در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در ابتدای این برنامه دکتر اسلامی، استاد دانشگاه گفت: وقتی جامعه نسبت به نابرابریها در حوزههای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بیتفاوت یا کم تفاوت میشود، خشونت خودش را به شکل یک رفتار غیرمدنی نشان خواهد داد. زندگی شهری، فشارهای اقتصادی و اجتماعی و پدیده بیکاری باعث میشود تا فرد برای رسیدن به زندگی مدرن امروز و دسترسی سریع به خواستهاش، به زور فیزیکی متوسل شود.
وی ادامه داد: آسانترین راه شهرت برای جوانانی که وارد گروههای شرارت میشوند، از نظر خودشان نزاع دسته جمعی و آسیب رساندن به افراد است، در حالی که اگر کسی میخواهد به شهرت اجتماعی برسد چرا از راه قانونی و اجتماعی عمل نمیکند؟ این افراد چون قدرت فیزیکی خاصی دارند سعی میکنند این گزینه را انتخاب کرده و خواستههایشان را به دیگران تحمیل کنند.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: کاربرد فضای مجازی به حدی است که این تیپ افراد با استفاده از قدرت عملیات روانی که در جامعه در حال اتفاق افتادن است، قدرت ابراز خشونت خود را در این فضا به جامعه تحمیل میکنند. وقتی این افراد وارد گروهی شده و مرید پیدا میکنند، امر بر آنها مشتبه میشود که با توسل به زور و راه غیر قانونی میتوانند به قدرت و شهرت برسند.
چاقو، شرارت و دیگر هیچ
پسر جوان چندبار به اتهام سرقت و زورگیری دستگیر شده و چند ماه قبل از زندان آزاد شد. او میگوید: وقتی به ته جیبم نگاه میکنم و پولی در آن نمیبینم تا با آن یک شب را خوش بگذرانم، دوباره شروع میکنم به رفتن به سمت خلاف، دوباره روز از نو شروع میشود و دوباره اقدام به کیف قاپی، گردنبند زنی و موبایل قاپی با موتور میکنم. گاهی هم که در سرقت موفق نبودم به عنوان بالاخواه با دوستانم به نزاع میرفتم تا پولی از آنها به دست بیاورم.
این جوان سابقهدار در مورد جرایمش ادامه میدهد: من فکر میکردم همیشه باید همراه خودت چاقو یا قمه داشته باشی. بدون چاقو و قمه زندگی معنایی ندارد. گاهی ممکن است طعمه مقاومت کند و همین باعث میشود نتوانی در زورگیری یا سرقت موفق باشی. اگر طعمه ات برق چاقو را در دستانت ببیند راحت تر تسلیم شده و میتوانی در سرقت موفق باشی. از بالا تا پایین محله، همه ما را میشناسند و از ما حساب میبرند. شرارت بخشی از زندگی ما شده و همه ما را به این خاطر میشناسند. یک روز با دوستانم گفتیم از خانه بیرون برویم که با چند جوان درگیری لفظی پیدا کردیم. آنها حرفهایی را گفتند، ما هم حرفهایی را زدیم که یکباره درگیری بین ما شروع شد. چاقو را در آوردم تا او را بترسانم اما یک لحظه دستش را سمت چاقو آورد و به همین خاطر درگیر شدیم. ناخودآگاه چاقو به او اصابت کرد و مجروح شد.
خشونت شهرت نمیآورد
سرهنگ عبدالرضا ناظری رئیس پلیس شرق استان تهران در مورد چرایی افزایش خشونت در جامعه معتقد است: پس از دستگیری متهمانی که مرتکب جرایم مختلف میشوند، بررسیهایی را در میان آنها انجام داده و متوجه شدیم بیشتر آنها مبتلا به اعتیاد بوده و دچار سوءمصرف مواد مخدر صنعتی هستند. هزینههای زیاد مصرف نیز باعث میشود آنها به سمت سرقت و گاهی برای اینکه در سرقت خود موفق شوند، به سمت خشونت در ارتکاب جرم بروند.
وی ادامه داد: اگر کسی با این دلیل واهی که میخواهم با نزاع شهرت پیدا کنم به دنبال نزاع یا جرم دیگری برود سخت در اشتباه است. اینکار نه تنها شهرتی برای فرد در پی ندارد، بلکه شهرت اصیل و خانوادگی او را زیر سوال میبرد.
رئیس پلیس شرق استان تهران با بیان اینکه این افراد شرور زمان دستگیری مدعی میشوند که از عاقبت این جرم خبر نداشته اند، تاکید کرد: 99 درصد این افراد بلافاصله پس از دستگیری میگویند ما نمیدانستیم چه اتفاقی رخ میدهد و مجازات یک درگیری لفظی که به چاقوکشی و نزاع ختم میشود اینگونه است. به گفته سرهنگ ناظری، اینگونه شهرت طلبی، هیچ جایی در میان مردم ندارد. محل کسب مردم همیشه آرامش دارد و اجازه نمیدهیم کسی محل کسب و زندگی مردم را با شرارتهای خود نا امن کند.
فقط میخواهی چاقو بزنی
پسر 24 سالهای که مورد زورگیری چهار موتورسوار قرار گرفته بود، گفت: ساعت 22 پساز بستن مغازه به علت نزدیکی راه پیاده به سمت خانه رفتم. جلوی در خانه دو پسر موتورسوار از من خواستند توقف کنم، وقتی ایستادم موتور دوم نیز آمد و با چاقو و قمه مرا تهدید کرده و پول نقد، تبلت و گوشی تلفن همراهم را بردند. یک لحظه با چاقو ضربهای به من زدند که مجروح شدم. با سر و صدا همسایهها را خبر کردم و آنها مرا به بیمارستان بردند.
متهم این پرونده که دستگیر شده است، در ا ینباره اظهار کرد: وقتی قصد داشتیم از پسر جوان سرقت کنیم مقاومت کرد، به همین خاطر چاقو را در آوردم تا بترسد اما به سمت من آمد تا چاقو را بگیرد به همین خاطر مجبور شدم یک ضربه به او بزنم تا بتوانیم فرار کنیم. اگر مقاومت نمیکرد، مجروح نمیشد. لحظهای که عصبانی میشوی فکر نمیکنی چاقو به کجا اصابت میکند. فقط میخواهی تیزی را فرو کرده تا بتوانی از دستگیر شدن فرار کنی. چاقو وسیله کار ما است و بدون آن نمیتوانیم سرقت کنیم.
میخواستم با چاقو تلافی کنم
پسر جوانی که فیلم نزاعش در بیمارستان پخش شده و دست به دست میشود، میگوید: برای خرید میوه به بازار رفته بودم که دوستانم سراغم آمدند، آنها ادعا کردند میخواهند برای دعوا به محلهای دیگر بروند، به همین دلیل از من خواستند به دلیل ترس طرف دعوا از من، همراه آنها بروم. دوستانم مدعی بودند آنها از من میترسند و حتی از شنیدن نام من لرزه به اندام آنها میافتد. من آدم شری هستم اما هیچ وقت دعوای آنچنانی نکرده بودم که مشهور باشم و بقیه از من بترسند. من همیشه قمه و شمشیر همراه دارم اما خیلی هم دعوایی نیستم. البته اگر کسی من را بزند ادعایش میشود که فلانی را زدهام و بزرگ شهر میشود، منم مثل بقیه هستم و فقط برای دفاع از خودم همیشه چاقو و شمشیر حمل میکنم. به بهانه اینکه خودرو ندارم نمیخواستم بروم که با موتور مرا بردند. همین که به محل دعوا رسیدیم چهار نفر با شمشیر و قمه به ما حمله کردند، من میخواستم با آنها صحبت کنم اما طرف مقابل برای دعوا آماده بود و با چاقو وقمه انتظار ما را میکشیدند. بهدلیل اینکه حالت طبیعی نداشتم قصد داشتم آنها را بترسانم که مرا با چاقو زدند. نمیدانستم باید چکار کنم. بعد از اینکه چاقو خوردم چند نفری را هم با چاقو زدیم. دوستانم مراتحریک کردند که چاقو خوردهای و باید تلافی کنی، نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و به دنبال آنها راه افتادم اما گمشان کردم. چند دقیقه بعد یکی از دوستانم زنگ زد و گفت طرف دعوا به بیمارستان رفته است ما هم به آنجا رفتیم.
پسر 27 ساله اضافه کرد: ما هم به بیمارستان رفتیم و قصد داشتم کسی که مرا زده بود با چاقو بزنم که جلویم را گرفتند، به همین خاطر بیمارستان را به هم ریخته و فرار کردیم. در آنجا خساراتی نیز به بخش درمان وارد کردیم.
خدا به من رحم کرد
یکی از قربانیان یک جانی که به شاه مازندران معروف بود و بارها مرتکب شرارت شده و بالاخره توسط پلیس دستگیر شده بود، میگوید: چند ماه قبل از دستگیری شاه مازندران، یک روز او همراه سه موتورسوار دیگر به تعقیب من پرداخت و سد راهم شد. او با تفنگ به سمت من آمد و مرا از خودرو پیاده کرد، همانجا بود که به سمتم شلیک کرد اما خدا مرا دوست داشت که گلوله داخل اسلحه گیر کرد. بهخاطر اینکه فاصله ما کم بود، تفنگ را از دستش گرفته و فرار کردم. اما از ترس این مجرم چند ماهی در شهر ساری حضور نداشتم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: