حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
البته علیرضا جهانبخش، سردار آزمون و سعید عزتاللهی مستثنی بودند به این دلیل که در نوجوانی و با حمایت خانوادههایی ورزشی راهی اروپا شدند. اینکه چرا فوتبال اروپا دیگر رغبتی به بازیکن ایرانی نشان نمیدهد، پرسشی تلخ است؛ اما شاید بتواند ما را به حقیقتی بزرگ برساند. چرخه تربیت بازیکن در فوتبال کشور بسیار ناتوان و ضعیف است و تولیدات اندکی دارد و دلیلی ندارد جز عدم شناخت مدیران باشگاهها و ضعف نظام و ساختار باشگاهداری که اجازه نمیدهد 20 درصد از بودجه باشگاههای ما به بخش فوتبال پایه باشگاه و تامین آینده همان باشگاه اختصاص پیدا کند.
کنفدراسیون فوتبال آسیا، فدراسیونهای ملی آسیا را مکلف کرده که همه تیمهای لیگ برتری باید آکادمی فوتبال پایه داشته باشند در حالی که با جرات میگویم 14 یا 15 تیم از 16 تیم حاضر در لیگ برتر ایران فاقد امکانات توصیه شده AFC هستند.
با این حال، باز میبینیم باشگاهها دهها میلیارد تومان در هر فصل برای تیم اصلی سرمایهگذاری میکنند و از ردههای پایه و آینده، غافل هستند و نکته تاملبرانگیز اینکه تراز مالی همه باشگاهها به شکلی ترسناک، منفی است.
در ماجرای شکست این دو جوان در انتقال به فوتبال اروپا، من نه آنها را مقصر میدانم و نه خانوادههایشان را. مقصر اصلی در این ماجرا، هرج و مرج و دلالیسم حاکم بر فوتبال ما در چند سال اخیر است که متاسفانه هر روز هم فربهتر از روز قبل میشود. این دو جوان قابلیتهای خوبی داشتند؛ اما به پختگی مدنظر فوتبال اروپا نرسیده بودند. تیمی که سال 98 داشتیم، مجموعهای از بازیکنان باکیفیت بود که بیشتر آنها را لیگهای محترم اروپا بردند.
بازیکنانی که نمونه آنها در فوتبال امروز ایران یا دیده نمیشود و یا کمتر وجود دارد و دلیل آن هم چرخه معیوب باشگاهداری ماست.
بیژن ذوالفقارنسب
کارشناس فوتبال
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....