داستان اپل نیوتن هم از این جنس است. با اینکه این محصول خلاقانه اپل تقریبا همیشه در فهرست شکستهای این شرکت قرار میگیرد، بیانصافی است اگر تاثیرات آن را در تاریخ رایانه نادیده بگیریم.
پروژه نیوتن در اپل با یکی از شعارهای آشنای اپل آغاز شد: اختراع دوباره رایانه شخصی! نیوتن سال 1987، یعنی دو سال پس از اخراج استیو جابز از اپل و تحت مدیریت جان اسکالی کلید خورده بود و ایده اصلی آن که تیم طراحی نیوتن براساس آن جلو میرفت به نام «سناریوی معمار» مشهور بود. در این سناریو، تیم نیوتن، معماری را در نظر داشتند که از این رایانه جدید برای طرح زدن روی یک واسط گرافیکی و نمایش آن به مشتریانش استفاده میکند.
با توجه به این ایده، نیوتن به پردازندهای نیاز داشت که در عین مصرف پایین منابع، بتواند آنقدر قدرتمند باشد که از پس اعمال گرافیکی پیچیده نیز بربیاید. برای رسیدن به این هدف، لری تسلر (Larry Tesler) سراغ یکی از شرکتهای پیشرو در زمینه طراحی پردازنده با مصرف پایین، یعنی Acorn RISC Machine) ARM) رفت که این همکاری به تاسیس هلدینگ ARM برای طراحی اینگونه پردازندهها منجر شد. (امروزه درصد زیادی از پردازندههای تلفنهمراه که توسط شرکتهایی مانند اپل یا سامسونگ ساخته میشود، تحت این هلدینگ هستند.)
قدم بعدی در پروژه، نرمافزار و پلتفرم آن بود؛ جایی که چالش اصلی خودش را نشان داد. ابتدا زبان برنامهنویسی دایلن (Dylan) که توسط خود اپل توسعه یافته بود، بهعنوان زبان اصلی پروژه انتخاب شد، اما دایلن هیچگاه نتوانست به حدی برسد که بتوان با آن برنامهای برای نیوتن نوشت. بنابراین دایلن کنار گذاشته شد و نیوتناسکریپت (NewtonScript) جایگزین آن شد. زبانی که بهطور خاص برای استفاده روی رایانههایی با رام و حافظه اجرایی پایین طراحی شده بود.
این تغییرات اساسی باعث شد پروژه به ضربالاجلهای تعیینشده نرسد و خزش ویژگیها در کنار ترس از اینکه رایانهای به نام نیوتن بر فروش نهچندان قوی مکینتاش تاثیر بگذارد، باعث شد مدیران اپل بخصوص جان اسکالی، مدیرعامل تصمیم گرفتند تغییری مفهومی در پروژه نیوتن بدهند. اینگونه بود که نیوتن از یک رایانه به یک همراه دیجیتال تبدیل شد و جان اسکالی برای توصیف آن از اصطلاح «همراه شخصی دیجیتال» یا همان PDA استفاده کرد؛ اصطلاحی که در سالهای بعد متناظر با اینگونه دستگاهها شد. جالب است بدانید طراحی اپل نیوتن توسط جاناتان آیو (Jonathan Ive)، طراح محصولاتی چون آیپاد، آیمک، مکبوک و مدیر طراحی حال حاضر اپل انجام گرفته بود.
نمایش و مشکلات
بالاخره پس از شش سال پروسه طراحی و تولید و با هزینهای بالغ بر صد میلیون دلار، نخستین دستگاه مبتنی بر این پلتفرم، اپل مسیجپد (MessagePad) برای فروش در اکسپوی مکورلد در بوستون ارائه شد. مسیجپد با وجود قیمت نسبتا بالای 900 دلاری، داغترین محصول نمایشگاه بود و در سه ماهه نخست، 50 هزار نمونه از آن به فروش رفت. تا اینجای کار، همه چیز بر وفق مراد مدیران و طراحان اپل بود. محصول جدیدی (در اصل شاخه جدیدی از محصولات) به بازار آمده بود و استقبال هم از آن خوب بود. با اینحال، داستان اپل نیوتن آنطور که آنها پیشبینی کرده بودند، پیش نرفت.
اپل مسیجپد محصول جالبی بود، ولی مانند هر محصول دیگری، ایرادهای آن پس از مدتی استفاده خود را نشان داد. مشکل اول را احتمالا بتوانید حدس بزنید؛ باتری! البته در آن زمان، باتریهای لیتیومی به پیشرفت امروزی نرسیده بود و اپل مسیجپد از دو باتری قلمی استفاده میکرد که با توجه به مصرف بالای سختافزاری و نرمافزاری، زمان استفاده از آن را بسیار پایین آورده بود.
اما مشکلی که بزرگترین ضربه را به اعتبار نیوتن وارد کرد، ایرادی در اصلیترین قابلیت آن بود: تشخیص دستخط. کاربران پس از مدتی متوجه شدند سیستم تشخیص دستخطی که اپل اینقدر روی آن تبلیغ کرده بود، اصلا به آن دقت نیست. اینجا بود که تمسخرها شروع شد و این سیستم دستاویزی شد برای کمیکهای اینترنتی و حتی کارتون مشهور سیمپسونها که در یک قسمت بهطور خاص روی آن تمرکز کرده بود. آن هم با نمایش لوگوی اپل بهصورت سیبی کرمخورده! مشکل اینجا بود که سیستم تشخیص دستخط زمان زیادی برای یادگیری دستخط کاربر میبرد. دقت کنید وقتی میگوییم زمان زیادی، منظور چند ساعت نیست، بلکه بین دو هفته تا دو ماه!
ایراد سوم، نبود راه اتصال دستگاه به رایانه بود که در مقابل دو ایراد قبلی، اهمیت کمتری داشت. البته اپل در نسخههای بعدی نیوتن این ایرادها را تا حد زیادی برطرف کرد و دقت تشخیص دستخط آن نیز بسیار بالاتر رفت، اما ضربه اصلی وارد آمده بود و اپل نیوتن هیچگاه نتوانست به همراه دیجیتالی تبدیل شود که اپل انتظارش را داشت.
پایان نیوتن
اپل نیوتن نه یک محصول، که شاخهای از محصولات بود و به همین دلیل اپل به این راحتیها از آن دست نکشید. تولید و توسعه نیوتن تا پنج سال پس از عرضه اولین دستگاه آن، یعنی تا سال 1998 ادامه داشت و شرکتهایی مانند موتورولا و شارپ نیز همراههایی دیجیتال بر پایه پلتفرم نیوتن عرضه کردند. با پیشرفت این دستگاهها، آخرین نسخههای آن، یعنی مسیجپد 2000 و 2100 دستگاههایی قوی بودند که امکانات زیادی هم به آنها اضافه شده بود. جالب است بدانید اپل حتی فروشگاههایی خاص فروش نیوتن و آموزشهای مربوط به آن در چند شهر آمریکا ایجاد کرده بود که مبنایی برای فروشگاههای اپل امروزی به حساب میآید.
اما سال 1998، پروژه نیوتن بهطور کامل متوقف و پرونده آن بسته شد. فکر میکنم بتوانید حدس بزنید چه کسی چنین قدرتی را داشت که ترمز پروژهای به این عظمت را بکشد. بله، یکی از کارهایی که استیو جابز هنگام بازگشت به اپل انجام داد، بستن پروژه «آن چیز خطخطی کن» بود!
درسها
مفاهیم به آسانی نابود نمیشوند. با اینکه گفته میشود استیو جابز پروژه نیوتن را متوقف کرد، اما بسیاری معتقدند رد پای نیوتن را میتوان در آیفون و آیپد دید. البته اینبار انگشت به جای قلم!
حواستان به ویژگی اصلی محصولتان باشد. شاید اگر ویژگیهای جانبی یک محصول بخوبی عمل نکند، بتوانید آن را با توسعههای بعدی بهبود ببخشید، ولی مطمئن باشید اگر ویژگی اصلی که تبلیغتان را روی آن بنا کردهاید ایراد داشته باشد، سرنوشت خوبی در انتظار محصولتان نخواهد بود.
از ابتدا بدانید چه میخواهید و هدف یک محصول چیست! نه اینکه بعد از گذشت زمان و صرف هزینه، تازه بخواهید مسیر طراحی را به سمتی که از اول باید میبود، تغییر دهید.
محمود صادقی