اصلی ترین حکمت آفرینش «سنگ» و «سر» اگر خیلی سربسته خواسته باشیم عرض کنیم ، این است که هر سری (ولو از آن نوعش که الکی دستمال به آن نمی بندند) در طول عمرش چند باری انگار حتما و حکما باید به سنگی چیزی بخورد تا حساب کار روزگار دستش بیاید و بفهمد یک من ماست چقدر دوغ گازدار تولید می کند.
کد خبر: ۸۵۰۸۲
استیضاح : لطفا این حرف سربسته سنگین خود را به همراه یک مثال شرح دهید. وقت ضایع ما را تلف نکنید. باید برویم توی ترافیک. به عنوان مثال قرنها پیش (قرن هفتم) سعدی علیه الرحمه با کلی معلومات و تجربیات ذاتی و اکتسابی اش در یک جمله فرمود و چه گل فرمود: نظم سعدی :
سعدیا گرچه سخن دان و مصالح گویی
به «عمل» کار برآید ، به سخنرانی نیست
پاورقی : مصالح ، هم خانواده اصلاح و مصلح و اصلاحات است. عبارت «سخنرانی» هم در پاره ای از متون قدیمی اره پوره به صورت «سخندانی» نیز آمده است. حالا اشکال کار ما این است که باز کار خودمان را می کنیم . تا دور به دستمان می افتد و بر خر مراد سوار می شویم ، هی حرف می زنیم و هی شعار می دهیم و حتی حاضر نیستیم لحظه ای هم سر خر را به سمت جاده عمل کج کنیم . آدم وقتی سوار خر مراد است که دیگر معنی ندارد دم از «فشار از پایین» و یا «چانه زنی» در «بالا» بزند. خر بیچاره هم رم می کند. اصلاحات را عملی باید. پس از گذشت قریب 7 قرن از زمان مرحوم سعدی ، حالا جناب «سعید حجاریان» عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت در دور جدید سلسله جلسات خود با عنوان «چه باید کرد؛» (کاسه چه کنم چه کنم به دست گرفتن سابق!) به ضرس قاطع اعلام کرده اند که : «آقایان و خانمها! اصلاحات گفتمانی به پایان خود رسیده است». پیشنهاد: در این جلسات «چه باید کرد؛» حزب مشارکت ، پیشنهاد می شود از جناب عادل فردوسی پور، گزارشگر فوتبال نیز دعوت به عمل آید تا برای ارتقای روحیه اعضای جبهه ، هر چند وقت یک بار ، وسط سخنرانی ها می تواند با صدای دالبی استریوی خاصی تکرار بکند: «چه می کند این حزب مشارکت!» نظم بعدی :
سعدیا ، گرچه اهل اصلاحاتی
هر چه هستی ، مناسب باباتی
مرد باید (چه سعدی و چه سعید)
بکند با امل ، عمل را قاتی !