برخی سینمادوستان نخبهتر و روشنفکرتر ایرانی که دیویدیهای کاورقشنگ میشائیل هانکه، نوری بیلگه جیلان و کیم کی دوک را میخرند و گاهی حتی با ندیدن آرشیو میکنند و به به و چهچه خود را نثار اصغرجان فرهادی و عباس آقا کیارستمی مینمایند، کاری با او و امثالش ندارند و چه بسا موقع تماشای گذری چند پلان از فیلم هایش در اتوبوس بین شهری و در مسافرت شمال، جملاتی هم من باب مزاح و حتی تمسخر بین یکدیگر ردوبدل کنند و در نگاه متفرعنانهشان هیچوقت جایی برای او نباشد. راه نویسندگان و منتقدان هم نمیتواند با او و امثالش همسو باشد، یعنی اگر هم باشد به دلیل شانیت حرفه نقد و به خاطر حفظ کلاس کار، صدایش را درنمی آورند. برای همین موقع اکران فیلم هایش یا او را شایسته حتی چندسطر نوشتن درباره آن آثار نمیدانند و اگر هم بنویسند، با خود عهد میکنند جز بدیها و ناکامیهای ساختاری و تکنیکی را نبینند. وقتی دست سینمادوستان دگراندیش و نویسندهها و منتقدان در موضوعی در یک کاسه باشد، دیگر وضعیت جشنواره های سینمایی هم مشخص است. هرچند او و دیگر همتایانش هیچوقت با هدف پسند و تحسین جشنوارهها و منتقدان و مسئولان فیلم نساختند، برای آنها فقط مردم اهمیت دارد و بس. برای آنها سینما یعنی سرگرمی و همین که چراغ سینماهای اندک کشور روشن باشد، برایشان یک دنیا ارزشمند است. قدر تلاشهای او و آنها را سینماداران خوب میدانند و میفهمند؛ چرا که تولید فیلمهای بدنه و تجاری است که بخش مهمی از اقتصاد سینمای یک کشور را میچرخاند و باعث ادامه حیات جمعیت زیادی از اهالی سینما میشود. ارزش فیلمهای او و همکارانش را مردم درک میکنند؛ مردمی که سالها داوطلبانه برای آثاری که او تولید کرده، بلیت خریدند و با رضایت هم سالن سینما را ترک کردند.
رضایتی که حتی تماشاگران را برای بار چندم به تماشای فیلمها میکشاند. شاید او و همکارانش در سینمای بدنه و تجاری هیچوقت در هیچ جشنوارهای برنده جایزه نشوند و هیچ منتقدی هیچگاه از آنها به نیکی یاد نکند، اما اگر تجلیل و قدردانی را بهدست مردم بسپارند، او بدون تردید یکی از سینماگرانی است که به پاس یک عمر فعالیت مستمر و موثر در اقتصاد سینما تجلیل خواهد شد. حتی بازیگران و دیگر عوامل فیلمها هم همواره از او به عنوان یک تهیهکننده خوش حساب یاد میکنند که در این سینمای پر از نامردی، ارزش کمی نیست. میخواهم بهعنوان یکی از مردمی که سالها تماشاگر فیلمهای تولیدی او بوده (برخی از فیلمهای جمشید هاشمپور و ابوالفضل پورعرب و امین حیایی) و به نمایندگی از آنها، از او، حسین فرحبخش، تهیهکنندهای با سه دهه سابقه خوب در سینمای بدنه و تجاری که در سالهای اخیر هم به عنوان کارگردان فیلمهایی چون «زندگی خصوصی»، «مستانه» و «آبنبات چوبی» را ساخته، تشکر کنم و امیدوار باشم او و یار غارش، عبدالله علیخانی همچنان به سهم خود به تلاش برای چرخش چرخ های صنعت سینما در کشور ادامه دهند.
علی رستگار
فرهنگ و هنر
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)