ایران و مصر 2کشور با پیشینه تمدنی بسیار قدیمی و با ارزش در منطقه ای بسیار حساس یعنی خاورمیانه . زیر سیستم خاورمیانه با این دو کشور بسیار با اهمیت جلوه می کند.
کد خبر: ۹۴۶۶۸
یکی در شمال شرقی آفریقا و دیگری در جنوب غربی آسیا و منطقه ای بسیار حساس در هارتلند جهان. روابط مصر و ایران بسیار کهن و در همه زمینه ها گسترده و استوار بوده است.آثار به جای مانده از تمدنهای پیشینیان گواهی بر این مدعاست.
ایران و مصر، 2کشور مهم و قدرتمند با پتانسیل بالا در 2منطقه حساس و راهبردی جهان در آفریقا، خاورمیانه و آسیا قرار گرفته اند و دو مرکز عمده و حوزه اصلی تمدن شرق از دیرباز با یکدیگر ارتباط داشته و در ساخت و پیشبرد تاریخ و تمدن بشری نقش بسیار تعیین کننده ایفا کرده اند. روابط ایران و مصر در سال های اخیر دستخوش تغییر و تحولات نچندان مطلوب شده است.
چرائی این تحولات نا میمون دستمایه پژوهش شماری از تحلیگران و پروشگران در این حوزه شده است که شاید در نوع خود نوید خوشایندی برای ارتقای سطح روابط باشد. برای تبیین فراز و نشیب هادر روابط این دو کشور بایسته است که با بازبینی در روابط دهه های گذشته و علل و عوامل واگرایی روابط ، سعی شود راهی برای رفع برخی سوئ تفاهم ها جستجو کرد.
با بررسی اجمالی روابط ایران ومصر می توان چنین عنوان نمود که سابقه روابط این دو کشور به دوران هخامنشیان باز می گردد. بعد از پیدایش اسلام ، روابط دو کشور وارد مرحله جدیدی شد.
در دوره جدید روابط سیاسی ایران و مصر در سال 1921میلادی با گشایش سفارت ایران در قاهره و در سال 1925با افتتاح سفارت مصر در تهران ، آغاز شد و در سال 1960به برخی ملاحظات ، مصر روابط خود را با ایران قطع کرد.
در سال 1970به دنبال مرگ جمال عبد الناصر مجددا روابط دو کشور برقرار گردید. در 1979به علت انعقاد قرار داد کمپ دیوید و به دستور حضرت امام (ره) روابط سیاسی ایران و مصر به صورت کامل قطع شد.
از آن سال تا کنون ، به دلایل مختلف روابط دو کشور فراز و نشیب هایی داشته است و از جمله آنها ادعای حمایت ایران از گروه های جهادی ، مداخله ایران در مسایل خاورمیانه ، بویژه فلسطین است که مصر این منطقه را به عنوان حوزه داخلی خود و حوزه امنیتی خود تلقی می کند و مصر نیز با دخالت در حوزه خلیج فارس و مطرح کردن موضوع جزایر سه گانه روابط دو کشور را با چالش روبرو کرده است.
به راستی چه عواملی باعث واگرائی در روابط این دو کشور با آن همه پیشینه تاریخی شده است و چگونه میتوان روابط دوکشور را توسعه داد؛ اشتراکات این دو کشور در منطقه خاورمیانه و موئلفه هایی که می توان بر اساس آن روابط این دو کشور مستحکم تر شود چیست؛
با دیدارسید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران و حسنی مبارک رئیس دولت مصر در ژنو و در حاشیه اجلاس بین المللی ارتباطات ، به نظر می رسید فصل نوینی در روابط ایران و و مصر آغاز شده باشد ولی این چنین نشد و همچنان این روابط درهاله از ابهام قرار دارد . ریشه ای اختلافات و سوئ تفاهمات دو کشو ر چیست؛
می گویند در تاریخ اولین تنشها میان این دو کشور به دوران تسلط حکومت عثمانی برمیگردد که زمینه های رقابت را میان مصر با حاکمیت عثمانی و ایران با حاکمیت دولتهای شیعی باعث گردید. ورود استعمار انگلیس و تحولات بعد از جنگهای جهانی اول و دوم سبب شد که ایران و مصر به عنوان دو قطب اصلی در دنیای اسلام به رقابت بپردازند.
تکه تکه شدن دنیای اسلام و توده های عرب بعد از سقوط عثمانی و حضور قدرتهای اسلامی در خاورمیانه ، زمینه های دوری ، سوتفاهم و چالش میان دولتهای اسلامی را در خاورمیانه فراهم کرد و مصر به اتکای جمعیت ، پیشینه تاریخی و تمرکز جریانات اسلامگرا به محور اصلی و کانون پرجنب و جوش تلقی سیاسی ایدئولوژیک خاصی از اسلام تبدیل شد و ایران نیز با توجه به فضای سیاسی ایدئولوژیک متاثر از رشد تفکر شیعی ، به کانون پرفراز و نشیب اسلام پویا و مترقی تبدیل گردید.
بعد از شکل گیری دولتهای مستقل در دهه 1920، روابط ایران و مصر در شکل نوین خود و در چارچوب روابط دیپلماتیک میان دو دولت آغاز شد. در سال 1921برای اولین بار سفارت ایران در قاهره گشایش یافت و 4سال بعد در سال 1925، مصر اقدام به تاسیس سفارت در ایران کرد. این روابط تا دهه 1970با فرازونشیبهایی روبرو بود. در بررسی روند روابط این دو کشور به تقسیم بندی اجمالی آن می پردازیم:
دوره های روابط ایران و مصر:
دوره اول ، از سال 1921تا1961: در این دوره دو کشور ، متاثر از اراده قدرت استعماری انگلیس ، روابطی عادی بی تحرک داشتندکه در سال 1961با روی کار آمدن جمال عبدالناصر ، رئیس جمهور ملی گرای مصر با چالشهایی رو به رو شد.
دوره دوم از 1961تا1970: در این دوره با روی کار امدن جمال عبدالناصر زمینه برای تیرگی روابط میان مصر و ایران فراهم شد.
از عوامل تیره شدن روابط و کشور در این دوره می توان به سیاستهای ضداستعماری و ضد صهیونیستی و همچنین ایده پان عربیسم جمال عبدالناصر و نزدیکی شاه ایران به رژیم صهیونیستی و آمریکا و همچنین ایده پان ایرانیسم محمد رضا پهلوی اشاره کرد.
دوره سوم 1970 تا1979:
در این دوره پس از درگذشت جمال عبدالناصر و در سال 1972و پس از خیانت انورالسادات ، جانشین عبدالناصر و سازش با صهیونیستها، و امضای پیمان کمپ دیوید زمینه برای مداخله قدرتهای خارجی از جمله آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی فراهم شد و بدین ترتیب ارتباط میان دولت غربگرای محمدرضا پهلوی و انورالسادات تقویت شد و از این زمان، روابط ایران و مصر گسترش یافت ، به گونهای که دولت شاهنشاهی ایران و دولت مصر به دو متحد استراتژیک غرب تبدیل شدند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران روابط ایران و مصر به شدت تیره شد که از مهمترین عوامل این تیرگی روابط امضای پیمان کمپ دیوید و شناسائی رژیم صهیونیستی توسط انور سادات بود.
عوامل واگرایی دو کشور مصر و ایران بعد از انقلاب اسلامی: امضای قرارداد کمپ دیوید بین مصر و رژیم صهیونیستی ، اتهامات مصر به ایران و حمایت از جنبش های اسلامی مصر، همکاری نزدیک نظامی مصر با آمریکا ، حمایت مصر از عراق در جنگ تحمیلی از مهمترین دلایل واگرایی ایران و مصر در این دوران بود.
ولی در واقع مهمترین علتی که باعث قطع روابط شد ، شناسایی رژیم صهیونیستی و امضای معاهده بین مصر و رژیم صهیونیستی بود.
پس از پیروزی انقلاب ، روابط دو کشور به طور کامل قطع شد ولی به علت حجم بالای سرمایه گذاریهای اقتصادی ایران در مصر، دو کشور در چارچوب حفظ منافع ، دفاتری برای پیگیری مسائل و مشکلات اقتصادی و فرهنگی به وجود آوردند.مصر در دهه اول پیروزی انقلاب اسلامی به علت همگرایی با آمریکا و همراهی با رژیم صهیونیستی و حمایت از عراق به یکی از کانونهای دشمنی با ایران تبدیل شد.
حمایت ایران از جنبش انقلابی و مردمی در فلسطین ، زمینه های چالش میان ایران و مصر را که در دو سوی طیفهای معارضه جویی در خاورمیانه قرار داشتند، گسترش داد.
اما از دهه دوم انقلاب اسلامی ، با سرخوردگی اعراب از طرحهای سازش و نیز فشارهای آمریکا بر اعراب برای پذیرش خواسته های نامشروع رژیم صهیونیستی ، زمینه برای برخی همگراییها میان مجموعه کشورهای اسلامی از جمله ایران و مصر فراهم گردید اما این مساله نتوانست تغییری در رویکردهای سیاسی دو کشور به وجود آورد.
تنها تحول مهم در دهه دوم انقلاب اسلامی ، مبادلات فرهنگی ، علمی و افزایش رفت و آمد چهره های دینی ، علمی و فرهنگی به دو کشور و فعال شدن برخی نهادهای فرهنگی بود.
اما شکست طرحهای سازش با رژیم صهیونیستی ، به دلیل رشد و گسترش انتفاضه و روی کار آمدن دولت تندرو و افراط گرای شارون ، حوادث یازدهم سپتامبر 2001که اساسا پیامدهای آن تاثیر عمیقی بر کشورهای خاورمیانه از جمله مصر باقی گذاشت و سیاست تهاجمی آمریکا علیه مسلمانان و فشار به کشورهای عربی در فرایند تحولات سیاسی دو کشور تغییرات محسوسی به وجود آورد.
به هر حال دورنمای روابط ایران مصر به نظر روشن می آید. این دو کشور در سالهای اخیر سعی در توسعه روابط با یکدیگر را داشته اند و گامهای مشترکی را نیز در این راه برداشته اند که هنوز مستحکم نشده است.
با توجه به رویدادهای اخیر در مصر از جمله انتخابات قانون گذاری و پیروزیها احزاب مختلف در این کشور که از آزادیهای بیشتر در مصر حکایت دارد به نظر می رسد اینده روابط این دو کشور رو به افزایش است که نیاز به زمانی بیشتر را می طلبد.
خواست مردم مسلمان مصر، دوری جستن از سیاستهای گذشته و ورود به روزگاری نو با سیاستهای مستقل ملی فارغ از دخالت های امریکا است.اوضاع و تحولات منطقه ای و بین المللی بالاخص سردی روابط آمریکا و اعراب پس از حوادث 11سپتامبر فرصت مغتنمی برای توسعه روابط ایران و مصر فراهم کرده است.
دیدگاههای مشترک ایران مصر بویژه در خصوص عاری شدن منطقه خاورمیانه از سلاحهای کشتار جمعی می تواند زمینه ساز روابط مستحکمتر از پیش در این منطقه باشد.همگرایی این دو کشور در خاورمیانه میتواند آثار و پیامدهای مثبتی داشته باشد و این آثار زمانی ماندگار و پایدار و موثر است که تصمیمهای دو کشور راهبردی و مبتنی بر منافع ملی باشد.
نارضایتی مردم مصر از مداخلات امریکا را می توان جدا از پیشنه مثبت ارتباطات این دو کشور زمینه ساز ارتقای روابط دو ملت را در پیش داشته باشد. جدای از این موضوع نگرش سران مصر نیز با چرخشی محسوس خواستار ارتقای روابط با ایران هستند اظهارات حسنی مبارک که اعلام کرده بود پیمان کمپ دیوید برای گذشته است و دیدار با خاتمی در ژنو موید این مدعاست که اتحاد این دو کشور اسلامی که در مناطقی بسیار حساس قرار دارند می تواند در روند پیشبرد منافع ملی و منطقه ای دو کشور بسیار موثر باشد که به نظر می رسد رژیم صهیونیستی از این اتحاد چندان خرسند نخواهد شد.