تلنگر

از اعتیاد رها می‌شوم

مجید 25 ساله ساکن بجنورد هستم. پدرم دیپلم و بازنشسته و مادرم خانه‌دار است، یک خواهر و یک برادر دارم. مشکل مالی در زندگی نداریم. حقوق بازنشستگی پدر کفاف زندگی را می‌دهد.
کد خبر: ۹۲۷۸۴۱

منزل بزرگ و جای مناسبی در داخل شهر داریم، خواهرم دوبار ازدواج کرد در ازدواج اول موفق نبود و در ازدواج دوم صاحب دو فرزند شده و زندگی خوبی دارند برادرم هم دانشجوست. من الان دانشجوی ترم آخر مهندسی برق هستم. از همان اوایل کودکی در خانه ما ماهواره بود، پدر و مادرم مراعات نمی‌کردند و از همه شبکه‌های ماهواره حتی شبکه‌های مبتذل استفاده می‌کردند. در اوایل ورود به دانشگاه عاشق یک دختری شدم که پیش از این ازدواج کرده و به دلایلی از همسر خود جدا شده بود. وقتی موضوع را با پدر و مادرم در میان گذاشتم با مخالفت شدید پدر و مادرم روبه‌رو شدم. علاقه من به آن دختر خیلی شدید شده بود با هم به پارک و رستوران می‌رفتیم و زمانی که خانواده‌ام به مسافرت می‌رفتند، او را به خانه می‌آوردم و دو نفری پای تماشای فیلم‌های ماهواره می‌نشستیم.

حدود دو سال من با آن دختر بودم و پدر و مادرم از ارتباط من با آن دختر باخبر شدند. بعد از آن که فهمید که دیگر امیدی به ازدواج با من نیست، به اولین خواستگارش بله گفت و ازدواج کرد.

شکست عجیبی در زندگی‌ام خوردم هیچ‌وقت به درس‌هایم بهایی نمی‌دادم، دنبال دوست بازی و رفیق بازی رفتم شب‌نشینی‌هایی همراه با مشروب و موادمخدر کار من شده بود، از زندگی خودم بیزار شده بودم. کم‌کم معتاد شیشه شدم، پدرم گاه گاهی پول توجیبی به من می‌داد و من هم صرف مواد می‌کردم، وقتی فهمید که معتاد شدم با من درگیر شد، در یکی از درگیری‌هایی که با پدرم داشتم با مجسمه به سرم زد و از آن موقع گاهی فراموشی سراغم می‌آید.

ارتباط خود را با خانواده‌ام قطع کردم، وسایل منزل را برای خرید مواد مخدر می‌فروختم.

در یکی از شب‌ها با یک تکه ورق فلزی وسیله‌ای ساختم تا به‌وسیله آن پول‌های صندوق صدقات را بیرون بیاورم تا بتوانم مواد مورد نیاز خود را به‌دست آورم، موفق شدم چند تا صندوق را خالی کنم اما دستگیر شدم.

اکنون خیلی پشیمان هستم اگر آزاد شوم خودم را به کمپ ترک اعتیاد معرفی می‌کنم تا از دست این مواد خانمانسوز رهایی پیدا کنم....

سرگرد «حسین عاملی»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها