بدیهی است که «عشق بازیگری» و حضور در دنیای خوش رنگ و لعاب سینما همواره بیش از سایر هنرها متقاضی پر و پا قرص دارد و در طول سالهای سال شنیده و دیدهایم که عدهای نه فقط از راه تحصیلات آکادمیک در دانشگاه که از راه آموزشگاههای آزاد بازیگری وارد این حرفه شدند و بعضا امروز از چهرههای مطرح سینما هم هستند، اما نکته قابل توجه در این بین عملکرد بسیاری از این موسسات است که امروز مثل قارچ سر از اینجا و آنجا درآوردهاند و اغلب هدفی هم جز خالی کردن جیب هنرجو و فریب آنها ندارند. متاسفانه تب بازیگری در این مشتاقان سینما به قدری بالاست که هنگام ثبتنام در این کلاسها بدون اطلاع دقیق از عملکردشان (اعم از چهرههای سینمایی که در سالهای گذشته از این موسسات فارغالتحصیل شدند، مکان برگزاری کلاسها، اخذ شهریه متعارف، مدرکی که در آخر به هنرجو میدهند و...) صرفا با دیدن نام چند هنرپیشه معروف در آگهی تبلیغاتیشان در آنها ثبتنام میکنند. این در حالی است که این هنرپیشهها در بسیاری از موارد یا کلا بیاطلاع هستند یا اصلا در این کلاسها حضور ندارند و اسمشان صرفا جنبه تزئینی در آگهی اینگونه موسسات دارد!
بر همین اساس جامجم سراغ استادان دانشگاه و کارگردانانی که با عملکرد کارگاههای آموزش بازیگری آشنا هستند، رفت تا از کم و کیف و نحوه کارکرد آنها جویا شود.
ضرورت نظارت مستمر
دکتر حمید دهقانپور، عضو هیات علمی دانشگاه هنر درباره عملکرد آموزشگاههای سینمایی توضیح داد: وزارتخانهای که به هر مرکز آموزشی اعم از دانشکده، موسسه و... مجوز تاسیس میدهد، باید در آغاز به چند عامل توجه کند؛ یکی از این عوامل محتوا و شرح برنامه ارائه شده است. از این جهت که این برنامه اول باید مدون و تنظیم شده باشد، بعد به تائید یک ارگان یا نهاد برسد و پس از آن برود برای اجرا. عامل دیگر مکان اجرای این فعالیت است که باید با نوع فعالیت تناسب داشته باشد. مثلا اگر آموزشگاهی ادعای تربیت بازیگر دارد، اول باید بررسی شود که اصلا چند پلاتو برای تمرین دارد یا کلاسهایش در چه شرایطی است! یک آپارتمان کوچک اجاره کردن و آموزش هنر دادن از نظر من کاملا غیراصولی است. نکته دیگر از نظر من، استادانی هستند که قرار است به تدریس دروس بپردازند. بعضی از آموزشکدهها برای فریب هنرجویان اسم استادان معروف و صاحبنامی را در آگهیهایشان ثبت میکنند، اما هرگز از آنها استفاده نمیکنند!
او ادامه داد: عواملی که ذکر کردم از مهمترین نکات رشد و رونق یک مرکز آموزشی است و چنانچه این عوامل وجود نداشته باشند هیچ خروجی مثبتی از مرکز مربوط نخواهیم داشت. البته این نکته را هم ذکر کنم که نظارت مستمر بر فعالیتهای یک مرکز آموزشی نیز بسیار حائز اهمیت است. به این معنا که وزارتخانه ذیصلاح باید به صورت نامحسوس عملکرد یک موسسه را بررسی کند تا از چند و چون برنامههای مصوب شدهاش اطلاع یابد.
بازیگر شدن تزریقی نیست
فرزاد موتمن، کارگردان و مدرس سینما با غیراخلاقی دانستن ضمانت برخی آموزشگاهها مبنی بر بازیگر کردن هنرجویانشان گفت: متاسفانه آموزش بازیگری در کشور ما شکلی کاملا غیرطبیعی دارد. اولا اینکه آموزشگاههای بازیگری در هیچ جای دنیا نمیتوانند تضمینی بدهند که کسی را بازیگر کنند، اما هماکنون شرایط به گونهای شده که هنرجویان فکر میکنند با گذراندن دورههای بازیگری باید در سینما نقش بگیرند! او تصریح کرد: بازیگری یک فن نیست و درست است که چیزهایی در آن متکی به تکنیک است و با آموزش یاد گرفته میشود، اما در اصل بازیگری جنمی میخواهد که درون هر کسی باید وجود داشته باشد. بازیگری یک آن، خضوع و ویژگیهای فیزیکی لازم دارد که نمیتوان آن را به کسی تزریق کرد. ضمن اینکه به هر حال نمیتوان منکر شانس و اقبال هم شد. کارگردان «شبهای روشن» یادآور شد: تا یکی دو سال پیش از این آموزشگاهها ناامید بودم، اما در سالهای اخیر که خودم از نزدیک شاهد عملکرد آموزشگاهی معتبر با مدیریتی بسیار منضبط هستم، نظرم کاملا تغییر کرده است. ما در کشوری زندگی میکنیم که دولت، مطبوعات و فضاهای مجازی حساسیت عجیب و پررنگی روی سینما دارند و زیاد از حد به این هنر میپردازند. به همین دلیل سالانه هزار جوان مشتاق و علاقهمند به بازیگری داریم که میخواهند هر جور که شده بازیگر شوند. خودم در مشهد، اصفهان، شیراز و... کلاس داشتم و از نزدیک علاقه جوانان به این حرفه و تصوراتشان را دیدهام. واقعا فضای عجیبی در این عرصه حاکم است! حتی در مواردی شاهد خودکشی جوانانی در نتیجه ناکام ماندن آرزوهایشان هم بودهام. قطعا مقصر اصلی در بهوجود آمدن این جو مسئولان ذیصلاح، مطبوعات و فضاهای مجازی هستند. باید باور کنیم که سینما صرفا یک سرگرمی است و لزومی ندارد زیاد در سطح جامعه پررنگ شود.
هزینه کلاسها بالاست
سامان سالور، کارگردان سینمای ایران که علاوه بر فیلمسازی سابقه تدریس در آموزشگاههای سینمایی را نیز دارد، بیان کرد: بدیهی است غیر از دانشگاهها یکی از راههای انتقال تجربه به شکلی کلاسیک و تجربی به نسلهای جوانتر موسسات و آموزشگاههای آزاد سینمایی هستند و در تمام دنیا هم خیلی از سیاستگذاران و منتقدان سینما بیشتر به مدارس و کارگاههای سینمایی اعتقاد دارند تا دانشکدههای سینمایی.
کارگردان فیلم سینمایی «تمشک» افزود: چند سال است این آموزشگاهها به دلیل تقاضاهای زیادی که از سوی جوانان علاقهمند وجود دارد، در کشور ما مشغول فعالیت هستند و اتفاقا خیلی از بازیگران، کارگردانان و... صاحبنام کشورمان فارغالتحصیل یا از موسسان این آموزشگاهها هستند. این آموزشگاهها با کادر مجربی که داشتند، توانستند خروجیهای توانمندی را وارد عرصه هنر کنند و جای خودشان را هم بین مردم باز کردند. از طرفی دیگر، در این راه مانند هر حوزه دیگر به دلیل جاهطلبیهایی که وجود دارد آموزشگاههای بیکیفیتی هم تاسیس شدند که اهدافی دیگر غیر از کمک به سینما داشته و دارند. البته وقتی اکنون سمت و سوی سینما تمایل به مسائل اقتصادی دارد طبعا چنین مسائلی هم پیش میآید، اما خوشبختانه در همان چند آموزشگاه سینمایی ضابطهمندی هم که اکنون وجود دارد، میبینیم تعداد هنرجویان به اندازهای که باید نمیرسد. چون اولا اغلب این کلاسها هزینه زیادی را از هنرجویانشان طلب میکنند و دیگر آنکه به دلیل نبود نظارت کافی، کیفیت آموزشی هم پایین آمده. به همین دلیل خیلی از هنرجویان جذب مراکز غیراستاندارد میشوند.
نیاز به سختگیری در مجوز دادن
رامتین شهبازی ، منتقد، مدرس دانشگاه و پژوهشگر سینما و تئاتر، آموزشگاههای بازیگری را کاملا متفاوت از یکدیگر دانست و تصریح کرد: آموزشگاههای تدریس بازیگری را میتوان به دو گروه تقسیم کرد؛ یک گروه آموزشگاههایی که واقعا دغدغه آموزش دارند و هدفشان صرفا سود مالی و سوءاستفاده از سینما نیست و گروه دیگر آموزشگاههایی که فقط در پی بهرهبرداری مالی از هنرجو هستند.
او با اشاره به ضرورت توجه به خاستگاه این آموزشگاهها بیان کرد: در ابتدا ضرورت توجه به خاستگاه تاسیس این آموزشگاههاست. اکثر این آموزشگاهها در دهه 70 پایهگذاری و رشد کردند.
چرا که تا قبل از آن سیستم فراگیر آموزش سینما در کشور، سیستم دانشگاهی و آکادمیک بود. به این معنا که علاقهمندان به سینما از طریق ورود به دانشگاه و کاملا آکادمیک سینما را یاد میگرفتند، اما به مرور جای خالی مدارس سینمایی بین علاقهمندان سینما احساس شد. یعنی وجود اماکنی که جدا از مباحث نظری بتوانند مباحث کاربردی را به هنرجو بیاموزند.
در ابتدای تاسیس این آموزشگاهها اشتباهاتی دیده میشد که نمیتوانم نامش را سودجویی بگذارم و میگویم آزمون و خطاهایی که البته کاملا هم آن زمان طبیعی بود. بعد از این آزمون و خطاها، مراکزی با هدف رشد استعداد و خلاقیت هنرجویان شکل گرفت که خروجیهای خوبی هم به سینمای حرفهای معرفی کردند. در این آموزشگاهها که همچنان هم (البته خیلی معدود) دیده میشوند، ضمن بهره بردن از استادان برجسته سینما برای تدریس، هیات علمی معتبری دارند که از هنرجو نیازسنجی میکنند که چه دروسی را بیشتر نیاز دارد.
شهبازی خاطرنشان کرد: از طرفی دیگر در کنار این آموزشگاههای استاندارد، آموزشگاههایی هم بهوجود آمدند که با وجود بهرهگیری از اساتیدی معتبر، اما خروجی چشمگیری نداشتند. چون تعریف درستی از مدرسه بازیگری نداشتند و واقعا نمیدانستند به هنرجو چه چیزی باید بیاموزند! به نظرم عملکرد این آموزشگاهها باید بررسی و ساماندهی شود و نباید براحتی مجوز تاسیس آموزشگاه را برای هرکسی صادر کرد. تعدد این همه آموزشگاه که غالبا همه از روی هم روش کاریشان را تقلید میکنند، چه ضرورتی دارد؟ اینها جز ایجاد توهم کاذب چه عایدی دیگری برای هنرجو دارد؟ در مجموع برای داشتن یک مدرسه بازیگری کارآمد باید یک هیات علمی معتبر چیزی را که در جهان راجع به بازیگری وجود دارد، بررسی و بعد اینها را به عنوان یک شرح درس به هنرجو ارائه کنند.
ساناز قنبری
جامجم