نگاهی به مستند سهراب سپهری

چه کسی بود صدا زد سهراب؟

سهراب سپهری فارغ از محبوییت و اعتباری که نزد افکار عمومی و نسل‌های جوان و میانسال دارد، شخصیت و کاراکتری چند وجهی هم دارد که قطعا هر مستندسازی را وسوسه می‌کند که اگر قرار است اثری پرتره بسازد سراغ او برود.
کد خبر: ۹۴۸۰۲۴

ضمن این‌که هر کدام از این وجوه شخصیت سهراب خود می‌تواند به اثری مستقل تبدیل شود مثلا نقاشی و سبک کاری او می‌تواند به مستندی جداگانه بدل شود تا ما سهراب را نه فقط به عنوان یک شاعر که به مثابه یک نقاش ماهر هم بشناسیم. مستند «سهراب» به کارگردانی رقیه توکلی و تهیه‌کنندگی داوود سماواتی‌یار تلاش کرده نگاهی کلی نگر و اجمالی به این شخصیت داشته و از این رو در روایتی فشرده به ابعاد مختلف شخصیتی سهراب سپهری پرداخته است. در واقع این مستند به بازنمایی گوشه‌هایی از دوره‌های کودکی، رشد و هنرهای شعر و نقاشی و نیز مرگ سهراب سپهری شاعر معاصر میهن‌مان می‌پردازد و دارای بخش‌های مختلفی چون دوران کودکی سهراب که با تکیه بر خاطرات و یادداشت‌های شخصی وی بازسازی شده و نقاشی‌های سپهری که از دریچه دوربین مستند محمد فکوری همراه با تحلیل نگاه این شاعر به فضاها و اشیای پیرامون خود ارائه شده، است. سهراب سپهری به‌دلیل کارهای ماندگاری که در عرصه هنر این مملکت داشت از معدود سوژه‌های معاصر است که می‌توان از کودکی تا مرگ او را به تصویر کشید و حرف درباره‌اش داشت. کارگردان تلاش کرده از کودکی او شروع کند و قطعا کودکی یک شاعر با کودکی انسان‌های معمولی متفاوت است آن هم سهراب سپهری با آن روحیه لطیف و حس قوی شاعرانه و انسانی. ضمن این‌که مفاهیم مختلف زندگی در روایت پرتره از سهراب به دلیل تنیده شدن با اشعار و کلمات او درباره این مفاهیم مثلا همین کودکی یا مرگ و زندگی قطعا این بیوگرافی بصری را جذاب‌تر کرده و به آن حس و لحنی شاعرانه می‌بخشد. فصل‌بندی کردن مستند هم هویت روایی خوبی به آن بخشیده و هم ارائه اطلاعات را به مخاطب ساماندهی ذهنی می‌کند. بخش سوم مستند نیز به تحلیل محتوایی اشعار و مولفه‌های فرهنگی این نقاش می‌پردازد و سرانجام بازخوانی ماجرای روند بیماری ناخوانده و پیامد تلخ آن، سفر ابدی و زودهنگام او و چرایی آرمیدن پیکرش در صحن امامزاده سلطان مشهد اردهال ارائه شده است. جالب این‌که خیلی از مردم می‌دانند که سهراب اهل کاشان است همان‌طور که خودش در یکی از اشعارش گفته اهل کاشانم،اما کمتر کسی از مرگ او و مزارش اطلاعی دارد. رمزگشایی از مرگ سهراب در بخش سوم مستند اگرچه تلخ است، اما جذاب‌ترین بخش اثر از حیث آگاهی بخشی است و واجد یک نکته تاریخی به این معنی که اگر سهراب در زمان حاضر دچار سرطان و مرگ می‌شد یا اگر در زمان مرگ او رسانه‌ها و دنیای ارتباطات مثل امروز بود تشییع جنازه با شکوهی برایش برگزار می‌شد و مثل مرگ هنرمندان امروزی بازتاب گسترده‌ای داشت. با این حال نقطه قوت این مستند را می‌توان در روایت آن مبتنی بر دست نوشته‌های خود سهراب دانست که مستند را شخصی‌تر می‌کند. بازسازی خاطرات سهراب در بازنمایی بصری اثر را می‌توان به عنوان عصاره این مستند و نقطه برجسته آن دانست. ضمن این‌که در این مستند تصاویر جذاب و بدیعی از شهر کاشان هم می‌بینیم. تصاویری که زیبایی‌شناسی بصری اثر را تقویت می‌کند. به این امتیازات باید صدای زنده‌یاد خسرو شکیبایی و ژاله صادقیان را بر گفتار متن اثر افزود که سویه نوستالژیک اثر را پررنگ‌تر کرده است. قبل از این سه اثر از سهراب سپهری ساخته شده ولی این فیلم ساختار جدیدی با روایت توسط زبان خودش دارد. این مستند و نمونه‌های مشابه آن با مولفه‌های جذابی که دارد می‌تواند نسل جدید را با مفاخر فرهنگی معاصر آشناتر کند و تولید مستندهایی از این دست قطعا یکی از ضرورت‌های مستندسازی امروز است. مستند سهراب می‌تواند از حیث فرم و ساختار الگوی مناسبی برای این کار باشد.

سپنتا امانپور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها