در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مصطفی و حمیده این بار هم فقط 14 ماه بیشتر نتوانستند در کنار هم زندگی کنند و برای بار دوم طلاق را به عنوان راه حل مشکلات و اختلافات خود انتخاب کردند؛ همان راه حلی که باعث شد این زوج 20 سال از هم دور بمانند و وقتی بعد از سالها همدیگر را ببینند از این همه جدایی ابراز پشیمانی کنند.
حالا این زوج روبهروی قاضی عموزادی رئیس شعبه 268 دادگاه خانواده نشسته و دادخواست طلاق خود را مطرح کردهاند. آن هم برای دومین بار؛ مصطفی و حمیده دیگر نمیخواهند در کنار هم زندگی کنند و باز هم در تحقق رویاهای شیرینشان شکست خوردند. دقایقی که میگذرد، قاضی عموزادی میپرسد: برای بار دوم است که میخواهید از هم جدا شوید، دلیلش چیست؟
مرد 57 ساله رشته کلام را در دست میگیرد و میگوید: 35 سال پیش من و حمیده با هم آشنا شدیم و ازدواج کردیم. ازدواج ما طبق سنت آن زمان به صورت سنتی بود و تا زمانی که زیر یک سقف نرفته بودیم همدیگر را نمیشناختیم. زندگی بدون عشق و احساسی را آغاز کرده و تصور میکردیم بتوانیم در کنار هم خوشبخت باشیم. مدتی از ازدواج ما گذشت تا اینکه اختلافات آغاز شد، اختلافاتی که هیچوقت تمامی نداشت. من و حمیده در هیچ زمینهای با هم تفاهم نداشتیم. همیشه سر کوچکترین مسائل درگیر میشدیم و بیشتر وقتها با هم قهر بودیم. حتی وجود فرزندانمان هم نتوانست مانع این همه اختلاف و درگیری شود. تا جایی که آن اواخر حتی دست روی هم بلند میکردیم و با کتککاری سعی در کم کردن عصبانیت مان داشتیم. 14 سال از زندگی مشترک ما گذشت و در حالیکه یک پسر و دو دختر داشتیم، تصمیم گرفتیم برای همیشه به زندگی مشترکمان پایان دهیم تا حداقل فرزندان مان در این میان اذیت نشوند. دومین دخترمان یک ساله بود که من و حمیده از هم جدا شدیم. قرار شد فرزندان مان پیش حمیده بمانند و من هم برای همیشه از ایران رفتم. در این مدت فقط گاهی برای دیدن فرزندانم به ایران میآمدم و دوباره برمیگشتم. دو دختر و پسرم هم بعد از اینکه بزرگتر شدند گاهی به دیدنم میآمدند. بعد از گذشت مدتی از طلاقمان متوجه شدم حمیده دوباره ازدواج کرده است. من هم آنجا تشکیل زندگی دادم.
او ادامه میدهد: 20 سال گذشت و در این مدت متوجه شدم حمیده از شوهرش جدا شده است. من هم خیلی وقت بود که تنها شده بودم. همسرم رهایم کرده و رفته بود. آنقدر تنها ماندم که تصمیم گرفتم به ایران بیایم و مدتی در اینجا زندگی کنم. وقتی برگشتم بیشتر فرزندانم را میدیدم. یکی از دخترهایم ازدواج کرده بود و حمیده در کنار پسر و دختر دیگرم زندگی میکرد. در همین رفت و آمدها بود که بعد از 20 سال حمیده را دیدم. وقتی با او صحبت کردم متوجه شدم که حمیده هم مثل من در این سالها خیلی تنها بوده و سختیهای زیادی کشیده است. نمیدانم چه شد دوباره به گذشته برگشتم. احساس کردم حمیده را خیلی دوست دارم و میخواهم بقیه عمرم را در کنارش زندگی کنم. من و حمیده چند بار همدیگر را دیدیم و در نهایت هردو بعد از گذشت 20 سال باز هم تصمیم به ازدواج دوباره گرفتیم. فرزندان مان هم از بابت این موضوع خوشحال شدند. من و حمیده ازدواج کردیم و اوایل زندگی خوبی داشتیم. هردو بزرگ شده بودیم و درکمان بیشتر شده بود. اما خوشبختی تنها هفت، هشت ماه بیشتر با ما نبود. بعد از آن درست مثل گذشتهها شدیم. باز هم دعواها شروع شد و کارمان به کتککاری رسید. این بار دیگر تصمیم گرفتیم به این دعواها ادامه ندهیم و هرچه زودتر از هم جدا شویم. من و حمیده هرچقدر هم که بگذرد باز نمیتوانیم با هم زندگی کنیم. انگار برای هم ساخته نشدیم.
در این لحظه زن نیز میگوید: حرفهای مصطفی درست است. ما برای هم ساخته نشده ایم. هر چقدر هم تلاش کنیم نمیتوانیم در کنار هم زندگی کنیم. ازدواج دوبارهمان بزرگترین اشتباه بود. با این کار فرزندان مان را هم بیهوده خوشحال و امیدوار کردیم. حالا باز هم به خاطر طلاقمان دچار مشکلات روحی میشوند. فقط به خاطر آنها عذاب وجدان دارم. اما ما چارهای جز جدایی نداریم. هر دویمان میدانیم اختلافاتمان تمامی ندارد.
در پایان قاضی تلاش میکند تا این زوج را از جدایی منصرف کند، ولی وقتی اصرار آنها را میبیند حکم به طلاق توافقی میدهد.
ازدواج دوباره را آرام جلو ببرید
دکتر تاجیک اسماعیلی / روانشناس: زمانیکه زن و شوهر بعد از یک بار جدایی، باز هم تصمیم به ازدواج با هم میگیرند، باید به یکسری نکات توجه کنند تا در زندگی مشترک دوبارهشان با مشکلات بیشتر از گذشته مواجه نشوند.
آنها ابتدا باید به این نکته توجه کنند که اگر به هم علاقهمند هستند و از ته دل دوست دارند با یکدیگر زندگی کنند، تن به ازدواج دوباره بدهند. آنها باید پیش از ازدواج تمام جوانب را بسنجند و از خود مطمئن شوند، آن وقت دوباره ازدواج کنند.
ازدواج دوباره با همسر سابق تنها به خاطر فرزندان یا مسائل دیگری بجز علاقه قلبی خوب نیست و عواقب بدی در پیش دارد. عشق و علاقه باید تنها دلیل این ازدواج باشد. از طرفی باید پیش از ازدواج نیز از مشاور خانواده کمک گرفت تا دوباره اشتباهات گذشته تکرار نشود.
زن و شوهر باید این بار از اشتباهات زندگی قبلی خود درس بگیرند تا با تکرار آنها دوباره رابطهشان خراب نشود.
آنها باید دلیل طلاق سابقشان را پیدا کنند و در مورد آن با هم به نتیجه برسند و مشکلات را با هم حل کنند. هر دو اگر اشتباهاتی در گذشته داشتهاند باید اشتباه خود را به گردن بگیرند.
باید با هم در دورههای آموزش خانواده شرکت کنند و در تمام مسائل صادق باشند. همچنین آنها باید انتظارات، امیدها و آرزوهای خود را با هم مطرح کنند و اجازه ندهند کابوس زندگی گذشته، زندگی جدیدشان را خراب کند.
زن و شوهر باید بدانند ساختن اعتماد دوباره زمان میبرد. ایجاد اعتماد و موفق شدن یک ازدواج بعد از طلاق نیاز به تعهد قوی به رابطه دارد. پس باید زندگی جدید را آرام و بدون عجله پیش برد.
سیما فراهانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: