نگاهی به سریالی که این شب‌ها از شبکه یک پخش می‌شود

چرخ فلک قصه متفاوت آدم‌ها

در تمام سال‌هایی که تلویزیون به عنوان یک رسانه فراگیر و قدرتمند در خانه‌های مخاطبانش حضور داشته است هر گاه به قصه‌هایی از جنس زندگی معمول مردم کوچه و بازار وارد شده اتفاقی خوب در حوزه جذب مخاطب افتاده است.
کد خبر: ۹۲۸۶۴۸

این قصه‌ها که عموما درباره مصائب و گرفتاری‌های زندگی طبقه متوسط و پایین جامعه است نه از جنس سیاه‌نمایی بلکه از نوعی است که بیننده می‌تواند نوع زندگی خود را در آن بازسازی کند. این باز نمایی در تلویزیون البته سابقه‌ای دیرینه دارد و هر از چندگاه یک مجموعه نگاه‌های سختگیر مخاطب و منتقدان را همزمان به خود جلب می‌کند که مجموعه «چرخ فلک» از دسته این گونه آثار است.

مجموعه «ز کردارها چه آید به چنگ» که بعدا به چرخ فلک تغییر نام داده است از تجربه‌های متفاوت تلویزیون در حوزه سریال‌سازی است که البته این تفاوت ابعاد مختلفی دارد که به آن پرداخته می‌شود. عواملی همچون فیلمنامه قوی، حضور چند کارگردان مختلف و داشتن چند پیرنگ متفاوت در یک کلیت واحد که باعث می‌شود قصه چندبعدی باشد.

فیلمنامه چرخ فلک یک نام آشنا برای مخاطبان تلویزیون را به عنوان سرپرست نویسندگان دارد. علیرضا طالب‌زاده نویسنده سریال‌هایی همچون در پناه تو، دوران سرکشی، صاحبدلان و سرزمین کهن در این مجموعه هم ردپای بزرگی در تمام اثر دارد. نگاه اجتماعی و خاص او که در این سال‌ها در تلویزیون به امضایش تبدیل شده، باعث می‌شود در بسیاری از سکانس‌ها با اثری متفاوت روبه‌رو باشیم. این تفاوت در وهله اول به ماهیت موضوعات مورد علاقه نویسنده بازمی‌گردد و سپس وارد جزئیات می‌شود. این جزئیات در ابتدا شاید خیلی مورد توجه بیننده قرار نگیرد، اما به مرور تبدیل به مولفه‌ای آشنا برای او می‌شود و به این شکل جهان آدم‌های قصه ملموس و باورکردنی می‌شود.

نکته دوم درباره ساختار چرخ فلک اپیزودیک بودن آن است. به عبارتی در هر دو یا سه قسمت قصه یک کاراکتر دنبال می‌شود که البته این کاراکترها به دلیل تشابه در محل زندگی یا کار به هم مرتبط هستند. دکتر جوان بیمارستان، سرپرستار یا حتی کارمند ساده بیمارستان هر کدام به دلیلی وارد این داستان می‌شوند. این آدم‌ها هر کدام قصه‌ای متفاوت دارند که در کلیت اثر دارای یک روح واحد هستند و البته می‌توان پیش‌بینی کرد که در پایان همه آنها به سرانجامی مشخص برسند. این ساختار اپیزودیک که البته با تعریف کلاسیک اپیزود یا کارهای چند قسمتی با قصه مستقل تفاوت‌هایی دارد، برای یک قصه کلی به کار گرفته شده است. تقدیر و سرنوشت و البته نوع مواجهه بشر با این مساله به نظر اصلی‌ترین دغدغه نویسندگان است که در تمام کار دنبال می‌شود.

چرخ فلک از آن دسته فیلمنامه‌هایی است که برای جزئیات آن طراحی دقیقی صورت گرفته و متن در تمام طول کار خود را نشان می‌دهد و طبق تحقیقات نگارنده به اعتقاد برخی از دوستان تلویزیون در لحظاتی متن کماکان از ساخت جلوتر است.

قهرمان داستان کیست؟

چرخ فلک از آن دسته داستان‌هایی است که قهرمانش نه آدم‌ها که موقعیت‌هاست. شخصیت‌های هر قصه در این سریال تکمیل‌کننده روابط انسانی و اجتماعی پیرامون خود هستند. برای مثال می‌توان به سه داستان قسمت‌های پخش شده تاکنون اشاره کرد که همگی موید همین نکته هستند. دکتری جوان که به دلیل خواسته‌های نامعقول خانواده همسرش بخصوص پدر که اتفاقا رئیس بیمارستان محل کار اوست، ازدواجش را به‌هم می‌زند. او لباس عروسی گرانقیمتی را که برای نامزدش خریده به یکی از کارمندان بیمارستان که دختری دم‌بخت دارد، می‌دهد و از قضا این لباس زندگی آنها را متحول می‌کند. در یکی از صحنه‌ها با جوانی افغان که نگهبان یک ساختمان است روبه‌رو می‌شویم که قصه‌ای عجیب دارد و به همین شکل به سراغ تک‌تک آدم‌های این قصه خواهیم رفت. این قصه‌ها هر کدام فضا و روایت متفاوتی دارند که در یک کلیت واحد قرار می‌گیرند.

نکته بعد تابوشکنی‌هایی است که در قصه اتفاق می‌افتد. به عنوان مثال در قصه مینا تصویر مادر مهربان و همیشه خوب تغییر می‌کند و اتفاقا نقدی جدی به روابط خانوادگی در این سال‌ها وارد می‌شود. مینا زنی رک و منزوی است که دقیقا در ارتباطش با اطرافیان و حتی مادرش به دلیل همین صداقت و صراحت دچار مشکل می‌شود. در قصه خالد هم وقتی برادرش از افغانستان به ایران می‌آید کلیشه کمک به خانواده و فداکاری بی‌منطق زیر سوال می‌رود و برادر خالد می‌فهمد که نباید جوانی مستعد و باهوش را فدای معاش یک خانواده کرد. از این دست تابو شکنی و تغییر جهت نگاه بیننده به سویه دیگر هر ماجرا در این سریال بسیار دیده می‌شود و شاید همین امر باعث شده چرخ فلک از آثار ویژه تلویزیون در این سال‌ها باشد.

کارگردانی

این سریال سه کارگردان متفاوت دارد و جالب اینجاست که به دلیل قدرت فیلمنامه در برخی قسمت‌ها نمی‌توان متوجه تغییر کارگردان شد. رنگ‌آمیزی کلی اثر به شکلی قابل تقدیر یکدست و مناسب است. عزیزالله حمیدنژاد، بهرام عظیم‌پور و احسان عبدی‌پور کارگردان‌های این مجموعه هستند.

عزیزالله حمیدنژاد فیلمسازی است که دو فیلم ستایش شده در کارنامه کاری خود دارد. هور در آتش (1370) و اشک سرما (1382) دو فیلمی هستند که در گونه دفاع مقدس فیلم‌های مهمی هستند و هر دو فیلم در زمان ساخت توجه بسیاری را به خود جلب کردند. حمیدنژاد مستند تحسین شده‌ای به نام زندگی در ارتفاعات (1364) را در کارنامه خود دارد و اگر از آخرین فیلم او به نام آناهیتا چشمپوشی کنیم، فیلمساز خوش‌قریحه و صاحب نگاهی است که چرخ فلک اولین همکاری جدی و سریالی او با تلویزیون محسوب می‌شود. حمیدنژاد فیلمسازی است که آثارش عموما از یک غنای بصری و معنایی برخوردار است و به دلیل شرایط سخت فیلمسازی به این شکل در حال حاضر، تلویزیون می‌تواند محل مناسبی برای ادامه فعالیت او باشد.

بهرام عظیم‌پور یکی از دستیاران باسابقه و بازیگردانانی است که فیلم‌هایی همچون «چ» به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا را در کارنامه خود دارد. او سریالی به نام بیداری را در سال 1387 کارگردانی کرده و چرخ فلک دومین کار جدی مستقل او به عنوان کارگردان برای تلویزیون است. بدون شک تجربه فراوان عظیم پور در برنامه‌ریزی و بازیگردانی در کارگردانی مستقل هم به کمک او خواهد آمد.

احسان عبدی‌پور جوان‌ترین کارگردان این مثلث است که فیلم‌های خوبی همچون تله‌فیلم «همسنگر» و فیلم سینمایی «تنهای تنهای تنها» را در کارنامه خود دارد. این جوان مستعد بوشهری در این مجموعه هم نشان داده فیلمسازی است که در ساخت اثرش به دنبال کشف معانی تازه است. معنایی که در ورای اتفاقات روزمره شکل می‌گیرد. انتخاب این سه کارگردان با وجود این که به لحاظ سابقه و نوع فیلمسازی متفاوت هستند، اما در کلیت یک سریال بسیار یکدست شکل گرفته است.

مشاور پروژه

با یک نگاه به تیتراژ اثر، نامی به عنوان مشاور پروژه در آن به چشم می‌خورد که جالب توجه است. محمود رضا تخشید مدیر کهنه‌کار فیلم و سریال شبکه 3 بعد از فراغت از مرکز امور نمایشی سیما به عنوان مشاور این پروژه انتخاب می‌شود و کاملا می‌توان اثرات حضور یک مدیر با سابقه را در این مجموعه دید، چون برخی از قسمت‌ها در صورت نداشتن یک مشاور باتجربه می‌توانست همانند یک تیغ دو لبه به کلیت آن آسیب بزند. این نکته از آن جهت حائزاهمیت است که در بسیاری از سریال‌های اجتماعی کند و کاو دقیق و بی‌غرض با سیاه‌نمایی اشتباه گرفته می‌شود، اما در این مجموعه حضور افرادی مانند تخشید به اصلاح این نگاه و رسیدن به استانداردهای کیفی مدنظر تلویزیون کمک کرده است و البته حضور او می‌تواند این نکته را ثابت کند که می‌توان از مدیران سازمان به صورت مستقیم در پروژه‌ها استفاده کرد.

گروه بازیگران

چرخ فلک بازیگران باکیفیت و امتحان پس داده‌ای دارد که هر کدام به شکلی درست از پس نقش‌هایشان بر آمده‌اند. امیر آقایی، بهناز جعفری، اندیشه فولادوند و میلاد کی‌مرام و البته بازیگرانی همچون احسان امانی بخوبی در فضای داستان قرار گرفته‌اند. ساختار اپیزودیک داستان باعث نشده جنس بازی بازیگران با هم تفاوت داشته باشد و گویی شخصیت‌های اصلی هر قسمت از یک جنس هستند. این نکته در سکوت و البته درونگرایی سه شخصیت از سه داستان کاملا نمود دارد. نقش‌هایی که کی‌مرام، آقایی و اندیشه فولادوند بازی می‌کنند و گویی شخصیتی تکرارشونده هستند.

چرخ فلک حاصل نگاه درست تلویزیون و تیم تولید به مسائل اجتماعی است که در کنار کارگردانی و متن مناسب به سرانجامی قابل توجه می‌رسد.

در سال‌های میانی دهه 80 سریال هزاران چشم به کارگردانی کیانوش عیاری از تلویزیون پخش شد که تا امروز در یادها مانده است. در یکی از قسمت‌ها خانواده مهدی هاشمی و خودش بعد از فشار صاحبخانه برای افزایش کرایه شروع به برنامه‌ریزی و حساب و کتاب می‌کنند تا بتوانند این کسری را جبران کنند. خاطرم هست با دیدن آن قسمت تا مدت‌ها اثر تلخ و در عین حال عمیقش برایم باقی مانده بود و حالا با گذشت یک دهه چرخ فلک و آدم‌هایش همان کار را می‌کنند. کاری که باعث می‌شود قدری به اطرافمان دقیق‌تر نگاه کنیم... .

علیرضا قاسم بریشی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها