هنوز برای بسیاری، سیاست آینده آمریکا در خاورمیانه در هالهای از ابهام است و بسیاری بر این باورند که این نقش بتدریج در حال کم شدن است. این تفکر حتی در آمریکا نیز شنیده میشود و در آنجا هم صحبتهایی وجود دارد مبنی بر اینکه سیاست آمریکا در خاورمیانه در آینده به چه نحوی خواهد بود و این صحبتها نشان از نگرانی محافل سیاسی آمریکا دراین باره دارد.
رایان کراکر، سفیر سابق آمریکا در عراق و سوریه در نشست چند روز پیش موسسه تحقیقاتی اینترپرایز در واشنگتن با عنوان میراث پیمان سایکس پیکو گفت: مطالب زیادی درباره لزوم بازتعریف منطقه خاورمیانه مطرح است. کار مهم در این میان این است که ایالات متحده همچنان به مسائل این منطقه توجه داشته باشد.
کراکر افزود: ایالات متحده باید اوضاع منطقه خاورمیانه را ارزیابی کند و ببیند در این زمینه میتواند چه کارهایی انجام بدهد بدون آنکه ضربه زیادی به این منطقه وارد کند. ایالات متحده باید بداند که اتفاقهای فعلی در منطقه خاورمیانه باید به سمت نتایجی پایدار منجر شود و اگر این اتفاق رخ ندهد، اوضاعی پیش میآید که آثار آن در آینده دامنگیر آمریکا نیز خواهد شد. نظامهای استبدادی، دیکتاتوری نظامی، کمونیستی، ملیگرایی عربی و امثال آن در کشورهای عربی منطقه، شکست خورده است. علت شکست همه این نوع حکومتها نیز آن بود که نتوانستند پایهای برای مشروعیت خودشان بهوجود بیاورند و حکومتی باشند که درخدمت مردم باشد.
سفیر سابق آمریکا در عراق میگوید: حال شاهد ظهور پدیده اسلامگرایی برای حکومت هستیم. اسلامگرایی نیز در منطقه شکست خواهد خورد که خبر خوبی است، اما خبر بد این که ممکن است وضعی وحشتناکتر بعد از آن ظهور کند. ما باید در تفسیرهای خودمان از تحولات و میزان اعتماد به شناختمان از این منطقه، محتاط باشیم. درباره نقش آمریکا در منطقه ما باید مراقب پیامدهای اقداممان باشیم. هر اقدامی پیامدهایی دارد. در عین حال، باید در خودداری از پرداختن به مسائل منطقه نیز محتاط باشیم. عقبنشینی از مسائل منطقه بدون توجه به ملاحظات فعلی آن نیز میتواند عواقب جدی به همراه داشته باشد.
سفیر سابق به تهاجم آمریکا به عراق اشاره کرده و ضمن انتقاد از آن میگوید: آمریکا نه هنگام ورود و نه هنگام خروج از عراق، عملکرد خوبی نداشت. روسای جمهور آمریکا از زمان هری ترومن همواره دکترینهایی ارائه کردهاند که کانون توجه آن منطقه خاورمیانه بوده است. از زمان جنگ جهانی دوم،آمریکا همواره به علت منافعی که خود و متحدانش در این منطقه داشتند، درگیر بوده است. حالا دکترین جدیدی در حال شکلگیری است. تغییری اساسی از منظر سیاست کلان آمریکا از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون درحال شکل گیری است. دکترین جدید به دنبال عقب نشینی از مسائل منطقه خاورمیانه است. جهان به وضعی رسیده است که آمریکا احساس میکند نباید در این منطقه نقش رهبری داشته باشد.
به گزارش جامجم، از اظهارات کراکر میتوان اینگونه نتیجه گرفت که خاورمیانه همچنان برای آمریکا در درجه اول اهمیت قرار دارد و این کشور همچنان سیاست مداخلهجویی را دنبال خواهد کرد.
پروفسور ساسان فیاضمنش، استاد دانشگاه کالیفرنیا در این باره به روزنامه جامجم میگوید: دخالت آمریکا در خاورمیانه بویژه در سوریه، عراق و لیبی شکست خورده است. نه تنها این دخالتها نتایج مطلوبی در پی نداشته بلکه هزینههای گزافی را هم برای اقتصاد آمریکا داشته است.
دکتر فیاضمنش در اساس با این نگاه که آمریکا در پی کم کردن سیاست دخالت خود در خاورمیانه است، مخالف بوده و در این باره میگوید: هنوز تصور اینکه آمریکا رهبر قدرتهای امپریالیستی جهانی، در آینده نزدیک خود را از خاورمیانه کنار بکشد، قابل تصور نیست. در حقیقت این ماهیت چنین رهبری است که با صرف هزینههای زیاد در جهان بخواهد چهره خود را بهبود ببخشد. آمریکا برای دست برداشتن از خاورمیانه در شرایط سختی است. با توجه به اینکه قدرتهای امپریالیست جهانی و اسرائیل در آنجا منافع مشترکی دارند به همین دلیل تصور اینکه این قدرتها و رهبرانشان در آینده نزدیک منطقه را به حال خود واگذار کنند، بسیار سخت است.
ساسان فیاضمنش، استاد اقتصاد و سرپرست مطالعات خاورمیانه در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در «فرزنو» در گفتوگو با روزنامه جامجم میگوید: گرچه دولت اوباما تلاش کرده استقرار پیاده نظام را در خاورمیانه کاهش دهد، اما با ابزارهای دیگر مانند استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین، نیروی هوایی و مشاوران به دخالت در مناقشات خاورمیانه مبادرت کرده است و هرکسی که با دخالتهای آمریکا در اطراف جهان مانند ویتنام آشنا باشد، میداند در پایان معمولا چنین چیزهایی به دخالت بیشتر و سرانجام اعزام مجدد نیروهای زمینی منجر میشود و ما هم اکنون شاهد این فرآیند با اعزام مشاوران آمریکایی و حتی تلفات این مشاوران در عراق هستیم.
سگ دمش را رها نمیکند
پروفسور فیاضمنش به برخی نگاهها که میگویند آمریکا در حال چرخش به سوی اقیانوس آرام است و خاورمیانه را رها خواهد کرد، اشاره کرده و در عین حال به اهمیت استراتژیک خاورمیانه برای کاخ سفید نیز توجه میکند و میگوید: فرض ما بر این است که آمریکا در نظر دارد منافع تعریف شده خود را در خاورمیانه به نفع کسب موقعیت در منطقه آسیا و اقیانوسیه رها کند؛ به اصطلاح محور قرار دادن اقیانوس آرام در سیاست خارجی، اما به هرحال آمریکا قدرتی امپرالیستی است و این مطلبی درست و دقیق است.
نگاه آمریکا به چین نگاهی است که این کشور در آینده به عنوان یک قدرت امپریالیستی مطرح و تبدیل به بزرگترین رقیب در آسیا و اقیانوسیه برای این کشور (آمریکا) خواهد شد. به همین دلیل آمریکا تمایل دارد در رقابت نهایی با چین به منظور تسلط و کنترل بر منطقه آسیا و اقیانوسیه در قرن 21 دست برتر را داشته باشد. اما صحبت در این رابطه از اجرایی شدن آن بسیار آسانتر است. برای آمریکا در آینده نزدیک و قابل پیشبینی تقریبا ناممکن است که سیاست ترسیم شده خود را در عراق، سوریه، لیبی و افغانستان رها کند و همچنین برای این قدرت جهانی بسیار بعید است که از متحد خود در خاورمیانه (اسرائیل) جدا شود، زیرا اسرائیل دمی است در خاورمیانه که افراد شوخطبع از آن بهعنوان دم سگ یاد میکنند.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....