آیا منافقین در مانورهای تبلیغی ـ سیاسی اخیر خود به دنبال احیای رفتارهای گذشته هستند؟
منافقین با توجه به از بین رفتن رجوی و اضمحلال سازمان و مجموعه کسانی که به نوعی تئوریسین آنها بودند، سالهاست که در حد یک پیمانکار عمل میکنند و حتی توان توجیه بریدههای سازمان را هم ندارند. آنها برای اینکه زندگیشان اداره شود به منفورترین چهرههای منطقه پناه بردهاند. پناهندگی به خبیثی مثل صدام ننگی جز وطنفروشی برای آنها به همراه نداشت و در خدمت آمریکا و داعش بودن، حتی ننگینتر از قبل است. اکنون در وضعیت جدید زیر علم متحجرترین رژیم یعنی آلسعود به سر میبرند. شما ببینید مدعیان مبارزه با امپریالیسم و تحجر سرنوشتشان به کجا کشیده است؟ آنها که با ایدئولوژی التقاطی میخواستند سرنوشت بشر را تغییر دهند چگونه دوش به دوش داعش جاده صاف کن استکبار و صهیونیست شدند. منافقین چند سال پس از پیروزی انقلاب تمام توانشان را به کار گرفتند تا با کمک مارکسیستها، سلطنتطلبان و ملیگراها نظام را تغییر دهند. کشتار و شکنجههای داعشوار ماجرای هفتمتیر و هشتم شهریور جز نکبت و بدنامی برای آنان به همراه نیاورد. اکنون که در خارج از کشور باید تخته پارههای آلسعود جان آنها را از این گرداب نجات دهد. ادعای فتح سه روزه تهران در عملیات مرصاد کجا و کاسه لیسی آلسعود برای زنده ماندن حیوانی کجا؟
آیا منافقین به دنبال تغییر ماهیت عملیات خود با کمک نیروهای تکفیری ـ تروریستی هستند؟
آنها با پروژه نفوذ و براندازی نرم، ایجاد شکاف داخل نظام را دنبال کنند. آنها در جریان فتنه 88 باوجود اختلاف با اصحاب فتنه پیمانکاری به آشوبکشیدن جامعه، حمله به نیروهای انقلابی، پروژه کشتهسازی و آتش کشیدن مسجد را عهدهدار شدند. منافقین در هیچ دورهای ماهیت جنایتکارانه خود را ترک نکردند و اکنون هم همزیستی با داعش وتکفیریها و آلسعود تغییر ماهیت آنها نیست، بلکه گرد آمدن گرگها در کنار یکدیگر است. اخیرا عملیات این گروه تروریستی بیشتر متوجه فعالیتهای نرمافزاری است تا اینکه بخواهند عملیاتی از جنس بمبگذاریهای هشت شهریور را ترتیب دهند. با این وجود واقعیت این است که سازمان از هم پاشیده و منافقین که تمام روح و روانشان در بهم ریختگی، جرایم متعدد و تخریب خلاصه شده در تازهترین وضعیت در خدمت آل سعود یا به عبارت دقیقتر صهیونیسم نقابدار قرار گرفته است. رژیم آلسعود که دشمنی با ایران را درکار خود قرار داده برای اینکه بتواند کارهایی از جنس جاسوسی را انجام بدهد حالا به منافقین روی آورده که مهره سوختهای بیش نیستند.
کشورهای غربی قبلا از منافقین به عنوان گروهک تروریستی و هماکنون از آنان به عنوان گروه سیاسی نام میبرند. دلیل این تغییر موضع چیست؟
غربیها استراتژی ندارند چون از روی آرمان و عقیده حرکت نمیکنند و این نوع رفتار را در بسیاری از مسائل نشان دادهاند که زیگزاگی حرکت میکنند. غرب زمانی به مهد دموکراسی بودن معروف بود، اما همان زمان هم از بمباران ناکازاکی و هیروشیما دفاع میکرد. این جوهره غرب است که امام مظهر آن آمریکا را شیطان بزرگ و مقام معظم رهبری آن را ابلیس مجسم میدانند. پرونده آمریکا و انگلیس یک قرن است پیش روی ماست. دست چدنی با روپوش مخملی. برای همین، غرب هر کشور و گروهی را که در صف مخالفین ایران قرار گیرد میپسندد. این درحالی است که اگر تصاویر جنایاتی که منافقین داعشی انجام دادند را در نمایشگاهی بگذاریم هر کس که ذرهای وجدان داشته باشد نمیتواند قبول کند کسانی که این صحنهها را خلق کردند گروهی مدعی صلحطلبی به زعم آمریکا و اروپا هستندکه قصد اقدامات تروریستی ندارند.
اخیرا شاهدیم رسانههای غربی به دنبال زنده کردن گروهک تروریستی منافقین هستند. یکی از این رسانهها بیبیسی است که با نشان دادن تصاویر اجتماعات آنان، احیای این گروهک را دردستور کار دارد. به نظر شما رسانههای غربی دنبال چه هستند؟
آرایش موجود رسانهها نشان از دنبال کردن منافع آنان دارد. این رسانهها مسیری را دنبال میکنند که در مورد برجام طی کردند. اینها ظاهرا مدعی حق و عدالت هستند ولی طبیعی است چهره خبیثی مثل بیبیسی که از روزگاران دور فهرست متولی از استکبار کهنه و نو و نفوذ در ساختار سیاسی کشورها در قالب تشکیلات فراماسونری در پرونده خود داشته، در کنار گروهکهای تروریستی قرار گیرد.
سوال من این بود که چه هدفی پشت پرده مطرح شدن منافقین در برخی رسانهها وجود دارد؟
مطرح کردن این گروهک نشان میدهد که آمریکا و انگلیس آنچنان مستاصل شدند که درصدد احیای گروه از هم پاشیدهای چون منافقین هستند. درماندگی آنها در این رویکرد رسانهای، خود را نشان میدهد و آنها در عملیات از منافقین به مثابه کیسه شن استفاده میکنند تا دیگر نیازی به تفنگداران و نیروهای خود نداشته باشند. بهترین راه برای آنان این است که عناصری وارد عمل شوندکه شناسنامه و سابقه ایرانی داشته باشند، اما نظام را در خطر قرار دهند و در واقع غرب کارفرمای این گروهک تروریستی است. ترسیم چهره حق و باطل، روشنگری فرهیختگان، نشان دادن متلون بودن جبهه باطل و استفاده کردن از هر ابزاری برای رسیدن به هدف میتواند جبهه خداجویان را از نفوذ منافقین مصون نگه دارد. همان رویکردی که در مکتب امام و اندیشه رهبر معظم انقلاب دنبال میشود. بنابراین در این شرایط موجود باید کار روشنگری و بصیرتافزایی به شیوههای هنری صورت گیرد و رسانه ملی با ساختن مستندات یا سریالها بازخوانی تاریخ را به زبان روز برای نسل جوان در دستور کار قرار دهد.