داستان طراحی G900 لاجیتک، یکی از قوی‌ترین ماوس‌های تاریخ

اودیــسه یک ماوس

کریس پِیت نه طراح است، نه مهندس، اما با 17 سال سابقه‌ای که در لاجیتک دارد، خوب به همه فهمانده که گاهی تجربه به فرمول و حفظیات می‌چربد.
کد خبر: ۹۴۰۶۲۰

او با نیت ساخت ماوسی بی‌سیم که بتواند سختگیرترین کاربران را به استفاده بی‌سیم قانع کند، در این سفر پا نهاد. مخاطب هدف وی، بیش از هر رده، بازیکنان کانتر استرایک بود. همه چیز ماوس با این ذهنیت طراحی شده است: «وزن بسیار سبک، طراحی مناسب برای دو دست و همچنین دکمه‌هایی برای کلیک شدنِ سریع‌ و دقیق‌تر» در اد امه درباره مراحل تولید یک ماوس مخصوص گیمینگ خواهید خواند.

طراحی محصولی مانند G900، بلافاصله از ذهن طراح بیرون نمی‌آید. حتی طراحی شکل بدنه ماوس که شاید در نظر خیلی‌ها ساده‌ترین بخش تولید باشد نیز ماه‌ها رایزنی می‌خواهد. طراحان معمولا حدود 30 تا 40 طرح متفاوت زده و در نهایت به مدل مناسب عرضه می‌رسند که البته در مورد G900 تعداد این طراحی‌ها بالای صدها مورد بوده است.

طراحان ابتدا با طرح ماکت ماوس شروع می‌کنند. برخی مشابه مدل‌های قدیمی و برخی با تفاوت‌های فاحش و خاص. طراحی مناسب دو دست از ابتدا در برنامه لاجیتک نبود و هدف ابتدایی آنها کاهش وزن تا حد ممکن بود.

سازندگان وقت زیادی را پای طراحی‌ها صرف می‌کنند. تفکر زیادی خرج این می‌شود که چه موادی برای ساخت مناسب است، فرآیند قالب‌گیری چه باشد و کدام مورد را می‌توان حذف کرد یا کجا زیر دست کاربر نقش ندارد و می‌توان با حذف متریال آن وزن را کاهش داد. سپس فرآیند مدلسازی با فوم آغاز می‌شود. قالب‌های محکم فوم را با اره نواری بریده سپس به وسیله سوهان دستی شکل می‌دهند. طراح در چند هفته مدل‌های متعددی را ساخته و امتحان می‌کند تا سرانجام به مدلی برسد که با حداکثر انواع حالات دست‌ها سازگار باشد.

طراحان مدل‌های فومی خود را در محیط دفتر بهبود می‌بخشند. قسمتی را بیشتر بریده یا به بخشی دیگر چیزی اضافه می‌کنند تا با دست‌ها بیشتر سازگار شود. به گفته طراحان لاجیتک، گیمرها راحتی را اولین عامل انتخاب یک ماوس می‌دانند.

اندکی پس از امتحان انواع نمونه‌های فیزیکی، نوبت به کارزار اصلی می‌رسد. در تولید ماوسی مانند G900، دیگر حرف از ساخت ماوس نیست. چنین ماوس‌هایی را از همان مراحل اولیه، با نام «هیولا» خطاب می‌کنند. بحث زیادی درباره حس و حال چرخش اسکرول یا پیچش روی دکمه‌ها مطرح می‌شود. فاز طراحی جزئی که می‌رسد، یعنی مرحله گذر از طراحی فایل‌های سه‌بعدی به فایل‌های سه‌بعدی مکانیکی یا تبدیل خروجی طراحان به آنچه مهندسان مکانیک لازم دارند، چالش بزرگ‌تری آغاز می‌شود. مسائل مختلفی باید در این مرحله در نظر گرفته شود. طراحی ماوس و حس و ظاهرش تازه اول کار است. مهندس مکانیک تازه باید برای همه چیز، از متریال و تمامیت ساختاری گرفته تا وزن و کارکرد تصمیم بگیرد.

باری به دوش

مهندسان معمولا حدود 25 طرح از طراحان دریافت می‌کنند. مهندسان طرح را سه‌بعدی کرده و سعی می‌کنند با تعیین کردن جای قرارگیری تجهیزات الکترونیک، امکان یا عدم امکان کاربری صحیح مدل را مشخص کنند. آنها شکل و ساخت قطعات، نحوه اتصالشان و در کل فراهم بودن شرایط تولید را بررسی می‌کنند تا در صورت وجود هر مانعی در صدد برطرف کردنش بربیایند.

همین پنچ سال پیش، آزمایش ماوس‌ها چندان مفید انجام نمی‌شد. اکنون لاجیتک وقت زیادی را صرف ساخت نمونه‌های سالم و کاربردی می‌کند. این مدل‌ها را در اختیار کاربران گذاشته و آزمون‌های 10 تا 15 دقیقه‌ای انجام می‌دهند تا محل قرارگیری دکمه‌ها و اندازه‌شان را تست کنند. در عین حال، آزمایش‌های طولانی‌تری هم انجام می‌شود و از هر ماوس، حدود 20 تا به کاربران می‌دهند تا یک هفته استفاده کنند و هر تغییری نیاز باشد، براساس بارخورد کاربران اعمال می‌شود.

یک فیزیولوژیست با تیم تولید همکاری دارد که نظرات کاربران را به اطلاعات باارزش تبدیل می‌کند. آزمون تجربه کاربر، به تیم مهندسی کمک می‌کند به یک طراحی راحت و خو‌شدست نزدیک شوند، اما این تنها نقش او نیست. سرِ تولید G900، مهندسان مکانیک گروه باید همه سعی خود را می‌کردند که تا جای ممکن وزن ماوس را کم کنند.

برای این امر، سازندگان همه چیز را سبک سنگین کردند. از قطعات پلاستیکی گرفته تا جزئیات ساخت و قطعات الکترونیکی، سعی کردند تا جایی که به کیفیت محصول لطمه نخورد وزن همه را کاهش دهند. تیم سازنده در نهایت به یک پوسته پلاستیکی ایده‌آل رسیدند که با ضخامتی برابر با 2/1میلی‌متر، بسیار نازک‌تر از ماوس‌های قبلی لاجیتک ظاهر می‌شد. مشکل اینجا بود که وزن اکنون زیادی سبک بود و نمونه‌ها سست به‌نظر می‌آمدند. از این رو یک شاسی داخل آن کار گذاشتند تا نقش پایه را بازی کرده و تعادل کافی را به آن بدهد.

بیشتر ماوس‌های بازار را که باز کنید، می‌بینید کلیک راست و چپ از هم جدا نیست و جزئی از پوسته بالایی ماوس است. یک چنین حالتی، تفاوتی فاحش – حدود 10 درصد – بین فشردن کلیک چپ و راست ایجاد می‌کند. در عین حال، با توجه به این‌که کجای ماوس را بفشارید فشار متغیر خواهد بود. سازندگان G900 این مساله را کاملا حل کرده‌اند. در این ماوس، یک لولای محوری برای کلیک چپ و راست تعبیه شده است. آنها کلید‌ها را سفت‌تر ساخته‌اند تا دفرمه شدن یا خمیدن پلاستیک کلیک‌ها کمتر حادث شده و با وارد آمدن فشار مناسب، نیاز به تلاش اضافه بازیکن نباشد و در عین حال، از رخ دادن کلیک‌های تصادفی اجتناب شود.

حسگر مناسب

تعجب‌آور نیست که لاجیتک در G900 نیز از همان حسگر 12,000 DPI معروفش، یعنی PMW-3366 استفاده کرده است. همان‌طور که گفته شد G900 سه سال در دست تولید بوده، بنابراین زمانی که این حسگر برای ماوس G502 به کار برده می‌شد، کاربری بی‌سیم نیز در نظر بود. از سوی دیگر، سازندگان لاجیتک معتقد بودند بهتر است به نقاط ضعف پرداخت و نقاط خوب را بهبود بخشید. آنها درج ارقام بالاتر روی بسته محصول را در حالی که واقعا خبر از پیشرفت نمی‌دهند، کاری احمقانه می‌دانستند.

این عادتی است که متاسفانه خیلی از سازندگان به آن گرایش دارند؛ آن هم در حالی که عملکرد اصلی ماوس در تنظیمات تحمیلی بالاتر دچار افت می‌شود. بعضی شرکت‌ها مانند لاجیتک، مشخصات حسگر مورد نظر را به شرکت تولیدی سفارش می‌دهند (PMW-3366 تولید شرکت Pixart است)، اما بعضی دیگر هر چیزی را که دم دست باشد به کار می‌بندند. این در حالی است که با وجود میان‌افزارهای متفاوت، بعید است دو ماوس عملکردی مشابه داشته باشند و این چیزی است که کمتر به آن توجه می‌شود.

مرحله آخر

ادامه کار به چگونگی بده‌‌بستان و همیاری سازندگان بستگی دارد. سر این‌که چه چیزی حفظ و چه چیزی حذف شود، بحث‌های متعددی در می‌گیرد که طبیعی است. برای مثال، محل ایده‌آلِ قرارگیری آنتن ماوس، جلوی آن است که به دریافت‌کننده نزدیک‌تر باشد. با این حال قسمت جلوی ماوس برای کلیدها و چرخ ماوس نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است. در عین حال باتری نیز در کار آنتن اختلال ایجاد می‌کند.

به لطف کارایی عالی حسگر PMW-3366، لاجیتک توانست باتری قابل شارژی با ضخامت حدود چهار میلی‌متر در این ماوس کار گذاشته و در طراحی داخلی آن نیز باتری را روی یک صفحه دیگر، بالای آنتن نصب کند تا سر راهش نباشد.

پس از طی تمام این مراحل، طرح‌های سه‌بعدی به کارخانه چینی ارائه می‌شود تا تولید انبوه آنها آغاز شود. ده سال پیش، ممکن بود در خط تولید، هر خروجی با خروجی دیگر تفاوت جزئی داشته باشد. این تفاوت‌ها در تولید ماوسی مانند G900 با دیواره نازک پلاستیکی‌اش به معنای یک افتضاح واقعی است که خوشبختانه به لطف فناوری امروزی، دیگر امکان خطا وجود ندارد.

سرانجام، پس از سه سال تلاش، G900 از خط تولید بیرون آمده است، اما هنوز کار طراحی بسته‌بندی و نوشتن نرم‌افزار و مارکتینگ و مسائل دیگری باقی است. قطعا تا وقتی این ماوس در بازار حضورش را اعلام کند، نمونه‌های پیشرفته‌تری هم معرفی خواهد شد. اما در یک چیز شکی نیست: این ماوس یکی از بهترین نمونه‌های ماندگار خواهد بود.

منبع: www.pcgamer.com

سیاوش شهبازی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها