به بهانه پخش دوباره سریال «روزی روزگاری»

روزی روزگاری مردمانی داشتیم!

این روزها تماشاگران رسانه ملی، بویژه نسل نوجوان و جوانمان، پای دیدن و شنیدن قصه‌ای نشسته‌اندکه سال‌ها پیش بزرگ‌ترهایشان با آن خاطره‌نگاری کردند.
کد خبر: ۹۳۱۲۹۴

به عنوان مصداق بحث درعلل توفیق نسبی سریال «روزی روزگاری» چه در حال و چه در سال‌های گذشته، در می‌یابیم که همان عنصری که مخاطب آن زمان را مشتاق به پیگیری و ادامه قصه می‌کرد، این روزها نیز نسل جوان را در کنار خانواده به تعقیب قصه خود وامی‌دارد. در حقیقت عنصراساسی جذب مخاطب در این گونه آثار به‌کارگیری برخی عناصر و ابزار برگرفته از فرهنگ گذشته به عنوان اصلی‌ترین عامل جذب مخاطب به شمار می‌آید.

قلقلک نوستالژیک

عناصر و ابزار جذب مخاطب در برخی موارد، کاربردی چندسویه پیدا می‌کند. زمانی در حد یک فرم یا ابزاری همسو با کاربرد زیبایی‌شناختی و گاه به نیت ایجاد حسی آشنا و در میان طیفی محدود از تماشاگران، مایه قلقلکی نوستالژیک در جهت همسویی مخاطب!

در فرهنگ ملی و عامه، آفاق مضامین انسانی از آنجا که برگرفته از تجربیات و ملموسات نزدیک یک قوم در طی سده‌های مدیدی است؛ مضامین و پدیده‌هایی بس گسترده را در بر می‌گیرد. همه آن پدیده‌ها و آثاری را که خالقان ناشناس‌شان در پیرامون هستی خود با آنها روبه‌رو بوده‌اند را شامل می‌شود. جلوه‌های حیات معنوی و زندگی عملی مردم در آثار فولکلوریک‌شان بازتاب دارد و آداب، رسوم و اعتقادات آنها با کار و حرفه و تولید و مصرفشان پیوند خورده است. در آثار هنریشان تبلور یافته و در واکنش‌های عاطفی‌شان به صورت شعر و ترانه، قصه و افسانه، متل و مثل و دیگر قالب‌های فرهنگ فولکلور مترنم و جاری گشته است. این واقعیت که دیگر چون گذشته دور کمتر کسی از کارشناسان ادب و فرهنگ است که به دیده تحقیر به فرهنگ عامه ملت خود بنگرد و این حقیقت که فولکلور هر ملت چه از جنبه علمی و چه از لحاظ اجتماعی برای خودآن ملت و همچنین امروزه برای تمامی مردم جهان از ارزش معنوی برخوردار است، در جامعه علمی و فرهنگی میهن ما نیز پذیرفته شده است و از همین رو خاصه در چند دهه اخیر، نه تنها توجه ویژه‌ای به گردآوری، حفظ و تجزیه وتحلیل مواد فولکلوریک شده و از کانون توجه شخصی دانشمندان به برنامه‌های درسی دانشگاه‌ها کشیده شده؛ بلکه حتی در ترکیب برخی نهادهای دولتی، جایگاهی خاص برای «فرهنگ عامه» باز شده، به طوری که ارزش‌ها، قابلیت‌ها، ظرفیت‌های هنری و دیگر صور تاثیرگذار آن در جریان عمومی فرهنگ و هنر معاصر حضوری چشمگیر یافته و الهام‌بخش بسیاری از هنرمندان قرار گرفته است.

از این رو شاخص‌ترین وجه تمایز این سریال را گرایش کلی قصه به سمت زندگی عشایری و روستایی جاری در دهه‌های دور این ملک و جاذبه‌هایی به دوش می‌کشد که ریشه در تاریخ گذشته و فرهنگ مردمی تماشاگرانش به عنوان مخاطب دارد.

فرهنگ عامه؛ گنجینه‌ای فراموش شده!

وقتی خالق اثری بخواهد دست به قلم ببرد، همزمان در پی مخاطبی است که گوش جان به او دهد و اگر بخواهد به چنین مخاطبی دست پیدا کند، باید در پی خوراکی روح‌گشا باشد که میل مخاطب لحظه به لحظه بیشتر شود، پس لازم است طبع و ذائقه را بشناسد و برای این کار لازم نیست مکان‌های دور را پیدا کند و اگر اطرافش را هم بگردد و در جغرافیایی که در آن زندگی می‌کند تامل کند هم به آن می‌رسد. درطول تاریخ حیات بشر، یکی از جذاب‌ترین جلوه‌های فرهنگ هر ملتی، فرهنگ ملی آن سرزمین بوده است.

مهم‌ترین و به عبارتی تحسین‌برانگیزترین وجه فرهنگ عامه ملل، درپایداری تاریخی و جان سختی‌اش در برابرسلطه پرطمطراق فرهنگ رسمی است. در حالی که جلوه‌های فرهنگ رسمی همواره در زرق و برق، حمایت‌های مادی و در میانه بازارگرم سبک‌ها و مکتب‌های گوناگون در گستره‌ای به ازای تاریخ، تکرار و پرورده می شده، فرهنگ عامه جز در سینه و ذوق مردم عامی سرپناه و پایگاهی نداشته است. هرچند در دوره‌های مختلف فرهنگ عامه از سوی بزرگان زمانه با بی‌رحمی مورد قضاوت قرار گرفته اما همواره پرتکاپو وسرشار از حیات و جذابیت ذاتی در سراسر تاریخ فرهنگ ایستاده و همراه با میراث‌های پر بهایش از فرهنگ و هنر بومی ما پاسداری کرده است! داستان‌های مربوط به حماسه‌های ملی، قصص پیامبران و بسیاری از منظومه‌های ادبی، فرهنگ عامه است. به بیان دیگر آنها در حقیقت بازسازی و بازآفرینی افسانه‌های فولکلوریک در قالب‌های رسمی است. گرچه تردیدی نیست که این رابطه، رابطه‌‌ای دوسویه است؛ به شکلی که ادبیات رسمی در اشارات خود، بسیاری از آگاهی‌های مربوط به آداب و رسوم عوام را متجلی می‌کند و عاملی برای بازشناسی میراث از یاد رفته است. از این رو می‌توان دریافت که اصلی‌ترین عنصر جذب مخاطب درسریال «روزی روزگاری» احساس آشنایی مخاطب از رهیافت دیدن هویت خود و گذشته نیاکانش در آینه فرهنگ عامه‌ای است که تا حدودی در قصه جاری است.

ردپای مردم در سینه و ذهن من و توست

امروزه با کوچک‌تر شدن «دهکده جهانی» و دسترسی آسان‌تر مردم به شاخصه‌های فرهنگی یکدیگر، اشتیاق به درک فرهنگ و تمدن دیگر انسان‌ها افزون‌تر شده و باتوجه به لذت‌جویی بصری و شنیداری مردمان، میل جهانیان برای کشف تفاوت‌های خود با دیگرانسان‌ها بیش از میل به «درک شباهت»هایشان شده که این خود یکی از عوامل رشد گردشگری در سطوح جهانی است؛ به نحوی که دولت‌ها در تبلیغات خود برای جذب گردشگران بیشتر، انگشت بر ویژگی‌های خاص فرهنگی و بومی خود می‌گذارند.

جذابیت در تفاوت‌ها

قانون اصل «جذابیت تفاوت‌ها» را می‌توان به اصول جذب مخاطب در هنر و رسانه و گاهی به برخی رشته‌های علوم انسانی و اقتصاد نیز گسترش داد، به گونه‌ای که می‌توان گفت با کارشناسی صحیح در بهره‌برداری از جذابیت‌های فرهنگ بومی هر منطقه علاوه بر تزریق هویت ملی در ذهن و دل مخاطب و آشتی نسل جوان با میراث نیاکان در جهت پیشگیری از وقوع بیشتر ازخودبیگانگی در میان مخاطب داخلی به موفقیت در جذب مخاطب نیز دست یافت. برای پی بردن به اهمیت استفاده بهینه از فرهنگ عامه و ملی در تولیدات داخلی و نتایج مثبتی که می‌تواند با بهره‌برداری آگاهانه نصیب رسانه ملی شود. کافی است به رشد تولیدات تلویزیونی و سینمایی کشوری مثل کره جنوبی که زمانی در بسیاری جهات با ما در یک رده به سر می‌برد و به بازارهای جهانی آن نیم‌نگاهی کرد، تا دریابیم بیشترین تولیدات عرضه شده آنان همان‌هایی بوده‌ که بر پایه توجه به فرهنگ خودی تولید گشته‌اند و نه حتی فیلم های سینمایی و خوش‌ساخت حادثه‌ای آن کشور. رمز این موفقیت بی‌شک در توجه آنان به اصل قدرت جاذبه تفاوت‌هاست که بهترین و جذاب‌ترین آن توجه به فرهنگ عامه و ملی است. آنان از این رهگذر نه‌تنها خود را در برابر تهدیدها و حملات نرم مهاجمین واکسینه می‌کنند، بلکه با تکیه بر جاذبه‌های فرهنگی خویش در تولیداتشان آن ویژگی‌ها را به نشان برخورداری ازیک هویت مستقل و متفاوت به عنوان سندی پرافتخار در جهت توفیق در بازاریابی محصولات فرهنگی و هنری نیز به کار می بندند و از این رهگذر به تبلیغ و تحکیم روابط جمعی و ملی خویش نیز می‌پردازند. تاملی دوباره بر علل توفیق نسبی کشورهای همرده ما در این سال‌های اخیر می‌تواند دربردارنده درس‌هایی کاربردی برای مدیرانی باشد که دلنگران فرهنگ و هنرآینده فرزندانشان هستند.

فرزندانی که می‌توانند به جای مصرف‌کننده محصولات فکری و فرهنگی ملل دیگر، تولیدکننده خوراک هویت ملت خویش و صادرکننده، معرف و مبلغ فرهنگ خودی باشند.

یار در خانه و ما گرد جهان...

«روزی روزگاری» گرچه برای رسیدن به جذابیت بیشتر از عوامل دیگری چون بازی مناسب بازیگران و هدایت دیگر عوامل بهره می‌برد، اما اینها تا زمانی که از فیلمنامه‌ای منسجم و قوام یافته از عناصر بصری و شنیداری همخوان با نیاز قصه را کسب نکرده باشد، بی‌شک به نتیجه مطلوب که نشاندن مخاطب و همراهی اوست، دست نخواهد یافت. از این رو نویسندگان و فیلمنامه‌نویسانی که رنج تحقیق در موارد مورد نیاز قصه و مخاطب را به جان می خرند و به «تخیل صرف» بسنده نمی‌کنند، به توفیق همراهی و همذات‌پنداری مخاطب خویش دست می‌یابند، موضوعی که اکنون به هر دلیلی در میان نویسندگان ما کمرنگ شده است.

از جمله نیازهای اساسی سریال «روزی روزگاری» دستیابی به عناصر شنیداری و دیداری است که قصه‌اش در آن برهه از زمان و در جغرافیایی خاص جاری است. برای نیل به این امر تحقیق در تاریخ و فرهنگ عامه در کنار برخورداری از فرم و ساختار هماهنگ در فیلمنامه از ضروری‌ترین اموری است که این گونه قصه‌ها بایستی در پی آن باشند، نکته‌ای که این مجموعه بجز در مواردی چند تا حدود قابل قبولی به آن دست یافته است.

مجتبی انوریان‌یزدی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها