هنوز باور نداریم اکبر عبدی که نوستالژی نسلهای دهههای بعد از انقلاب را آفرید، آسمانی شده است. او از دهه ۶۰ تا آخرین سالهای فعالیتش در بیش از ۸۰فیلم سینمایی و سریالهای متعدد بازی کرد. همه ما عبدی را از «محله برو بیا» و «باز مدرسم دیر شد» بهخاطر میآوریم و همینطور که پیش میرویم؛ شاید «اجارهنشین»های داریوش مهرجویی و دوئل جذاب عزتالله انتظامی و او را در سکانسی که قصد بازسازی خانه زهواردررفته را دارد و همچنین جایی را که انفجار رخ میدهد و چهرهاش سیاه میشود و لبخند به لبمان مینشاند به یاد میآوریم. یکی از مهمترین ویژگیهای بازیگری عبدی انعطافپذیری و ایفای نقش در قالب شخصیتهای مختلف از کودک و بزرگسال تا پیرمرد و پیرزن بود. همه ما او را بیشتر بهخاطر نقشهای کمدی، گریمهای سنگین و حتی بازی در نقش زن میشناسیم. بازی او در فیلم «آدم برفی» داوود میرباقری در نقش عباس خاکپور که همزمان هم نقش خودش و هم نقش خواهرش را در بازی میکند، اوج این انعطافپذیری است. او با گریم سنگین زنانه، لهجه و حرکات خاص توانست این نقش را در خاطره جمعی تمام ایرانیان جای دهد و ماندگار کند. عبدی در سهگانه «اخراجیها» با لهجه شیرین آذری توانست نقش جوانی عاشقپیشه و سادهدل را به زیباترین شکل ممکن ایفا کند. دیگر اثر شاخص او بازی در نقش مادر در فیلم «خوابم میاد» است که توانست سیمرغ بهترین بازیگر مکمل مرد را بهدست آورد. در اکثر مواقع بازی عبدی طبیعی همراه با تنوع، طنز ملایم و با گریمهایی بوده که هرچه بیشتر توانسته او را به نقش نزدیک کند بهگونهای که مخاطبان امکان تفکیک او را از نقشی که بازی میکرد ندارند. در گزارش پیش رو با یادی از این هنرمند با چند نفر از کارگردانان و بازیگران درباره ویژگیهای بازیگری و خلق و خوی این بازیگر صحبت کردیم که از نظر میگذرانید.
تسلیت به هنردوستان برای این فقدان
داریوش ارجمند بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون با اشاره به وضعیت جسمی خود به خبرنگار جام جم گفت: «متأسفانه حال مساعدی ندارم و الان در وضعیت مناسبی نیستم، اما به شما و همه هنردوستان بابت درگذشت این هنرمند تسلیت عرض میکنم.»
آغاز آشنایی از دهه ۶۰ و درخشش در تئاترشهر
جهانگیر الماسی، بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون نیز با تسلیت درگذشت اکبر عبدی به خانوادهاش و جامعه هنری ایران، ابعاد شخصیتی، اخلاقی و صنفی این هنرمند را تشریح و او را شخصیتی بیبدیل در تاریخ هنرهای نمایشی کشور توصیف کرد. الماسی با اشاره به پیشینه آشنایی خود با مرحوم عبدی عنوان کرد: «آشنایی من با اکبر عبدی به ابتدای دهه ۶۰ برمیگردد. ما در تئاترشهر همکاریهای مشترکی داشتیم و او در نمایشهایی، چون «افسانه ماشاءالله خان» و «آن زمان فرا خواهد رسید» به ایفای نقش پرداخت. یادم میآید در نمایش «خمره» در گونه سیاهبازی، عبدی نقش کوتاهی بهعهده داشت، اما در همان زمان کوتاه چنان میدرخشید که توجه همگان را به خود جلب میکرد.» این هنرمند با یادآوری نقشهای ماندگار عبدی اضافه کرد: «عبدی با مجموعههایی، چون باز مدرسم دیر شد و فیلم سینمایی دزد عروسکها جایش را در دل مخاطبان باز کرد. او برای تثبیت جایگاه حرفهای خود، چند اثر جاودانه را بهصورت پیاپی بازی کرد که از آن جمله میتوان به فیلمهای اجارهنشینهای داریوش مهرجویی،ای ایران ناصر تقوایی و مادر علی حاتمی اشاره کرد.»
فصل جدید بازیگری در سینمای ایران
این نویسنده و کارگردان سینما تصریح کرد: «بازی ظریف و ارزنده عبدی در نقش یک معلول در فیلم مادر، به عقیده من فصل جدیدی را در بازیگری سینمای ایران گشود. همواره بازی او در نقش نوازنده آکاردئون در فیلم هنرپیشه را نیز بسیار تحسین کردهام.» او درخصوص همکاریهای سالهای اخیر عبدی با مسعود دهنمکی خاطرنشان کرد: «در سالهای پایانی عمرش، یکی دو بار با من صحبت کرد و از تجربه کار با دهنمکی بسیار رضایت داشت. عبدی معتقد بود دهنمکی شخصی پاکدل و بیغلوغش است و کار با او را صمیمانه دوست میداشت.»
بنیانگذاری سیستم «درصد از فروش» برای بازیگران
رئیس سابق انجمن بازیگران خانه سینما با اشاره به نقش برجسته اکبر عبدی در صیانت از حقوق مادی و معنوی بازیگران گفت: «در سالهایی که مسئولیت صنف را در خانه سینما بهعهده داشتم، اختلافی میان عبدی و یکی از تهیهکنندگان سینما بهوجود آمد. در آن مقطع هنوز ساختار تهیهکنندگی در سینمای ما تعریف دقیقی نداشت و نوعی نگاه بالا به پایین نسبت به بازیگران حاکم بود. وزارت ارشاد وقت از من خواست بهعنوان مرجع رسیدگی به این پرونده ورود کنم.» الماسی افزود: «در روند رسیدگی به این ماجرا متوجه شدم عبدی چقدر شرافتمندانه و فراتر از منافع شخصی خود، دنبال احقاق حقوق کل صنف بازیگران است. در آن جلسه، عبدی رو به تهیهکننده کرد و گفت شما پول آوردهاید تا با سودش برداشت کنید، اما از من که با این فیزیک و چهره باید نقش بازی کنم تا فیلم بفروشد میخواهید سهم اندکی ببرم؟ چرا نباید درصدی از فروش فیلم به بازیگر تعلق بگیرد؟» او ادامه داد: «با ایستادگی عبدی، آن تهیهکننده در نهایت پذیرفت و به من گفت هرچه الماسی حکم کند قبول دارم. بدین ترتیب برای نخستین بار در تاریخ سینمای ایران، سیستم بهرهمندی بازیگر از درصد فروش فیلم پایهگذاری شد. عبدی همواره پیشتاز کار صنفی بود و حاضر بود خودش آسیب ببیند، اما حق همکارانش ضایع نشود.»
توزیع کمکهای نقدی میان مردم محروم بم
این بازیگر پیشکسوت در بخش دیگری از صحبتهایش خاطرهای از روحیات خیرخواهانه اکبر عبدی را یادآوری کرد و گفت: «پیش از وقوع زلزله بم، با هماهنگی آقای ضرغامی قرار شد جایزهای به پاس فعالیتهای تلویزیونی عبدی در شهر بم به او اهدا شود. روز مراسم عبدی با تأخیر زیادی به محل برنامه رسید. وقتی علت را جویا شدم، فهمیدم او پیش از حضور در مراسم به میان مردم تنگدست رفته است.»
او ادامه داد: «عبدی به من گفت دوست ندارد این کارش جنبه ریاکارانه یا تبلیغاتی پیدا کند. او جوایز نقدی و سکههای خود را به فردی مطمئن در بازار سپرده بود تا آنها را نقد کند. سپس نیمی از آن پول را برای خانواده خود برداشت و نیم دیگر را برای کمک به مردم محروم اختصاص داد و بهطور شخصی اقلام مورد نیاز را خریداری و در روستاهای اطراف بم توزیع کرد. من این فداکاری بزرگ را به چشم خودم دیدم.»
همکاری مشترک در سریال «در چشم باد»
الماسی با اشاره به تجربه مشترک بازی با مرحوم عبدی در سریال «در چشم باد» به کارگردانی مسعود جعفری جوزانی گفت: «در جریان تولید این پروژه، از نزدیک شاهد برخورد متواضعانه او با مردم و محبوبیت فوق العادهاش در میان جامعه بودم.»
عبدی؛ بازیگری غریزی بود
الماسی در پایان با تحلیل سبک بازیگری عبدی خاطرنشان کرد: «عبدی بدون نیاز به کلاسهای آموزشی، یکی از بازیگران درجه یک کشور بود. نبوغ او بهطور کامل خدادادی و برگرفته از آموزشهای رفتاری پنهان در خانوادهاش بود. تسلطش در بازی در نقشهای متفاوت مردانه و زنانه، نشان از مسئولیتپذیری بالای او در قبال حرفهاش داشت. او همواره دنبال کسب روزی حلال بود و بهمعنای واقعی کلمه برای کار خود ارزش قائل میشد.»
خالق نقشهای ماندگار کمدی
قدرتالله صلحمیرزایی کارگردان سینما هم که با اکبر عبدی در دو فیلم «هدف اصلی» و «دلداده» همکاری کرده نیز با تسلیت درگذشت این بازیگر شاخص گفت: «او دوست خوبی برای ما و از هنرمندان برجسته کمدی و جدی بود. بسیار مردمی بود و دانش بالایی در این زمینه داشت. یکی از درجه یکهای کمدی بود و با آدم گرم میگرفت و تلاش میکرد هر نقشی را خلق کند.» وی با بیان اینکه در دو فیلم با او کار کردهام، افزود: «اکبر خیلی همراه بود و با اینکه مریضحال بود، سعی میکرد سر ساعت در فیلم من حضور داشته باشد. او کشورش را خیلی دوست داشت. خیلی فداکار بود و دست خیر داشت. بارها دیدم که به نیازمندان کمک میکرد. بهقدری دلنشین بود که برخوردش با من بهعنوان کارگردان در طول این چند سال در ذهنم مانده. گاهی تماس میگرفتم و احوالش را میپرسیدم. خیلی ناراحت شدم وقتی خبر درگذشتش را شنیدم. به گذشته و زمانی رفتم که بعد از فیلم با هم نشست داشتیم. هر چه فکر میکنم جز خوبی از او به یاد ندارم. الان که با شما صحبت میکنم یاد خاطرات گذشتهام با این هنرمند بزرگ میافتم و اشک در چشمانم جمع شده است.»
ویژگیهای هنری عبدی را بازشناسی کنیم
صلحمیرزایی در پایان گفت: «باید واقعا قدر امثال اکبر عبدی را دانست. امثال ایشان به لحاظ هنری خیلی کم پیدا میشوند. چیزهایی که به ذهنش میرسید، قبل از شروع فیلم با من مطرح میکرد و حتی پیشنهادهای خوبی میداد. او هنرمند زحمتکشی بود. بهعنوان هنرمند در خدمت جمهوری اسلامی و در فرهنگ خودمان میگویم باید ویژگیهای هنری کار او را بازشناسی کنیم.»
تمام جامعه هنری و غیرهنری از درگذشت این هنرمند که خاطرات ماندگاری در میان مردم بهجای گذاشت غمگینند و این نشاندهنده جایگاه ویژه اکبر عبدی در حافظه جمعی سینمای ایران و تاثیر عمیق او بر همکارانش است».
شوک از دستدادن یک رفرنس سینمایی
سیروس همتی، نویسنده، بازیگر و کارگردان، در گفتوگو با جام جم آنلاین گفت: «با شنیدن این خبر، اندوه بزرگی بر دل همه ما نشست. اکبر عبدی بیشک یکی از بازیگران تکرارنشدنی در ۴۰ الی ۵۰ سال اخیر بود؛ هنرمندی که تکتک نقشآفرینیها و آثارش همچنان بهعنوان مرجع و رفرنس در سینما و تلویزیون شناخته میشود و هرگز از یادها نخواهد رفت.»
وضعیت جسمانی عمواکبر در پروژه آخر
وی در اشاره به وضعیت جسمی و روحی اکبر عبدی در آخرین پروژه مشترکشان ادامه داد: «ما در سریال سبزواران در کنار ایشان بودیم و باید بگویم تا پیش از این یکیدو ماه اخیر، وضعیت روحی و جسمی بهشدت خوبی داشتند. با وجود اینکه همه از سابقه بیماری و مشکلات کلیوی ایشان باخبر بودیم و این بستریشدنها پیش از این هم سابقه داشت، اما من بشخصه هیچوقت گمان نمیکردم این عارضه اخیر بتواند عمو اکبر را از پا درآورد و بر توانایی و سرزندگی او غالب شود.»
تعهد در اوج موشکباران: ادای دین عبدی به مردم با حضور سر صحنه
این نویسنده، بازیگر و کارگردان با یادآوری تعهد کاری بینظیر عبدی در شرایط سخت تاریخی، عنوان کرد: «امروز صحبتهای زیادی شنیده میشود که هنرمند چگونه باید به وطن یا در دوران جنگ ادای دین کند. بهنظر من اصلا نیازی به شعار نیست؛ هنرمند میتواند به طریق دیگری پرچم وطنش را بالا نگه دارد. در زمان جنگ، تمام عوامل سریال سبزواران به جز یکیدو روز آنهم بهخاطر تغییر لوکیشن، کار را تعطیل نکردند. در شرایطی که تهران زیر بمباران شدید بود، اکبر عبدی در اوج موشکباران سر صحنه حاضر میشد. آنهایی که ادعا میکنند هنرمند وطنی هستند کجا بودند؟ هنرمند وطنی واقعی یعنی اکبر عبدی که مثل یک پزشک متعهد که در بدترین شرایط و صبح و ظهر و شب به بیمارش سر میزند، سر صحنه حاضر بود تا در آن روزهای سخت، لبخند و خنده را بر لبان مردم بنشاند. این حضور او در شرایط بمباران، بالاترین هدف و بهمعنای واقعی کلمه تایید وطن، خاک و کارش بود.»
ضبط سبزواران در روزهای موشکباران
علی عاملهاشمی، کارگردان سریال سبزواران هم که بههمراه برادرش کارگردانی این مجموعه کمدی را برعهده داشته است، در گفتوگو با جامجم آنلاین از روزهای همکاری با این بازیگر فقید سخن گفت. او معتقد است حضور عبدی در پروژه فراتر از نقشآفرینی یک ستاره بود؛ او نقش یک بزرگتر و راهنمای دلسوز را در پشت صحنه ایفا میکرد که بار سنگینی را از دوش کارگردان برمیداشت و آرامش را به کل گروه تزریق میکرد.
اشتیاق بیحد «عمو اکبر» برای گویش سبزواری
هاشمی درباره آغاز همکاری با این کمدین پیشکسوت میگوید: «زمانی که تصمیم گرفتیم برای اولینکار کمدی مشترکمان با برادرم از حضور آقای عبدی استفاده کنیم، بهدلیل سابقه بیماری قلبی ایشان کمی نگران بودیم، اما رفاقت دیرین و اشتیاق بالای خودشان، مسیر را هموار کرد. این کار تمرکز ویژهای روی خطه شرق کشور و شهر سبزوار داشت؛ موضوعی که بهدلیل همسایگی آقای عبدی با سبزواریها در دوران کودکیاش در تهران، برای او بسیار جذاب بود. او با علاقه و تسلطی بینظیر، گویش سبزواری را پذیرفت. ما نیز با همراهی تهیهکننده کار، آقای مرتضی رزاقکریمی، برنامهریزی فشردهای انجام دادیم تا کار ایشان در کمترین زمان ممکن ضبط شده و تحت فشار قرار نگیرند.»
یکی از درخشانترین و عجیبترین فصول ضبط این اثر، همزمانی تولید با جنگ ۱۲روزه و حملات موشکی بود. هاشمی در اینباره روایت میکند: «با آغاز جنگ و موشکباران، ما در لوکیشن شهرک آزادی و در نزدیکی فرودگاه مستقر بودیم؛ جایی که حتی یکبار موج انفجار ناشی از حمله به فرودگاه، شیشههای اتاق استراحت آقای عبدی را فروریخت. در آن شرایط بحرانی، این خود جناب عبدی بود که ایستاد و گفت: «کار را تعطیل نکنید؛ مگر فرقی میکند ما سر کار باشیم یا خانه؟ اگر قرار به رفتن باشد، هر جا باشیم میآید.» به پیشنهاد و پایمردی او، ما کار را متوقف نکردیم و ایشان حتی فراتر از ساعت کار موظفش، بدون کوچکترین مخالفتی با انرژی مضاعف کار کرد تا پلانها با بهترین کیفیت ضبط شوند.»
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد