در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قرقیزها ثروتمند نیستند. زندگیشان ساده است، مثل خانههایشان که از لب دیوارهای آبی آسمانی هر کدام، شاخههای سنگین از شکوفههای سپید و صورتی سرریز شده است. دنیای مجازی و دور دور کردن در شبکههای اجتماعی هنوز مردم قرقیزستان را آنقدر دامن آلوده نکرده است که گردنشان روی تلفن همراهشان خم بماند و سرانگشت اشارهشان از پستخوانیهای شبانهروزی ساییده شود به همین خاطر همه سروقت هستند، پرتحرک، سحرخیز، بدون اضافهوزن و به دور از موج کمپینهای باید و نبایدی خوب و بد مجازی.
دیدنیهای قرقیزستان زیاد است اما از میان جاذبههای گردشگریاش من بیشتر به جاذبههای مردمشناسیاش مشتاق بودم که وقت برگشتن آخرینش را دیدم؛ شنبهای تعطیل بود اما از هر خیابان که میگذشتم، دهها نفر گرم کار بودند؛ یکی زمین را جارو میکشید، آن دیگری بوتههای کنار جدول را هرس میکرد و لای برگهایشان را میجورید که مبادا زبالهای جا خوش کرده باشد. کسی برگهای خشک را میسوزاند و یکی چمنهای باغچه کنار پیادهرو را کوتاه میکرد.
به راننده گفتم «قرقیزستان چقدر مامور شهرداری دارد! برای هر خیابان دست کم 30- 40 نفر !» راننده تاجیک بود، خندید که «مردم عادیاند. رسم شنبگی را بهجا میآورند. ما هم این رسم را در تاجیکستان داریم.» از گپ و گفتمان تا فرودگاه فهمیدم شنبگی عادتی دیرین است که در آن شهروندان هر تعطیلی شنبه، خانهها، کوچهها، خیابانها، باغچهها، بوستانها و طبیعت را پاکیزه و آراسته میکنند و به همین خاطر کسی جرات ندارد در طول هفته، زبالهای پای درختها یا گوشه خیابانها جا بگذارد!
راننده از من پرسید «شما هم رسمی شبیه این در ایران دارید ؟» من یاد طبیعتی افتادم که حیواناتش میمردند و برخی موج موج زباله پای درختهایش میریختند. ماجرای شنبگی از یادم رفته بود تا چند روز پیش که معاون محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست اعلام کرد هر سال در فصل اوج گردشگری یعنی از ابتدای بهار تا پایان تابستان، تولید زباله در سه استان شمالی ایران، شش برابر میشود.
تاکید او بر استانهای شمالی بود اما کیست که نداند مسافران، باقی استانهای کشور را هم از زبالههایشان بینصیب نمیگذارند؛ مسافرانی که حتی در شهرهای خودشان هم با محیط اطراف، در صلح نیستند و برایشان پاکیزگی محله و کوچهشان به اندازه خانهشان اهمیت ندارد؛ مردمی که جای روزی شبیه شنبگی در تقویم هفتگیشان خالی است و خودشان، حق تماشای زیبایی را از چشمهایشان دریغ کردهاند.
مریم یوشیزاده
دبیر گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: