معمای نِلز و مرد ولگرد

در شهر کوچک و معدنی مک‌کی در ایالت واشنگتن آمریکا، نلز استنس‌ترام و همسرش آنا یکی از چندین تاجر این شهر صنعتی بودند. این زوج به‌طور متوسط روزانه 12 ساعت را در کنار یکدیگر در مغازه خود سپری می‌کردند؛ مغازه‌ای که مشتریان می‌توانستند هر جنس مورد نیاز خود را در آنجا پیدا کنند. اما شرایط زندگی خانواده استنس‌ترام بر وفق مراد نماند و تراژدی رمز‌آلود وارد زندگی این زوج موفق شد.
کد خبر: ۹۳۶۳۲۸

در روز پنجم ژوئن سال 1895، نلز استنس‌ترام بدون آن‌که رد پایی از خود باقی بگذارد به طور ناگهانی ناپدید شد. مثل همیشه شایعاتی مطرح شد و این زمزمه بین اهالی مک‌کی به گوش رسید که نلز چندان به زندگی خود پایبند نبود و به احتمال زیاد با زن دیگری فرار کرده است. اما با توجه به جذابیت آنا و عشق و علاقه‌ای که بین آنها بود، این شایعه چندان مورد توجه قرار نگرفت. نکته عجیب این بود که این اتفاق مانع از فعالیت آنا در فروشگاه نشد و او به گونه‌ای کار می‌کرد که گویی همسرش همچنان در کنارش قرار دارد. او حتی رونق بیشتری به فروشگاه خود داد.

در تابستان 1902، مرگ نلز استنس‌ترام به صورت رسمی اعلام شد. در همان روز آنا اطلاعیه عجیبی منتشر کرد که به سرعت در تمام روزنامه‌های آمریکا چاپ شد؛ آنا اعلام کرد اگرچه ممکن است همسرش مرده باشد، اما او ‌باید قبر مناسبی داشته باشد. صرفنظر از بودن یا نبودن جسد نلز، آنا تابوتی را تهیه، مقدمات تدفین را آماده و کلیسا را برای مراسم همسرش رزرو کرد. این ایده به اندازه‌ای غیرطبیعی بود که جمعیت زیادی از خبرنگاران و مردم کنجکاو به سمت این شهر کوچک سرازیر شدند.

ساعت سه بعدازظهر روز اول جولای سال 1902، مراسم تدفین در کلیسای اصلی این شهر آغاز شد. از آنجا که نلز یک کهنه سرباز بود، تابوت خالی زیر پرچم آمریکا خودنمایی می‌کرد. پس از بیان چند جمله از سوی کشیش، دوستان قدیمی جلوتر رفتند تا به خانواده او تسلیت بگویند. آنا آخرین نفری بود که شروع به سخنرانی کرد. همزمان یک فرد ولگرد که لباس‌های مندرسی پوشیده بود و به سختی خود را سرپا نگه می‌داشت، وارد راهروی اصلی کلیسا شد. او بیهوش شد اما قبل از آن، نگاه ملتمسانه‌ای به آنا کرد.

آنا اولین نفری بود که بالای سر او رسید و به سرعت نبضش را کنترل کرد. در حالی که اشک از چشمانش جاری بود، تنها این جمله را بر زبان آورد: این نلز است. یکی از پزشکان شهر سند مرگ را امضا کرد، در حالی که کمتر کسی باور می‌کرد این فرد بسیار ضعیف، نلز باشد که پیشتر بسیار قوی بود. زمانی که جسد این ولگرد در محل قبر نلز به خاک سپرده شد، صدها نفر برای تماشا آمده بودند. اما این پایان داستان نبود و اتفاق باور نکردنی رخ داد.

پس از این‌که آنا از دنیا رفت و در کنار همسرش دفن شد یک پیمانکار، فروشگاه و خانه آنها را خریداری کرد. زمانی که در حال تخریب این ساختمان بود، در زیر آن قبرهای کم عمقی را پیدا کرد. داخل این قبرها، دو اسکلت در کنار یکدیگر قرار داشتند. بین آنها تبری بود که جمجمه‌شان را شکافته بود. این اسکلت‌ها متعلق به یک زن و مرد بود که هویت هیچکدام‌شان مشخص نشد. این سوال برای همیشه بی‌پاسخ ماند که آیا آن مرد، آقای نلز استنس‌ترام بود؟ اگر او بوده، جسد زن متعلق به چه کسی بوده است؟

حسین خلیلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها