌هایی که می‌گذارد مخاطب را با خود به عقب می‌راند تا رمزگشایی از داستان به شکل یک مکاشفه کارآگاهی صورت گرفته و در انتها با یک چرخش جذاب دراماتیک، زمان حال را در امتداد فلاش‌بک‌هایی که از گذشته دیدیم قرار می‌دهد تا از این پیوند زمانی به پیام اجتماعی خود از فیلم دست یابد. اتفاقا این تمهید زمانی ـ ساختار و در واقع فرم، به بازنمایی و انتقال محتوی و پیام آن به مخاطب کمک و اثربخشی آن را مضاعف می‌کند.

شاید روی کاغذ و حتی پوستر فیلم زوج هنری ـ کمدی بهرام رادان و محسن کیایی نشدنی به نظر بیاید اما در عمل، پاسکاری‌های آنها و روابطی که در یک پارادوکس بلاهت و هوشمندی صورت‌بندی می‌شود به نشستن نقش در دل درام و ذهن مخاطب کمک می‌کند که البته حضور و بازی متفاوت پژمان بازغی به عنوان پلیس بین آن دو را هم باید اضافه کند که به تکمیل این چرخه کمک زیادی کرده است. هر چند که باید در این میان سهم بیشتری به محسن کیایی داد که بخش عمده‌ای از بار کمیک ماجرا به توانایی و نمک ذاتی او در اجرای نقش کمدی برمی‌گردد؛ یک کمدی رئال که در مرز بین شوخی و جدی حرکت می‌کند.بارکد همچون خط ویژه فارغ از جذابیت‌های ساختاری و سینمایی‌اش به دلیل لحن و زبان انتقادی که برخی مسائل اجتماعی ـ اقتصادی دارد برای مخاطب جذاب بوده و چه بسا بتوان نوعی سویه آسیب‌شناختی آن را به عنوان عنصر بنیادی که در پس قصه در جریان است در تبدیل شدن این فیلم به یک کمدی انتقادی ـ اجتماعی سرگرم‌کننده، موثر دانست. بارکد خود می‌تواند بارکد و نشانه یک کمدی اجتماعی مطلوب ایرانی باشد.

سیدرضا صائمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها