در خُلد، آرزوی «سراندیب» میکنم!
شیطان اگر نبود در آن لحظه روی فُرم
او را برای وسوسه ترغیب میکنم!
پا در جهان نهاده و از صبح تا به شام
تحسین خویش از سرِ تحبیب میکنم!
سرکیسه میکنم همه ابنای دهر را
بس سودها که یکسره در جیب میکنم!
وقتی کلاه برمیدارم ز کلّهای
آن را چو تاج بر سرِ خود زیب میکنم!
گه وصل میشوم به کسانی و زین طریق
خود را مصون ز آفت و آسیب میکنم!
جز خود هر آن که جامعه را مبتلا کند
تشبیه او به میکروب و آمیب میکنم!
هرکس که تهمتم بزند از ره قضا
او را به حُکمِ محکمه تعقیب میکنم!
یک «راست» را ز بعدِ هرَس کردنی تمیز
با صد «دروغ»، یکشبه ترکیب میکنم
صبحش اگر به سهوِ لسان گاف میدهم
ظهرش بدونِ دلهره تکذیب میکنم!
هر جا که لازم است بنا بر مصالحی
در صدق و اعتماد و وفا «بیب»(1) میکنم!
هر جا که پای منفعتم بود در میان
آن را که مانعش شده، تخریب میکنم!
وجدان اگر که موی دماغم شود، سریع
او را عذاب داده و تأدیب میکنم!
چون نارفیق میروم آهسته پشت او
خنجر برون کشیده و تا «دیب»(2) میکنم!
وجدان زخمخورده خود را ز بعد آن
طومارپیچِ پنبه و تنزیب میکنم!
من آدمی مدرنم و این گونه نفس را
با شیوهای نوآمده تهذیب میکنم!
(1): بوقِ سانسور!
(2): دیب؛ در ترکی به معنای (ته)
سعید سلیمانپور ارومی
جام جم
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)