حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
شهر باید به شهروندانش امکان رشد بدهد. البته این ملاکها، خصوصیات یک مدل آرمانی است؛ یعنی آن انتظاری است که پیرامون شهر وجود دارد. براساس این انتظار در مدل سهگانه شهر، روستا و عشایر، شهر همیشه محل پیشرفت و ترقی بوده، بزرگترین دستگاههای آموزشی همیشه در شهر قرار داشته، بهترین مراکز خدماترسانی از بیمارستانها گرفته تا مراکز خرید و تفریح و... و در کنار همه اینها بالاترین درآمدها همیشه در سطح شهرها تعریف شده است. همین تصویر رویایی و ایدهآل از شهر، دلیل عمده مهاجرتها به شهر است؛ دلیلی که باعث شده خیلیها به تهران بیایند. اما سوال اینجاست که آیا واقعا همه آنهایی که به تهران آمدند به رویایشان رسیدند؟ آیا اصلا تهران این قابلیتهای یک شهر رویایی را دارد؟ جواب اینجاست که نه تنها تهران
آن شهر رویایی و آرمانی نیست و شهروندان تهرانی از آن ایدهآلها دورشدهاند بلکه گرفتار یک تله شهری هم شدهاند. همه به امید یک بهشت و پارادایز به سمت این شهر حرکت کردند، در این شهر سرمایهگذاری کردند اما برآیند همه اینها در تهران ناامیدکننده بوده است. این ادعا را میتوان با بررسی شاخصههای کیفیت زندگی در شهرها سنجید. یک نگاه کوچک به واقعیت پیرامونی ما شاهدی است بر این ادعا. ترافیک وحشتناکی که در تهران وجود دارد، انبوهی و تزاحم در همه جا وجود دارد، مردم چه بخواهند چه نخواهند در همه چیز مزاحم همدیگر هستند، در رفت و آمد، در سکونت، خرید و ...
دلیل این مشکل هم اینجاست که با وجود تلاشهایی که از دهه 40 درباره تدوین طرح جامع تهران آغاز شده، اما تمام برنامههای طرح جامع در تهران شکست خورده و ما غیر از برخی پروژههای بزرگراهی و مترو، هیچ وقت نتوانستهایم در تهران رشد شاخصی ببینیم؛ موضوعی که بحث فقدان مدیریت یکپارچه را در شهر تهران بیش از پیش نمایان میکند.
حسین ایمانی جاجرمی
مدیر گروه شهر انجمن جامعهشناسی ایران
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....