خداحافظ همبستگی

دکتر محمدرضا خباز، رئیس شورای عالی حزب همبستگی و از اصلاح طلبان میانه روی مجلس ششم بود که به گفته خودش حتی یکی از آن نامه های خاص را که در مجلس ششم نوشته می شد امضائ نکرده است.
کد خبر: ۸۹۴۴۶

پس از آن که در انتخابات ریاست جمهوری حزب همبستگی دو نامزد (ابراهیم اصغرزاده مصطفی کواکبیان) داشت ، خباز این حزب را رها کرد و به حمایت از کروبی پرداخت.
او پس از انتخابات ریاست جمهوری نیز به عضویت حزب اعتماد ملی درآمد. وی سیاست خارجی احمدی نژاد را بسیار می پسندد و نقد زیادی به سیاست داخلی وی ندارد.
خباز از آن دسته مدیران دوم خردادی است که در دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد در سمت خود ابقا شده و کماکان عهده دار معاونت اجتماعی سازمان بهزیستی است.


در جریان تحصن نمایندگان مجلس ششم آقای کروبی گفته بود اگر نمایندگان مجلس ششم تحصن نمی کردند، نتیجه انتخابات مجلس هفتم بسیار متفاوت تر می شد. آیا شما این استدلال را قبول دارید؛
من از ابتدا با بعضی حرکتهای مجلس ششم مخالف بودم. اگرچه جزو اصلاح طلبان بودم ، اما حتی یکی از آن نامه ها را امضا نکردم چون روش ما با بعضی از دوستان دیگر فرق می کرد.
زمانی که ما می خواهیم با نظامی که آن را قبول نداریم درگیر شویم و در واقع می خواهیم در موضع اپوزیسیون قرار گیریم ، عملکرد ما روش خاص خود را می طلبد. اما یک زمان در موضع حاکمیت هستیم.
وقتی من به عنوان نماینده مجلس در موضع حاکمیت هستم یا به عنوان معاون اجتماعی سازمان بهزیستی عضوی از نظام هستم ، نمی توانم در مقابل نظام خود گاردی بگیرم که از آن بوی مسالمت و آشتی نیاید.
ممکن است فرزندی با پدرش مشکل و اختلاف نظر داشته باشد، این مساله باید با گفتگو حل شود و یکی از طرفین ، دیگری را قانع کند.
اما اگر فرزند با داد و بیداد و سروصدا کار را به جلو ببرد، معلوم می شود که قصد آشتی و مسالمت و روش مطلوب و عاقلانه ندارد. از همان ابتدا آقای کروبی با تحصن کاملا مخالف بود.
حتی با برخی از مسوولان تصمیم گیرنده هماهنگ کرده بود که اگر تحصن می شکست ، تعداد زیادی از 1600نفر که ردصلاحیت شده بودند تایید می شدند و اگر این اتفاق می افتاد، چه بسا بافت مجلس هفتم بافت موجود نبود و اصلاح طلبان این گونه با اقلیت بسیار اندک در مجلس هفتم روبه رو نمی شدند ولی چون متحصنان پا در یک کفش کردند و ریش سفیدی و مصلحت اندیشی بزرگانی مثل کروبی و خاتمی را قبول نکردند، شورای نگهبان نیز یک قدم عقب نشینی نکرد و شد آنچه شد.

چرا در انتخابات های اخیر، اصلاح طلبان پی در پی شکست می خورند و در واقع چه رویکردی باعث رویگردانی مردم از اصلاح طلبان شده است؛
کسی که دموکراسی را پذیرفت ، باید بپذیرد که انتقال قدرت به صورت مسالمت آمیز انجام شود. در تمام کشورهای مترقی دنیا نیز تقریبا 2حزب وجود دارد که حرف اول و آخر را می زند. در کشور ما چون احزاب به معنای واقعی جا نیفتاده ، جناحها وجود دارند، جناح چپ و راست یا اصلاح طلب و محافظه کار. قدرت همیشه در حال گردش میان این دو جناح بوده است.
اما اولین موضوعی که باعث شکست اصلاح طلبان شد، غرور آنها بود. یعنی هر یک از گروههای اصلاح طلب تصور می کردند مردم به واسطه دعوت آنها به پای صندوق های رای آمده اند. اولین بار این شرایط در دوره دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی به وجود آمد.
در انتخابات ریاست جمهوری سال 80، آقای خاتمی دو ستاد داشت. یک ستاد جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین بودند و یک ستاد نیز بقیه اصلاح طلبان. در دور دوم شورای شهر نیز ما 3فهرست داشتیم.
کارگزاران می گفتند اگر فهرست ما بیاید و اسم آقای کرباسچی در آن باشد، همه مردم تهران بی صبرانه و با اشتیاق به آن رای خواهند داد. اصلاح طلبان رادیکال نیز یک فهرست دادند که در راس آن آقای تاج زاده بود. اصلاح طلبان میانه رو مثل ما هم هفت هشت گروه با هم یک فهرست دادیم که هیچ کدام نیز رای نیاوردیم.
دلیلش نیز آن اختلافی بود که بین ما افتاد. البته شاید اگر سه فهرست می شد یک فهرست ، بافت شورای شهر نیز امروز به این شکل نبود. به طور کلی برای هر گروهی اعم از اصلاح طلب یا محافظه کار اولین شکست تفرقه است.

چرا به حزب همبستگی می گویند چنددستگی؛ چرا در انتخابات ریاست جمهوری هر کدام از اعضای همبستگی به یک سو رفتند؛
علتش همان اختلافات داخلی همبستگی است. بنده با 29رای رئیس شورای عالی حزب همبستگی شدم و پیش از این که برای دبیرکلی رای بگیرم ، یک سخنرانی کردم و پس از آن دوستان به 2دسته تقسیم شدند.
14رای به آقای دکتر راه چمنی دادند و 15رای به آقای دکتر اصغرزاده. اختلاف ها از اینجا شروع شد.
در انتخابات ریاست جمهوری نیز هر چه تلاش کردیم یک بیانیه دهیم ، نتوانستیم . برخی مثل من آقای کروبی را کامل قبول داشتند. خود حزب دو نامزد داشت و آن دو هر کدام تعداد اندکی از اعضا را به دنبال خود بردند و تعدادی به دنبال آقای هاشمی رفتند، تعدادی به ستاد آقای معین رفتند و برخی نیز از آقای مهرعلیزاده حمایت کردند.
حزبی که شورای عالی آن 29نفر است و با 21نفر اکثریت پیدا می کند، معنی ندارد 4نامزد از نامزدهای موجود داشته باشد و از داخل خودش نیز 2نامزد داشته باشد. یکی از مشکلات ما این است که وقتی دو نفر به ما می گویند بیا و رئیس جمهور شو، باورمان می شود؛ در صورتی که ریاست جمهوری سکانداری امور اجرایی کشور است.
به خیلی ها در کشور تعارف کردند. به من هم گفتند بیا رئیس جمهور شو. تعدادی به آقای اصغرزاده گفتند بیا نامزد شو و ایشان نامزد شد. گرفتاری ما از همانجا شروع شد. بسیار بد است برای حزبی که دبیرکل آن نامزد شود، اما اعضا حاضر به حمایت از آن نشوند.

چه شد که شما همبستگی را رها کردید و به اعتماد ملی ملحق شدید؛
چون من معتقدم امر به معروف و نهی از منکر واجب است و امر به معروف و نهی از منکر حاکمان در اولویت قرار دارد و تنها راه امر به معروف و نهی از منکر حاکمان هم حزب و روزنامه است.
بنابراین دیدگاه من نسبت به احزاب یک دیدگاه معنوی است. لذا وقتی دیدم یک سال و نیم است که شورای مرکزی حزب همبستگی تشکیل جلسه نمی دهند و حتی برای مهمترین مساله که شرکت در انتخابات ریاست جمهوری بود دور هم جمع نشدند تا بیانیه ای صادر کنیم ، لذا احساس کردیم که وجود ما در حزب همبستگی به اتلاف وقت می انجامد و با توجه به این که من فعالیت در احزاب را واجب می دانم و آقای کروبی نیز با من تماس گرفته و مرا دعوت کرد به اعتماد ملی ملحق شوم ، تمام این موضوعات موجب شد از دوستان حزب همبستگی خداحافظی کردم و به اعتماد ملی رفتم.

انتهای کار اعتماد ملی به کجا ختم می شود؛ آیا تلاشهای شما در ارتباط با ریاست جمهوری آقای کروبی است؛
در کشور ما هنوز حزب به معنای واقعی جا نیفتاده است. در کشور ما نهادینه شدن تحزب ، خون دل خوردن می خواهد؛ بنابراین باید مجموعه ای وارد شوند که خون بخورند و حزب را در کشور نهادینه کنند. این هنر نیست که بگوییم در کشورمان حزب نداریم. پارلمان و حزب همزاد یکدیگرند.
اگر احزاب نهادینه شود خیلی از مشکلات کشور حل خواهد شد. بحث ریاست جمهوری آقای کروبی در انتخابات بعدی اصلا مطرح نیست.
بحث نهادینه شدن حزب و حضور فعال مردم در صحنه های متعدد انتخابات مطرح است و تلاشهای اعتماد ملی نیز در راستای همین هدف قرار دارد.

با توجه به این که شما مسوول کمیته مالی حزب هستید، هزینه های مالی اعتماد ملی از کجا تامین می شود؛
کمکهای مالی حزب از هزینه هایی است که دوستان خود آقای کروبی کمک می کنند؛ البته ما یک آیین نامه ای تنظیم کرده ایم که اعضای خود حزب ، مقداری از درآمد خود را به صورت آبونمان به حزب بپردازند، اما هنوز اجرایی نشده است.

چرا صبا TVبه صبا CDتبدیل شد؛
در قانون کشور ما آمده است که در کشور نمی توان شبکه رادیویی و تلویزیونی راه انداخت ولی قرار بود شبکه صبا از خارج از کشور پخش شود و هیچ مغایرت قانونی نداشت.
اگر قرار باشد کسی در کشور مجوز رادیو یا تلویزیون بگیرد، باید قانون اصلاح شود، ولی قرار بود شبکه صبا از دبی پخش شود.
آقای کروبی نیز با برخی افراد صحبت کرده بود و بظاهر گفته بودند مشکلی وجود ندارد، اما پس از مدتی دیدیم جلوی فعالیت شبکه را گرفتند؛ البته آقای کروبی بارها اعلام کرده بود که شبکه هیچ ارتباطی به حزب ندارد و این شبکه را آقای کروبی با آقای افخمی راه اندازی کردند و آقای افخمی نیز عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی نیست.

آیا اعتماد ملی جزو گروههای 18گانه دوم خرداد خواهد شد؛
اگر عضو شود که می شود گروههای 19گانه. البته آینده را کسی نمی تواند پیش بینی کند. این به شرایط فردا بستگی دارد. اوج ائتلاف و کار حزبی در انتخابات مجلس خواهد بود. از حالا نمی توان بافت آینده را پیش بینی کرد.

چقدر برای اجماع دوم خردادی ها تلاش می کنید؛
ما به اجماع معتقدیم ، اما نه به اجماع نیم بند. عده ای کار را بر هم می زنند بعد، هزینه را همه می دهند، سپس آنها که کار را خراب کرده اند می آیند و می گویند خب حالا بیایید کنار هم بنشینیم.
چه تضمینی وجود دارد که آنها در آینده این اشتباهات را تکرار نکنند. معتقدم اگر قرار باشد اصلاح طلبان کنار هم بنشینند اول باید آسیب شناسی کنند و ببینند چه مسائلی باعث شد ما به این روز بیفتیم. متخلف که مشخص شد، متخلف را به افکار عمومی معرفی می کنند.
مجدد ممکن است کنار هم بنشینند. من پیش بینی می کنم در نهایت در مجموعه اصلاحات 2گروه به وجود خواهد آمد. یک سو اصلاح طلبان معتدل ، که حزب اعتماد ملی در این سو خواهد بود و سوی دیگر اصلاح طلبان تند یا رادیکال که آنها هم مجموعه دیگری خواهند شد مگر این که پس از تحلیل و آسیب شناسی افراد خاطی بپذیرند که چه مقدار از این شکست به عهده آنان بوده است و به افکار عمومی نیز معرفی شوند که این کار، کار سختی است و نوعی مجازات به حساب می آید.
اگر کسی تن به این مجازات دهد می شود مجدد اصلاح طلبان یگانه تشکیل داد وگرنه اصلاح طلبان به 2گروه معتدل و رادیکال تقسیم می شوند.

در حزب اعتماد ملی حرف آخر را چه کسی می زند؛
ما در این زمینه 2بخش داریم. خوشبختانه روحیات آقای کروبی بسیار دموکراتیک است. این روحیه کمتر در علما وجود دارد. عموما علما دوست دارند روی حرفشان حرفی زده نشود.
شاید مهربانی بیش از حد آقای کروبی و روحیه دموکراتیک او در محبوبیتش اثر داشته باشد، به عنوان مثال انتخاب قائم مقام طبق اساسنامه حزب به عهده شخص دبیرکل است ، ولی آقای کروبی گفت اعضا نظر دهند؛ بنابراین اگر یک موضوعی به مصلحت باشد و او افراد را قانع کند می توان گفت حرف آخر را آقای کروبی می زند، ولی عموما روحیه دموکراتیک وی زبانزد خاص و عام است. حرف آخر را او طبق اساسنامه شورای مرکزی می زند.

عملکرد دولت احمدی نژاد را چطور ارزیابی می کنید؛
اگر چه آقای احمدی نژاد نامزد مورد حمایت من نبود، اما سیاست های خارجی ایشان را بسیار می پسندم ، زیرا وی دو سه حرکت بسیار خوب در زمینه سیاست خارجی انجام داده است.
من از ده دوازده سال پیش همیشه حرفم این بود که دولت نباید اینقدر منفعلانه عمل کند. نباید بگذارد خارجی ها توپ را در زمین ما بیندازند و ما به پاسخگویی درآییم.
یکی دو بار هم باید از خود تحرک نشان دهیم که آقای احمدی نژاد این کار را کرد.

باتوجه به این که اصلاح طلبان نقدهای زیادی بر عزل و نصبهای آقای احمدی نژاد دارند، اما شما به عنوان یک مدیر اصلاح طلب در پست خود ابقا شده اید. علت چه بود؛
این که ما فکر کنیم گذشته ها همه نامناسب بوده و باید بروند، تفکر درستی نیست. این تنها برای تغییر یک رژیم خوب است.
آقای احمدی نژاد بارها در صحبتهایشان بیان کرده اند که بیشتر باید از نیروهای جوان استفاده کرد. این حرف خوبی است ، اما نمی توان تجربه افراد مسن و جاافتاده را کنار گذاشت.
در این 27سال مدیران بسیار خوبی در این کشور تربیت شده اند. من معتقدم باید از معجونی از نیروهای جوان و باتجربه استفاده کرد که در برخی سازمان ها از جمله سازمان ما این اتفاق افتاده است.

امیر اکبرزاده
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها