«سال خرگوش» داستان یک روزنامهنگار خسته است. کسی که از کارش، همسرش، زندگیاش و خلاصه همه چیز خسته شده است. واتانن روزنامهنگار، روزهایش را یکی پس از دیگری با آزردگی میگذراند تا اینکه یک روز که از مصاحبهای کسلکننده و تهوعآور در حال رانندگی به سوی خانه است، یک بچه خرگوش را زیر میگیرد. این اتفاق موجب میشود او تصمیم بگیرد زندگیاش را عوض کند و در صدد تجربههای تازه و روزهای بیخستگی در زندگیاش باشد.