در ابتدای جلسه محاکمه پرستار جوان که به ریاست قاضی کوه کمره ای و با حضور 4 قاضی مستشار برگزار شد ، پس از بیان کیفرخواست از سوی قاضی حیدری و درخواست قصاص از سوی خانواده مقتول ، متهم در جایگاه دفاع قرار گرفت و با نادرست خواندن اظهارات اولیه اش در دفاع از خودگفت : سال 82 با مجید آشنا شدم ، خانواده هایمان نیز در جریان این رابطه بودند ، قرار بود با یکدیگر ازدواج کنیم ، اما مدتی قبل از حادثه متوجه شدم مجید نسبت به من بی توجهی می کند. روز حادثه با او تماس گرفتم و از او خواستم یکدیگر را ملاقات کنیم ، ولی او گفت : می خواهد به میهمانی برود. ساعت 9 شب بار دیگر با او تماس گرفتم و قرار ملاقات گذاشتم . با شوهر خواهرم سر قرار رفتیم ، مجید سوار خودرو شد ، می خواستم با او صحبت کنم و از او بخواهم تکلیفم را مشخص کند. بعد از سوار شدن ، شوهر خواهرم به او میوه و چاقوی میوه خوری داد ، از مجید پرسیدم کجا بودی ، او جواب نداد. عصبانی شدم و سرش داد زدم ، اما او برای آن که مرا ساکت کند با ته چاقو به بازویم زد. می خواستم چاقو را از دستش بگیرم که چاقو به پهلویش فرو رفت ، او در حالی که لباسش خونی شده بود ، چاقو را به سمت من گرفت ، سعی کردم چاقو را که نوک تیزش به سمت او بود از دستش بگیرم اما در این گیر و دار ناگهان چاقو از دستم رها شد و به سینه او برخورد کرد.
تاخیر ازدواج نقطه صفر جنایت
در ادامه دادگاه ، وکیل متهم در جایگاه قرار گرفت و گفت : بین مقتول و متهم با اطلاع خانواده هایشان رابطه دوستی وجود داشت و مقتول به موکلم قول ازدواج داده بود، اما مدام ازدواج را به تاخیر می انداخت و این مساله باعث افسردگی و ناراحتی روانی دختر جوان شده بود. وی گفت : روز حادثه ، موکلم که بعد از چند بار تماس ، موفق به صحبت با مجید شده بود، از آن طرف خط، صدای زنی را شنید که با مجید صحبت می کرد و همین مساله شک او را برانگیخت و او احساس کرد مجید قصد دارد با شخص دیگری ازدواج کند و به خاطر قول و قراری که با یکدیگر گذاشته بودند ، بشدت عصبی می شود و مجید را تهدید می کند اگر ظرف 24 ساعت تکلیفش را مشخص نکند مقابل منزلشان می رود و تمام رابطه شان را به خانواده اش می گوید و حتی از او شکایت می کند که همین موضوع باعث درگیری آنها شده و قتل اتفاق می افتد. با اظهارات وکیل متهم و پرستار جوان ، 5 قاضی دادگاه کیفری بزودی رای خود را صادر خواهند کرد.