درنگی بر نمایش «کاست محزون» نوشته و کارگردانی مسلم سلیمانیان از شهر کرد

آدم‌های بعد از جنگ

در نمایش کاست محزون، شاهد بخشی از زندگی‌ مردم در خطه‌ای خاص از کشور هستیم که شاید این زندگی را در آثار نمایشی کمتر دیده باشیم. در این اثر تعدد شخصیت‌ها و گفت‌وگوهای طولانی سبب شده تا زمان اجرا طولانی شود و نیز به ریتم اجرا هم آسیب برساند. معتقدم حضور این تعداد شخصیت (9 شخصیت) و این مقدار از حجم دیالوگ شخصیت‌ها ضرورت نداشت تا نویسنده آنها را وارد متن خود کند. مثل شخصیت نعمت یا شخصیت کودک. از سوی‌ دیگر نوشتن درباره جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نیاز به نگاه تازه و جدید نمایشنامه‌نویس دارد تا مخاطب امروز با آن ارتباط بیشتری برقرارکند. در اینجا لازم است اشاره کنم که سطح حوصله و سلیقه‌ مخاطب امروز با سلیقه‌ تماشاگر نمایش‌های سه دهه‌ پیش بسیار فرق کرده است. ضمن این‌که به نظرم نوشتن درباره تأثیرات جنگ بر آدم‌های بعد از پایان جنگ برای مخاطب امروز جذاب‌تر است. اگر نمایشنامه‌نویس از عنصر ایجاز بهره می‌برد و به صورت موجز‌ داستان نمایشنامه‌اش را پرداخت می‌کرد و روی شخصیت‌پردازی آدم‌های آن تمرکز بیشتری می‌داشت، این اثر می‌توانست با مخاطبان امروز ارتباط بیشتری برقرار کند.
کد خبر: ۹۳۷۹۵۹

امروز تماشاگر نیاز دارد روایت‌های بکرتر از دوران جنگ یا درباره جنگ را ببیند، گرچه نویسنده‌ این نمایشنامه، مقطع و برش خوبی از زندگی مردم جنگ زده را انتخاب کرده است، اما نویسنده می‌توانست روایت‌های بکرتری را هم در همان مقطع زمانی تصویرکند. در نمایش‌ کاست محزون، تعدد داستانک‌ها زیاد است و من به‌عنوان یک مخاطب در طول مدت زمان اجرای نمایش منتظر بودم ببینم نویسنده داستان نمایشنامه‌اش را چگونه جمع می‌کند. اساسا منتظر بودم ببینم گره‌های داستانی در پایان نمایش باز می‌شود یا خیر! با این حال نویسنده پایان‌بندی نسبتا خوبی را برای نمایشنامه‌اش انتخاب کرد. گرچه می‌توانست پایان‌بندی بهتری را برای اثرش انتخاب کند.

یکی از نکاتی که لازم است به آن اشاره کنم این است که داستان و موقعیت‌های نمایشی کاست‌ محزون در فضای واقع گرایانه و رئالیستی اتفاق می‌افتد. در نمایش‌های رئالیستی نیاز نیست آنچه در واقعیت اتفاق می‌افتد، عین به عین در نمایش اجرا شود. چون هیچ‌گاه درام رئالیستی به معنی مطلق در تئاتر اتفاق نمی‌افتد و وجود خارجی ندارد. به محض نمایشی شدن داستان هر نمایشی، قراردادهای نمایشی و نشانه‌شناسی، کار خود را انجام می‌دهند. بنابراین در این نوع آثار می‌توان از پرداختن به جزئیات ریز، چشمپوشی کرد تا به کلیت موضوع داستان نمایشنامه نزدیک‌تر شد. معتقدم هر چیزی که باعث طولانی شدن بی‌مورد قصه شود، باعث آسیب رساندن به نمایش است. همچنین در این اثر اگر نویسنده با وسواس بیشتر، بارها متن نمایشنامه‌اش را مورد بازنویسی قرار می‌داد، با متن بهتر و یک دست‌تری رو‌به‌رو می‌شدیم، چون این بازنویسی‌های مکرر می‌تواند به ایجاز متن کمک زیادی کند.

درست است که بعضی از نویسندگان معتقدند باید طوری نوشت که متن و اثر جهانی باشد، اما من معتقدم می‌توان موضوعات بومی را نیز به شکل جهانی نوشت. با این همه مخاطب از دیدن این نمایش لذت خود را می‌برد و با زندگی جامعه‌ شهرکردی کمی بیشتر آشنا می‌شود. از سوی دیگر گریز کارگردان به سنن و آیین‌های آن خطه نیز در نمایش، جالب توجه بود که اگر نویسنده از بار دراماتیکی آنها به شکل مطلوب‌تری استفاده می‌کرد، ما با یک نمایش آیینی هم روبه‌رو می‌شدیم.

معتقدم اجرای نمایش کاست محزون، جلوتر از متن است. بازی‌ها هم خوب بود که البته سطح آنها با یکدیگر فاصله داشت و یکدست نبود. در نمایش‌های رئالیستی، بازی بازیگران خیلی مورد توجه است و اگر بازی‌ها به صورت درونی ارائه نشود یا به عبارتی بازیگر ادای نقش را در ‌آورد، به نمایش آسیب زیادی می‌رساند. اساسا مشکلات فنی و تکنیکی در نوع بازی بازیگران اغلب نمایش‌های استانی ایران زیاد دیده می‌شود. در تئاتر تهران نیز چنین تفاوت‌هایی وجود دارد اما کمتر. معتقدم راه ارتقا و بهترشدن بازیگری تئاتر استان‌ها، آموزش مستمر و صحیح و اصولی، تمرین و مطالعه بیشتر بازیگرانشان است. هرچند در این امر نمی‌توان نقش کارگردان را در هدایت درست بازیگران نادیده گرفت.

یکی از محاسن اجرای نمایش کاست محزون، طراحی صحنه آن است که هم در فضاسازی نمایش موثر است و هم جذابیت بصری دارد و می‌تواند مخاطب را بیشتر با موضوع و شخصیت‌های داستان نمایش درگیر کند. از سوی دیگر نیز طراحی لباس‌ها به شخصیت‌پردازی آدم‌ها و باورپذیری مخاطب کمک کرده است و همه اینها موجب شده تا تماشاگر، آدم‌ها و موقعیت آنها را درک کند و موقعیت آنها برایش ملموس باشد.

بهزاد صدیقی

نمایشنامه‌نویس و منتقد تئاتر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها