به گزارش مهر، اما همهچیز در مورد خزر به این احساس خوب خلاصه نمیشود، زیر لایههای پنهان اینهمه زیبایی، نگرانیهای جدی جا خوش کرده است.
از کابوس تلخ پسروی چشمگیر آب دریا از ساحل گرگان که بگذریم، نمیتوان از ماجرای انتقال آب خزر به کویر گذشت، ماجراهایی که طی سالهای اخیر بارها خواب خوش دریای شمال را آشفته کرده است و هر روز خزر با دلواپسی چشمهایش را آرامآرام باز میکند. «ارس» هم در یک دهه گذشته هر آنچه با خود برای خزر همراه آورده، طعم آلودگی معادن ارمنستان را داشته است. اوضاع در میانکاله و خلیج گرگان هم تعریفی ندارد، حاشیهنشینان دریا از ریختن فاضلاب صنعتی گرفته تا پسابهای خانگی در حق خزر دریغ نکردهاند.
حالا «دریا» مانده و یک «دنیا» نگرانی، نگرانیهایی که این روزها با پررنگتر شدن وعده اجرای طرح انتقال آب خزر به کویر در نگاه نقادانه فعالان محیطزیست و مردم برجستهتر شده است، گویا آنها که میخواهند از کیسه خلیفه خزر آب ببخشند از کم و کسریهای دریای مازندران خبر ندارند.
سوغات ارمنستانی ارس برای خزر
اما همه نگرانیهای خزر از رخسارهاش هویدا نیست، بعضی نگرانیها سالهاست در لایههای پنهان این دریا جریان دارد که یکی از آنها ماجرای پسابهای صنعتی و معدنی ارمنستان است که از طریق ارس به دریای خزر هم واردشده و حیات ماهیها و موجودات زنده این دریا را نیز تهدید میکند؛ ارس 950 کیلومتر را طی میکند تا به دریای خزر بریزد. از سوی دیگر، شاید بتوان حال خزر را از ماهی خاویار و فک خزری هم جویا شد، جایی که ماهی ماقبل تاریخ دریای خزر حالوروز خوبی به دلیل صید بیرویه ندارد و حالا بیخانمان هم شده است.