آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
گلبارنژاد، کماندار طلایی یا قویترین مرد پارالمپیک نبود که توجه رسانهای را به خود جلب کند، اما طلای مردانگی و شجاعت را از دوران دفاع مقدس گرفت وقتی یک پایش را روی مین، این مهمان ناخوانده و مزاحم در وطنش از دست داد. جانباز دفاع مقدس با ارادهای ستودنی و با پیراهن تیم ملی در قامت یک سرباز ملی با تمام توان جنگید. شیبهای زندگی را چه بالا، چه پایین با معلولیت که محدودیت نیست، پشت سر گذاشت تا این که در شیب آخر زندگی جاودانه شد.
بعد از این حادثه دردناک، ایران برای ورزشکار جانبازش یک خانواده شد و فرزندی را که در راه عشق به وطن بارها ایثار کرده بود، در آغوش گرفت. گلبارنژاد شاید پای رفتن نداشت، اما در راهی که انتخاب کرده بود گامهای استوار برداشت و جاودانه به وطن بازگشت.
وقتی راهیان افتخار کاروان ورزش ایران در راه بازگشت به وطن با چمدان 2201 که رویش نوشته شده بود بهمن گلبارنژاد روبهرو شدند، انبوه خاطرات ازخودگذشتگی و ایثار همسفر دوچرخهسوار پارالمپیک که دوستانش را چشم انتظار گذاشت، برایشان زنده شد. چمدانی با سوغات دفاع و مقاومت برابر دردها و رنجها و پیامی در راه...
... باید امشب بروم/ باید امشب چمدانی را/ که به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد، بردارم/ و به سمتی بروم/ که درختان حماسی پیداست...
محمد رضاپور
ورزش
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....