به جای نق زدن،شکایت کن!

شاید اگر مردم شکایت کردن به قانون را بلد بودند، این همه جنایت رخ نمی داد. قتلهای فجیعی که با یک شکایت کردن می شد جلوی آن را گرفت ، گروکشی ها و کینه های چندین و چند ساله و حتی چند نسله را شاید می شد
کد خبر: ۸۸۹۸۱
از همان ابتدا با شکایت بردن به قانون حل کرد و ماجرا فیصله می یافت.
اما متاسفانه اکثر ما چون بلد نیستیم چطوری شکایت کنیم خود دست به کار می شویم و راه می افتیم تا قانون را اجرا کنیم ، بی خیال آنکه بدانیم این کار چه عواقبی برای خودمان و خانواده مان به دنبال داردوبا خیال قیصر بازی و گرفتن حقمان ، هزار و یک بامبول درمی آوریم تا مثلا به حقمان برسیم و دست آخر هم هیچ نتیجه ای نمی گیریم ، بعضی مواقع هم البته شکایت ، می کنیم اما چون بلد نیستیم چه مراحلی را باید طی کنیم ، بعد از یکی دو روز خسته می شویم و بی خیال شکایت ، نق می زنیم که آنجا که کسی گوشش بدهکار نیست و دوباره می رویم دنبال همان روش عصر حجری کتک کاری برای گرفتن حق.
برای آغاز رسیدگی به پرونده از سوی مرجع قضایی باید اقامه دعوی کرد، «دعوی» در لغت به معنی ادعا کردن و دادخواهی است و در اصطلاح حقوقی حقی است که به موجب آن می توان به دادگاه مراجعه کرد و اقامه دعوی یعنی همان طرح «شکایت» یا «دادخواست» کرد....
برای اقامه دعوی باید از اول مشخص کرد آیا دعوی ماهیت کیفری دارد یا حقوقی ، اگر چه شاید توضیحش کمی مشکل باشد، اما خب بهتر است این طوری گفته شود که دعوی وقتی کیفری است که ما معتقدیم طرف مقابل که از او شکایت کرده ایم متهم است و مرتکب جرمی شده است و باید مجازات شود، مثلا معتقدیم که ما را مورد ضرب و جرح قرار داده ، سرقت و یا جیب زنی کرده است و...، وظیفه اصلی دادگاه در برابر چنین شکایت هایی رسیدگی به جرم و تعیین کیفر مناسب برای بزهکار است ، در این دعواها طرفین دعوی عبارتند از «شاکی» که همان شکایت کننده است و کسی که علیه او شکایت شده است که «متشکی عنه» یا «متشاکی» نامیده می شود.
ولی اگر هدف از طرح دعوی مطالبه حقی باشد - که اکثرا مالی است - و مجازات طرف مقابل مورد نظر ما نباشد، ماهیت دعوی حقوقی می شود، مانند وصول مهریه ، استرداد جهیزیه ، درخواست حضانت طفل،......... در این گونه دعاوی دو طرف دعوی عبارتند از مدعی یا (خواهان) که همان کسی است که درخواست می کند دادگاه حق او را از طرف مقابل بگیرد و طرف مقابل که مدعی علیه یا خوانده نامیده می شود، در دعاوی حقوقی وظیفه دادگاه ، رفع اختلافات بین اشخاص و نه کیفر و مجازات کردن آنهاست.
البته ممکن است برخی از دعاوی هم ماهیت حقوقی داشته باشند و هم ماهیت کیفری که در آن صورت باید در هر دو مورد اقامه دعوی شود.

به کجا شکایت کنیم؛
دعاوی حقوقی مانند ادعاهای مالی ، درخواست مهریه و.... را دادگاه های حقوقی مورد رسیدگی قرار می دهند. اقامه دعوی و شروع رسیدگی در این موارد با مراجعه مستقیم به دادگاه حقوقی و از طریق «دادخواست » شروع می شود.
اما در مورد شکایتهای کیفری باید حتما به دادسرا مراجعه کرد و برای این منظور هم باید به نزدیکترین دادسرای محل وقوع جرم که صالح به رسیدگی باشد مراجعه و با ارائه شکواییه اقدام به شکایت کرد.
این شکایت ابتدا به دادستان یا معاونت ارجاع تقدیم می شود و با دستور آنها به یکی از شعبات بازپرسی یا دادیاری ارجاع می شود و بنابراین شکایت را نمی شود مستقیما به دادگاه داد و باید از طریق دادسرا شکایت کردن را شروع کرد و پس از اتمام تحقیقات دادسرا، پرونده یا مختومه شده و یا به دادگاه های کیفری ارسال می شود تا قضات دادگاه درباره آن تصمیم گیری کنند.
در دعاوی کیفری تنها باید هزینه تمبر که در حال حاضر 100تومان است پرداخت در حالی که در دعاوی حقوقی باید هزینه ابطال تمبر که مطابق با میزان خواسته است را پرداخت نمود.

چطور می شود شکایت حقوقی کرد؛
برای اقامه دعوی در پرونده های حقوقی باید به دادگاه حقوقی صالح مراجعه کرد و فرم های مخصوصی به نام «فرم دادخواست» که دربخش فروش اوراق قضایی مراجع قضایی به فروش می رسد را دریافت کرده و پس از پر کردن آن مراحل قانونی را طی کرد.
البته این که در هر پرونده حقوقی به کدام دادگاه باید مراجعه کرد، به طور کلی طبق ماده 11قانون آیین دادرسی مدنی باید در دادگاهی اقامه شود که خوانده در حوزه قضایی آن اقامتگاه دارد، در دعاوی مربوط به اموال غیر منقول مثل ملک و زمین هم باید به دادگاهی رفت که ملک در حوزه آن واقع است....

چگونگی نگارش دادخواست
طبق ماده 51قانون آیین دادرسی مدنی ، دادخواست باید به زبان فارسی و بر روی «فرم دادخواست » نوشته شود و حاوی نکات زیر باشد:
1-نام نام خانوادگی ، نام پدر، سن ، اقامتگاه و حتی الامکان شغل خواهان و در صورتی که دادخواست توسط وکیل تقدیم شود مشخصات وکیل نیز باید درج گردد
2-نام نام خانوادگی ، اقامتگاه و شغل خوانده ، به علاوه مشخص کردن خواسته ای که از دادگاه داریم و بهای آن مگر آنکه تعیین بهای آن ممکن نباشد و یا خواسته مالی نباشد.
طبق قانون دادخواست و کلیه برگ های پیوست به آن باید در صورتی که خوانده یک نفر است در دو نسخه و در صورت تعدد مدعی علیه یا خوانده ها به تعداد آنها به علاوه یک نسخه باشد»، مثلا اگر خوانده ها 2نفر باشند دادخواست باید در 3نسخه و اگر مثلا 5نفر باشند در 6نسخه باشد، دادخواست را باید خود فرد خواهان و یا وکیل و یا قیم او تحویل دادگاه بدهد و غیر از اینها کسی نمی تواند این کار را انجام دهد و مثلا همسر فرد دادخواست بدهد.

دلایل از شما، پیگیری از ما
در دعاوی حقوقی ارائه دلیل برعهده خود خواهان است. یعنی دادگاه فقط در محدوده دلایل ارائه شده از سوی خواهان اقدام می کند و قاضی حق ندارد خودش به دنبال پیدا کردن دلایلی به نفع هر یک از طرفین برود و تنها حق دارد با بررسی دلایل به نفع و یا ضرر خواهان و یا خوانده رای بدهد.
به این ترتیب طبق ماده 197قانون آیین دادرسی مدنی از آنجایی که اصل بر برائت است ، هر کسی که مدعی حقی است یا ادعا می کند دینی بر دیگری دارد و باید خودش این ادعا را برای دادگاه با مدارک و مستندات اثبات کند و در غیر این صورت با سوگند خوردن «خوانده» حکم برائت او صادر می شود.
مدارک و مستنداتی که خواهان دارد باید کپی گرفته شده و رونوشت و یا عکس آنها که برابر با اصل شده است ، پیوست دادخواست شود و اگر شرایط قانونی برای تقاضای صدور قرار تامین را داشته باشد درخواست صدور قرار تامین نماید.

طریقه طرح دعوی کیفری
مرجع رسیدگی به دعاوی کیفری ، دادگاه های کیفری است و برای آنکه در این موارد شکایت کرد ابتدا باید به دادسرا مراجعه شکایت خود را مطرح کرد و دادسرا موظف به تعقیب این شکایت تا حصول نتیجه نهایی یعنی صدور حکم برائت یا محکومیت متهم است و به هیچ وجه حق صلح و سازش با متهم را ندارد.
در پرونده های کیفری کسی را که شکایت کرده شاکی و کسی که علیه او طرح شکایت شده است را مشتکی عنه می گویند، بنابراین اگر کسی از منزل شما سرقت کرد شما باید به دادسرای صالح شهر یا منطقه خود مراجعه «حضورا» «شکایت کتبی » خود را مطرح کنید.
آنوقت قاضی به کلانتری و آگاهی دستورات لازم را می دهد، بنابراین رفتن به کلانتری و یا آگاهی بی نتیجه است و شما باید شکایت خود را در دادسرا مطرح کنید...طرح دعوی در دادگاه کیفری نیازی به فرم دادخواست نداشته و موضوع شکایت در برگ عادی قید می شود.

چه کسی می تواند اقامه دعوی کند؛
برای این که کسی بتواند اقامه دعوی کند باید چند شرط داشته باشد، که عبارتند از اهلیت ، ذینفع بودن و...، البته از آنجایی که این کلمات تعاریف و بار حقوقی دارند به طور خودمانی برخی از مهمترین مصادیق آن را ذکر می کنیم.
اول از همه درباره اهلیت باید گفت که تنها خود فرد، وکیل او یا قیم اش حق شکایت دارند. مساله دیگر ذینفع بودن است و به آن معناست که شخصی که طرح دعوی می کند باید در آن دعوی نفع داشته باشد.
یعنی این که در صورت صدور حکم علیه طرفش نفعی نصیب او شود.شخص در صورتی می تواند در دادگاه اقامه دعوی کند که با رسیدگی دادگاه به دعوی نفع شخصی و مستقیم نصیب او شود. به عنوان نمونه شخص نمی تواند علیه شوهر خواهرش دعوای مطالبه مهریه اقامه کند. در حالی که خواهرش در قید حیات است.

نرگس فراهانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها