حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
با این حال بسیار هم دیده شده، در اوج همین مشکلات و استرسها،آنجایی که در منگنه حادثه فکر درست کار نمی کند و پرده خشم یا اشک جلوی نگاه درست را گرفته،یک پلیس کاری فوق پلیسی میکند؛ کاری که در هیچ شرح وظایف ، دستورالعمل، قانون و روش نامهای نیامده جز «اخلاق و انسانیت».
مدتی پیش یکی از بستگان به طور ناگهانی در شهر دماوند دچار حمله قلبی شد و جان خود را از دست داد. این اتفاق در غروب آخرین پنجشنبه مردادماه رخ داد و برای این که متوفی خارج از بیمارستان فوت شده بود ،باید برای بررسیهای پزشکی قانونی وصدور گواهی فوت به تهران انتقال داده میشد.
درواقع متوفی که اهل دماوند بود و باید در همان ناحیه دفن میشد ،باید به تهران منتقل و بعد از بررسیها به همان منطقه بازگردانده میشد که مراحل قانونی آن حداقل دو روز طول میکشید. از سوی دیگر خانواده این فرد که بسیار شوکه شده بودند و تنها گزارش مامور اورژانس را که دو دقیقه بعد از فوت به این فرد رسیده بود در دست داشتند ناامید منتظر پلیس بودند. اما درهمین حال سرگرد فخرالدین بهاروند رئیس کلانتری گیلاوند دماوند در روز تعطیل و با استفاده از خودروی شخصی خود کارهایی را انجام داد که میتوانست انجام ندهد. وی با وسیله نقلیه خود به قاضی و پزشک قانونی مراجعه کرد و تائیدیه های دفن را گرفت. شاید اگر همکاری این پلیس صورت نمیگرفت معلوم نبود چند روز خانواده این مرحوم برای دفن یکی از اعضای از دست داده خود معطل میشدند و چه ناراحتیهایی میکشیدند. اینچنین است که پلیس با عمل اخلاقی و انسانیاش مشکل یک خانواده داغدار را حل کرد.
سهراب علیاکبری
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....