تلنگر

قرار شیطانی

اصرار می‌کرد همدیگر را ببینیم. موضوع را به خاله‌ام اطلاع دادم. خدا خیرش بدهد خاله محبوب را، راست می‌گفت، پسری که دختری را برای ازدواج بخواهد حد و مرز محرم و نامحرم را حفظ می‌کند و از این حرف‌ها نمی‌زند. خواسته‌اش را قبول نکردم و همین مساله باعث قطع رابطه‌مان شد. خوشبختانه چند ماه بعد با پسردایی‌ام نامزد شدم و دوران عقد را سپری می‌کنیم.
کد خبر: ۹۳۹۲۲۱

سعید هم سراغ یکی از همکلاسی‌هایم رفت. هرچه به یگانه می‌گفتم این ارتباط به صلاح تو نیست و گول حرف‌های پسرهای خیابانی را نخور فایده‌ای نداشت. فکر می‌کرد از روی حسادت به او ایراد می‌گیرم. دیروز زنگ زد و گفت با سعید قرار ملاقات گذاشته و می‌خواهند برای ازدواج تصمیم قطعی بگیرند. باز هم تاکید کردم بدون اطلاع خانواده‌اش چنین کار احمقانه‌ای نکند. بی‌توجه به حرف‌هایم سر قرار رفت. حدود دو ساعت بعد پیامکی دریافت کردم که ترس به وجودم انداخت. یگانه درخواست کمک داشت. بلافاصله موضوع را به پدر و مادرش اطلاع دادم. سعید با همدستی یکی از دوستانش برای این دختر ساده‌لوح نقشه پلیدی کشیده بود. او با ماشین یگانه را به مناطق ییلاقی اطراف شهر برده و دوستش هم با موتورسیکلت تعقیب‌شان می‌کرد.

ما با پلیس 110 هم تماس گرفتیم. حال پدر یگانه به هم ریخته بود. برادرم هم آمد و با پدر دوستم راهی شدیم. خودمان را به موقع رساندیم و دوستم را از شر شیطان نجات دادیم.

کارشناسان بارها نسبت به پیامدهای تلخ دوستی‌های خیابانی هشدار داده‌اند، اما بی‌توجهی جوانان بخصوص دختران به این هشدارها باعث شده آنها در دام‌های شیطانی گرفتار شوند. افرادی که هدفشان ازدواج است به دنبال دوستی خیابانی به بهانه آشنایی بیشتر نیستند و به صورت رسمی از طریق خانواده‌ها اقدام می‌کنند. آشنایی بیشتر، بهانه‌ای برای فریب و دوستی است که دختران باید نسبت به آن هوشیار باشند.

غلامرضا تدینی راد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها