فی الیوم ، کما فی السابق بر سر غنی کردن یک قدری اورانیوم دعوا بوده ، میرزا حمیدخان آصف الدوله چندین نوبت است که هی تیشه داده ، اره گرفته ، عن قریب که ماجرا ختم به خیر شود ان شاءالله.
کد خبر: ۸۹۷۵۱
فعلا یک کافر روسی سرگئی نام در طهران بوده ، با میرزا غلامرضاخان آقازاده ، از اجله انرژی و ایضا اتوم هم صحبت شده ، قرار است به یک طریق که نه سیخ بسوزد ، نه کباب ، فیصله بدهند. بای نحو کان یک نفر را موظف کرده اند که مراقبت کند مبادا کاسه کوزه این سرگئی ، با بقیه کاسه کوزه ها قاطی شود ، نجس و پاکی به هم بیامیزد ، فعلا که از این حیث مجموع آقایان حواسشان جمع است . الحمدلله . اخیرا هم یک مرد غیور ، از عیاران صاحب نام مملکت فلسطین ، به طهران آمده ، خالد مشعل نام . این مرد سردسته یک طایفه از مجاهدان عرب بوده ، هر کار کنند کرده اند، هر حرف بزنند گفته اند ، محال است با جهود جماعت ، آبشان به یک جو داخل شود. اهل جهود ، شاخ شده اند که این مرد یک قدری تروریست بوده ، نیت آشتی نداشته ، به صرافت افتاده اند یک اقدامی بکنند. یاد آن قصه افتادیم که شیری نعره می کشید و تیز می داد و دم می جنباند.
گفتند چرا نعره می کشی. گفت تا حریف بترسد. گفتند چرا تیز می دهی. گفت خودم می ترسم. گفتند چرا دم می جنبانی. گفت میانجی می طلبم.
علی ای حال ، رئیس قوم جهود در حالت سکرات بوده ، آن مملکت هم یک قدری بی صاحب بوده ، فعلا هیچ چیز معلوم نیست . این خالد مشعل هم بنابر اقوال ، مرد خوبی بوده ، قرار است دست خالی برنگردد ان شاءالله.