در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در تحلیل مولفه اول، نباید این نکته را از یاد برد که سیاست خارجی آمریکا هژمونیک و برتریجویانه است، اما کشورهایی مثل ترکیه، کرهجنوبی و چین در مقابل این منش هژمونیک روش معقولی را طی میکنند و همانطور که شاهدیم چین موفق شده قدرت اقتصادی برتر دنیا شود.
جنگ افروزیهای آمریکا در جریان حمله به افغاستان و عراق موجب گسترش افراطگرایی وتعمیق آن در دنیا شده است زیرا جنگ پدیدهای ساده نیست و میتواند تبعات بسیاری داشته باشد. تمام کشورهایی که صحبت از جنگ میکنند کشورهای ضعیفی هستند و نمیتوانند در دنیا مذاکره کنند، اما در مقابل کشورهایی ازجمله سوئیس، سوئد و دانمارک ایدههایشان را پیش میبرند، حتی برخی از کشورهایی که در مناطق بحرانی وجود دارند سعی میکنند از جنگ اجتناب کنند. با این همه آمریکا روشی را انتخاب کرد تا بتواند تا اندازهای افکار عمومی کشورش را برای اقدامات تروریستی خود مجاب کند، اما هزینه آن برای دنیا زیاد بود.
از دیگر سو، در بُعد سیاست داخلی، شکلگیری جنبشهای اعتراضی در آمریکا از جمله جنبش سیاهان و والاستریت نشاندهنده این است که سیستم آمریکا نتوانسته به بخشی از جامعه توجه مناسبی داشته باشد. نظام سرمایهداری بیرحمانه است. در این نظام اگر شغلتان را از دست بدهید زندگی خود را از دست دادهاید. تامین اجتماعی، درمان و تحصیلات رایگان در این کشور وجود ندارد. این موضوعات سببساز شکلگیری جنبش والاستریت میشود. واقعیت این است که در آمریکا ثروت در دست عدهای خاص است و حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی رعایت نشده و نابرابری وجود دارد.
این تبعیضها بویژه در مورد سیاهان بسیار روشن است. نوع نگاه پلیس به سیاهان تبعیضآمیز است، در صورتی که سفیدپوست باشید، ولو تبهکار و در خیابان قدم بزنید ممکن است پلیس این کشور شک نکند، اما در صورتی که سیاه باشید ولو اینکه فردی دانشگاهی باشید ممکن است پلیس سوالاتی را از شما داشته باشد؛ بنابراین نوع نگاه به سیاهان اعتراضات جدی را از سوی آنها شکل داده است. در آمریکا در مقایسه با کشورهای اروپای شمالی و غربی عدالت ضعیفتر است و حتی نخبگان بزرگی از دنیا نقض حقوق اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را از نزدیک در آمریکا مشاهده میکنند.
اما از حیث اقتصادی، شاهد نظام چندقطبی در جهان هستیم که آمریکا، چین، ژاپن و اتحادیه اروپا بازیگران اصلی آن هستند. این چندقطبی گرایی در حوزه سیاسی هم وجود دارد. کشورهایی به غیر از ایالات متحده را در شورای امنیت داریم که دارای قدرت وتو هستند و میتوانند جلوی برخی قطعنامهها را بگیرند. در زمینه مسائل فرهنگی هم باید بگویم که در دنیا چندفرهنگی وجود داشته و دارد، اما جریانی در دنیا شروع شده که دنیا را تکفرهنگی میکند و برخی به اشتباه در آن دام میافتند. آن دامی است که با پدیدهای به نامه اسلامهراسی شروع شده است. از دید اسلام هراسان، در یکطرف فرهنگ آزادیخواه و جامع آزاد است که آمریکا و اروپای غربی آن را تبلیغ میکنند و در مقابلش فرهنگی است که بهگونهای اشتباه آن را اسلامی مینامند. بنابراین باید متخصصان و دانشگاهیان به صحنه بیایند و نمودهای ارزشی فرهنگهای جوامع دیگر را بهدرستی معرفی کنند تا نظام چندقطبی در همه ابعاد آن مورد توجه قرار گیرد.
دکتر مهدی ذاکریان - استاد علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: