رهایی اینجاست. درست پس از همدردی ، بخشش و گذشت قرار دارد. به این معنی که به چشمان شخصی که مرتکب کاری شده موجب رنجشتان شده نگاه کنید و بگویید " از خطای تو گذشتم" و آنگاه احساس می کنید از قید و بند هایی که شما را درگیر عمل انجام شده کرده آزاد شده اید.
این بدان معنی نیست که هر اشتباهی از سوی دیگران صورت گیرد بلا مانع و یا قابل قبول است بلکه شما دیگری را رها می کنید تا مسئولیت زندگی خود را بپذیرد.
به محض گذشتن از او انرژی را که می توانست در نتیجه خشم و نفرت د روجودتان انباشته شود بطریقی دیگربکار می برید.
بهترین انتخاب آن است که از این انرژی برای عشق ورزیدن و خلق زیبایی استفاده کنید. در اینجا سخن را با قطعه ای از استیفن لوین به پایان می بریم :
باشد که شاد باشم
از اندوه ، هراس و خشم رها شوم
باشد که شفا یابم
و در آرامش بسر برم
باشد که تو نیز شاد باشی و از حزن و ترس و نفرت رها شوی
باشد که تو نیز شفا یابی
باشد که همه انسان ها شادمان باشند
از غم و ترس و خشم آزاد شوند
آنان نیز شفا یابند و همه در آرامش بسر برند.