با سیدمحمود رضی هیرمندی ، مترجم: اهل فرهنگ و فراغت بال
شل سیلور استاین ، نامی است که در ذهن نوجوانان این سرزمین با نام رضی هیرمندی پیوند خورده است ، به گونه ای که هر کدام دیگری را تداعی می کند. آیا ترجمه آثار شعری این نویسنده ، شاعر و نقاش را ادامه خواهید داد؛
کد خبر: ۸۸۹۳۴
پیوندی که درباره آن صحبت کردید ، بیشتر بر می گردد به این که من برای اولین بار شل سیلور استاین و شعرش را به نوجوانان ایران معرفی کردم و در جواب سوالتان باید عرض کنم تمام کتابهای شعر سیلور استاین را ترجمه و منتشر کرده ام.
همین ترجمه ها بودند که دیپلم های افتخار کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و تقدیر شورای کتاب کودک و تندیس ماه زرین انجمن نویسندگان کودک و نوجوان را برایتان به ارمغان آوردند و شما را در مسند داوری کتاب سال کودک و نوجوان در یک دوره قرار دادند؛
اینها حاشیه های مبارکی بودند که به جای خودشان در مسیر زندگی فرهنگی من بی تاثیر نبودند.
این روزها به چه می اندیشید ، از چه فعالیتی فارغ شده اید و در فکر شروع چه کاری هستید؛ شاید به تعبیری بتوانم بگویم این روزها آرامش میان دو طوفان را سپری می کنم. کار ترجمه ای چند ساله را به سامان رساندم و کتاب فرهنگ شیطان آمبروز بیرس را به چاپخانه سپردم کتابی که نگارش آن به سبک و سیاق رساله تعریفات عبید زاکانی است و کلمات را با زبان و فضایی طنزآمیز توضیح داده است. این کتاب را نیز مانند ترجمه قبلی من در این زمینه کتاب گفته های طنزآمیز انتشارات فرهنگ معاصر منتشر کرده است.
به تعبیر خودتان این طوفان اول بود. پس از سپری کردن آرامش فعلی چه طوفانی در انتظار شماست یا شما منتظر آن هستید؛
کاری که بخش کوچکی از آن را انجام داده ام ، یعنی 5 جلد از 60 جلد آن را ترجمه و منتشر کرده ام ، آثار شاعر مطرح شعر کودک امریکایی دکتر زیوس است. دکتر زیوس در امریکا از سیلور استاین مطرح تر و معروف تر است و تلقی من آن است که آثار او در زبان فارسی تاثیر می گذارد و جاذبه فراوانی خواهد داشت.
از دکتر زیوس پیش از ترجمه شما اثری به زبان فارسی ترجمه شده است؛
یک کتاب پیش از انقلاب از آثار او به نام «پانصد کلاه» منتشر شده که نثر است.
در حوزه کارتان چه مشکلی را قابل طرح می بینید؛
آرزومندم فضای فرهنگی کشور به گونه ای باشد که قدر کار فرهنگی در شائن خودش شناخته شود و نویسندگان در کارشان فراغت بال داشته باشند که به یقین به نفع کشور و ملت است و دیگر این که این دغدغه را اهل فرهنگ نداشته باشند که:
شب چو عقد نماز می بندم / چه خورد بامداد فرزندم