نگاهی به سریال هشدار برای کبری 11

20 سال پلیس بازی در بزرگراه!

آلمان کشور شعر، فلسفه و موسیقی است و گویی این سرزمین سرد که در یکصد سال گذشته یک سر جنگ‌های جهانی بوده جمع اضدادی است عجیب و غریب که هم در آن نواهای روحانی و بی‌نظیر باخ شنیده می‌شود و هم مارش نازی‌های هیتلری در دهه 30 و 40 میلادی.
کد خبر: ۹۴۳۱۳۵

این کشور همواره و از گذشته‌ای دور تاکنون مقصد نهایی بسیاری از پناهجویان عمدتا درگیر جنگ در کشورشان بوده و به همین دلیل و در طول این سال‌ها اخباری از ایجاد جنبش‌های نازیستی جدید از آن به گوش می‌رسد. این نکته به شکل مستقیم به نوشتار زیر درباره مجموعه هشدار برای کبری 11 مرتبط است که به آن خواهیم پرداخت.

آنچه در سال‌های دهه 60 از سریال‌های آلمانی در ذهن مخاطب ایرانی مانده مجموعه‌هایی همچون کارآگاه درک و کاستر یا روباه پیر است که اولی نه‌تنها در ایران که در کل جهان بسیار محبوب می‌شود و حتی آیتم طنزی هم در مجموعه ساعت خوش در آن سال‌ها درباره اش ساخته می‌شود و البته جالب اینجاست که همین اواخر به دلیل کشفی که درباره نازی بودن بازیگر نقش اصلی یا همان هورست تاپرت در 19 سالگی‌اش اتفاق می‌افتد تلویزیون زد‌دی‌اف اعلام می‌کند این سریال دیگر هرگز پخش نخواهد شد! سریال درک در رده‌بندی سریال‌های پلیسی در دسته سریال‌های دوران معاصر قرار می‌گیرد که نه مانند کلاسیک‌هایی چون پوآرو یا خانم مارپل به لحاظ زمانی قدیمی‌تر است و بر مبنای رمان‌های کلاسیک ساخته شده و نه آثاری که این سال‌ها تولید می‌شود و پلیس و تبهکاران براساس دنیای فناوری و تکنولوژی با هم مبارزه می‌کنند. البته یادآوری این نکته ضروری است که مخاطب ایرانی در این سه دهه تقریبا تمام انواع سریال‌های پلیسی و جنایی را تجربه کرده و شاید به همین دلیل است که برخی از آثاری که این روزها از تلویزیون پخش می‌شود چندان با اقبال مخاطب روبه‌رو نمی‌شود، چون نوع درجه یک آن قبلا پخش شده و سلیقه مخاطب را بالا برده است.

هشدار برای کبری 11

سریال تلویزیونی هشدار برای کبری 11 محصول شبکه زددی‌اف آلمان از سال 1996 تاکنون در حال تولید و پخش است. این مجموعه تاکنون در 30 فصل و حدود 250 قسمت ساخته شده که در نوع خود حیرت‌انگیز است. در تمام این 20 سال شاکله اصلی و بازیگر نقش سمیر تغییری نکرده است. هشدار برای کبری 11 در بسیاری از کشورهای جهان پخش شده و طرفداران خاص خود را دارد. در ایران هم از همان ماه‌های ابتدایی تاسیس شبکه 5 این سریال از این شبکه شروع به پخش شد که تا کنون ادامه دارد. به گونه‌ای که گویی این مجموعه و شبکه 5 یا تهران با هم عجین شده‌اند. زبان اصلی این مجموعه آلمانی است و تغییرات بازیگران آن کاملا بر مبنای تغییرات داستانی و بر مبنای منطق دراماتیک اتفاق می‌افتد.

‌ پلیس‌های بزرگراه

مجموعه هشدار برای کبری 11 هم نام عجیبی دارد و در ابتدای پخش به دلیل نوع فعالیت دو پلیس آن قدری عجیب می‌نماید، زیرا مخاطب ایرانی تصوری که از پلیس بزرگراه دارد به کلی با آنچه در این سریال اتفاق می‌افتد متفاوت است. در ایران پلیس‌های محسوس و نامحسوس بزرگراه‌ها وظیفه کنترل سرعت و تخلفات رانندگی را به عهده دارند اما در این مجموعه اصولا بزرگراه بهانه شروع داستان است. داستان‌هایی که با گزارش یک تخلف در بزرگراه شروع می‌شود و عموما با فرار متهم ادامه پیدا می‌کند و حالا پلیس باید پیگیر ماجرا باشد.

چرا بزرگراه؟!

هوشمندانه‌ترین قسمت داستان مجموعه تلویزیونی هشدار برای کبری 11 همین انتخاب است. این لوکیشن ابتدایی به دو دلیل عمده انتخاب شده که می‌تواند درس بزرگی برای سریال‌سازی در ایران باشد. بودن داستان در یک اتوبان و تعقیب و گریز‌های جذاب اولین نکته‌ای است که باعث می‌شود مخاطب این کار افزایش یابد. در این تعقیب و گریز‌ها عموما زد و خورد و تخریب اتومبیل هم اتفاق می‌افتد و به معنای واقعی کار اکشن می‌شود. اکشنی که البته در دل خود داستان‌های جذابی هم دارد و صرفا به زد و خورد منتهی نمی‌شود.

نکته دوم و البته ظریف این سریال تبلیغ صنعت خودروی آلمان است. این کشور چند برند شاخص و جهانی خودروسازی جهان همچون بنز، بی‌ام‌دبلیو، فولکس واگن و پورشه و آئودی را در اختیار دارد و ایالت باواریا به مرکزیت مونیخ یکی از صنعتی‌ترین مناطق جهان است. در این مجموعه پلیس از اتومبیل‌های ساخت این کشور که به نوعی بزرگ‌ترین کشور تولیدکننده خودروست استفاده می‌کند و در بسیاری از تعقیب و گریز‌ها قدرت این اتومبیل‌ها به تصویر کشیده می‌شود و جالب اینجاست که معمولا در هر قسمت یکی از این ماشین‌ها نابود می‌شود اما به هرحال اداره پلیس خیلی سریع و برق‌آسا خود را تجهیز می‌کند. در این مجموعه بدون آن‌که بر کارخانه خاصی تاکید شود کل صنعت آلمان به رخ کشیده می‌شود و بخصوص قدرت پلیس این کشور در برخورد با تبهکاران به چشم می‌آید.

چرا سمیر؟

دهه 80 و بخصوص 90 میلادی آلمان شاهد ظهور جنبش‌های نئونازیستی است و در این میان چند حمله وحشیانه به مهاجرین و بخصوص ترک‌تبارهای ساکن آلمان انجام می‌شود و این حملات خشم عمومی را در آلمان برمی‌انگیزد. به نظر می‌رسد استفاده از بازیگری ترک‌تبار به نام اردوغان آتالای، آن هم در میانه دهه 90 جدای از قدرت بازیگری او دلایل فرامتنی هم داشته باشد. این انتخاب آن هم برای سریالی طولانی و در نقش یک پلیس دوست‌داشتنی و درستکار قطعا پیام مهمی برای جامعه مهاجرپذیر آلمان است؛ آلمانی که صدراعظمش آدولف هیتلر در المپیک 1936 از مدال گرفتن سیاهپوستان خشمگین شده و با جسی اونز ورزشکار سیاهپوست آمریکایی دست نمی‌دهد و حالا 80 سال بعد ژرومه بواتنگ سیاهپوست و مسوت اوزیل ترک‌تبار عضو تیم ملی فوتبالش می‌شوند. انتخاب سمیر بر هر مبنایی که باشد به شکلی نمادین به جامعه مستعد نژادپرستی آلمان پیام مهمی برای صلح، دوستی و انسانیت می‌دهد.

کارگردانی

هشدار برای کبری 11 یک نوع کارگردانی متکی بر تکنیک دارد. روشی که بیشتر یک تکنیسین ماهر نیاز دارد تا یک فیلمساز مولف؛ زیرا به دلیل تولید طولانی مدت به این شکل قطعا سرعت و کیفیت در کنار هم الزامی است. در این سریال داستان با هیجان و برش‌های کوتاه و به وسیله تدوین با ریتم تند و جذاب روایت می‌شود. در تمام قسمت‌ها عنصر ثابت داستان صحنه‌هایی مربوط به تیراندازی و تعقیب و گریز به وسیله اتومبیل است و در کنار این‌ها داستانی معمایی که بندرت این ترکیب و ساختار تغییر می‌کند و حتی اگر سمیر یا همکارش تام یا بن دچار مشکلی عاطفی و خانوادگی شوند در دل داستانی پلیسی این اتفاق می‌افتد و به صورت موازی روایت شده و معمولا در سکانس‌های پایانی آرامشی پس از توفان برقرار می‌شود.

در سریال هشدار برای کبری 11 قطعا به شیوه تولید صنعتی و سریع البته نه از جنس سریال‌های ترکیه‌ای که بر مبنای شیوه‌های موفق تلویزیون‌های بزرگ اروپایی و آمریکایی اثر ساخته می‌شود و صحنه‌های مختلف توسط گروه‌های مجزا کارگردانی می‌شود.به همین دلیل است که در تمام این سال‌ها کمترین میزان تغییر و چند پارگی در ساختار آن احساس می‌شود، زیرا برای این گونه سریال‌سازی شبکه‌های بزرگ تلویزیونی از فرمول‌هایی خاص استفاده می‌کنند و هرگز حاضر به تغییر آن نیستند.

بدلکار ابدی

پیمان ابدی، بدلکار فقید (1388-1351) در مقطعی به عنوان طراح جلوه‌های ویژه و بدلکار با این سریال همکاری کرده است. او در نوجوانی و برای ادامه تحصیل به آلمان می‌رود و علاوه بر آشنایی با زبان‌های انگلیسی، آلمانی، اسپانیایی و ایتالیایی در رشته تخصصی شیرجه به درجه‌ای از مهارت می‌رسد که شیرجه اش در فرانکفورت در کتاب رکوردهای گینس ثبت می‌شود. زنده‌یاد ابدی پس از سال‌ها در سال 1385 به ایران باز می‌گردد و متاسفانه در سال 1388 و هنگام بدلکاری در فیلم چشم‌های نامحسوس و بر اثر یک حادثه جان خود را از دست می‌دهد. مرحوم ابدی از آن دسته بدلکارانی است که به دلیل طراحی‌های حرفه‌ای توانست در اروپا و در پروژه‌ای سنگین همچون هشدار برای کبری 11 کار کند و شاید به دلیل حضور اوست که این سریال برای بینندگان ایرانی با خاطره‌ای تلخ و غم‌انگیز همراه است؛ خاطره‌ای که گویی تلخی‌اش ابدی است.

دوبله

مدیریت دوبلاژ هشدار برای کبری 11 به عهده ناصر طهماسب، دوبلور قدیمی و برجسته است. افشین ذینوری هم به جای سمیر در این سریال گویندگی می‌کند که به نظر می‌رسد انتخابی درست و زیبایی‌شناسانه است. بهمن هاشمی با صدایی که هیجان در آن نقش اصلی را بازی می‌کند گویندگی تیزرهای این سریال و برخی از نقش‌های جانبی را انجام می‌دهد.این دوبله در تمام این سال‌ها به همراه چهره‌های آشنای سریال باعث شده سریال هشدار برای کبری 11 به یکی از نمادهای سریال‌های پلیسی تبدیل شود.

‌ هشدار برای کبری 11 علی‌رغم این که در ردیف مجموعه‌های هنری یا روشنفکرانه قرار نمی‌گیرد دارای ویژگی‌های مثبت بسیاری به لحاظ موضوعی و ساختاری است.

استفاده از داستان‌های واقعی پلیس آلمان و تبهکاران باعث شده سطح آگاهی عمومی در این کشور و اعتماد مردم به پلیس افزایش یابد و این دقیقا کارکرد رسانه و تلویزیون است، ضمن این‌که تولید یک سریال در مدت زمان 20 سال بدون کمترین توقف و یا تغییر نشان از یک استراتژی فوق‌العاده و برنامه‌ریزی بی‌نظیر دارد. سریالی که در سال‌های ابتدایی تولید ناچار است برای صحنه‌های تعقیب و گریز از اتومبیل‌های واقعی و بدلکاری استفاده کند، اما آن قدر در تولید دارای برنامه‌ریزی و ثبات است که با گذر از آن دوران وارد عصر جلوه‌های ویژه می‌شود و حالا علاوه بر صرفه‌جویی می‌تواند به کمک این تکنولوژی صحنه‌های بیشتر و البته جذاب‌تری خلق کند. این سریال می‌تواند الگو و نمونه مناسبی برای برنامه‌سازی تلویزیونی به مدت طولانی و با کیفیت باشد. اتفاقی که در بسیاری از مواقع در تلویزیون خودمان هم می‌افتد و ای‌کاش ادامه پیدا کند و در آخر این نکته که هشدار برای کبری 11 شوخی یا جدی نشان می‌دهد آلمان سرزمین سریال هم هست آن هم از نوع پلیس‌بازی در بزرگراه... .

‌ بازیگران تعقیب و گریز در بزرگراه

اردوغان آتالای، بازیگر ترک‌تبار آلمانی بازیگر نقش سمیر در این مجموعه است که به تناوب پارتنرهایش تغییر کرده است. از آنجا که معمولا در سریال‌های پلیسی و جنایی دو پلیس موضوع را حل می‌کنند در این مجموعه هم سمیر با همکارش به سراغ مجرمین می‌رود. نکته مهم این سریال این نکته است که برخلاف بسیاری از مجموعه‌های مدرن و حتی کلاسیک جنایی و پلیسی این رابطه به صورت رئیس و دستیار نیست، بلکه سمیر با تام یا الکس همکاری هم رده است که با همکاری و مشارکت هم پروژه را پیش می‌برند.نکته بعدی روابط بین این دو است که عموما عاطفی و با شوخی و کل کل‌های دوستانه ترکیب شده و به همین دلیل در اوج عملیات و درگیری بیننده این صمیمیت را حس می‌کند. بازیگرهای نقش مقابل سمیر به ترتیب تام،یان،کریس و مجددا تام نام دارند که هرکدام به دلیل کشته شدن یا انتقال به واحدی دیگر در داستان عوض می‌شوند اما با ثبات‌ترین پارتنر سمیر تام با بازی بن‌یگر است که رفت و برگشتی دراماتیک در داستان دارد.

زوج دوم داستان با بازی هوته هرزبرگر و دیتر بونرات هستند که در حقیقت همان چاق و لاغر داستان هستند و با پورشه معروفشان به عملیات می‌روند و رابطه عاطفی عمیق و تا حدودی کمدی با هم دارند. هوته بعد از 43 سال خدمت در اداره پلیس و در آستانه بازنشستگی و برای نجات جان همکارش کشته می‌شود، در حالی که همه اعضای گروه در سکانسی غم‌انگیز شاهد مرگ او هستند.

علیرضا قاسم بریشی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها