حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
افزایش ماشینهای سواری جدید با امکانات و تکنولوژیهای قابلقبول، جادههای مناسب با امکانات رفاهی و خدماتی کافی و پایگاههای ویژه گردشگران در شهرهای مختلف ایران در سالهای اخیر، از جمله تلاشها برای افزایش سفر به شهرهای ایران بوده، که با موفقیت نسبی همراه بوده است. اما هر شهروندی، درکنار علاقه به شهر و زادگاهش، تمایل دارد شهرش برای دیگران هم زیبا و جذاب باشد و نظر گردشگران را چه از داخل کشور و چه خارج از آن به خود جذب کند. یکی از عوامل مهم که در هر شهر نمود پیدا میکند، زوایای تاریخی شهرهاست، مولفهای که در کشور ایران به دلیل قدمت تمدن و هنرش در بیشتر شهرهای آن نمود خوبی یافته است؛ شیراز، اصفهان، یزد، همدان، کرمانشاه و دیگر شهرهای ایران نماینده روشنی از تاریخ و فرهنگ ایرانی هستند. عامل دیگر هم طبیعت شهر است، زیباییهای طبیعی و ذاتی که میتواند نظر گردشگران را ناخواسته به خود جلب کند؛ جنگل زیبای شمال، دریای بینهایت جنوب، کوهستان، کویر، مولفههایی که در سراسر ایران پراکنده شده و ایران را به کشوری استثنایی و کم نظیر تبدیل کرده است. اما حالا مزاحم تلفنی میخواهد پای درددل آنهایی بنشیند که شهرشان مقصد مسافران و گردشگران زیادی است و میخواهد نظرشان را درباره این سفرهای بیپایان به شهرهایشان بداند. اینکه دوست دارند مسئولان چه کارهایی برای افزایش تعداد گردشگران شهر انجام دهند؟ اصلا آنها بهعنوان یک شهروند دوست دارند، گردشگران بیشتر در شهرهایشان بمانند؟ از نظر آنها حضورشان چه خوبیها و چه بدیهایی دارد؟ و در آخر هم خواستیم پیشنهادی به مسئولان بدهند تا بتوانند این مشکلات و کمبودها را حل کنند.
لاهیجان، شهر ابریشم، عروس گیلان و دارای لقب پایتخت گردشگری ایران است؛ شهری در ناحیه کوهپایهای با تپههایی از بوتههای چای که زیبایی شهر را دوچندان کرده است. استخر و تلهکابین از جمله اقدامات مسئولان برای افزایش مکانهای تفریحی و گردشگری این شهر زیبا بوده است. هرچند این شهر جاذبههای تاریخی و طبیعی فراوانی دارد و طبق نظر پاسخگویان هیچ ماهی از سال خالی از مسافر و گردشگر نیست و همیشه حضور گردشگران در آن احساس میشود. هرچند برخلاف انتظار مزاحم تلفنی همه پاسخگویان از این حضور خوشحال و بهدنبال اقداماتی برای افزایش این گردشگری بودند.
423---14
خانم خانه همصحبت مزاحم تلفنی شده است: «شهر را تمیز کنند.» مگر شهرتان کثیف است؟ «بله آخر مسافرها هرچه میخورند همانجا میریزند. من از این رفتار مسافران گله دارم. حتی در دریا هم آشغال میریزند و دریا را کثیف میکنند.» این یعنی شما از آمدنشان راضی نیستید؟ «نه اینطور نیست. همهجا خوب و بد دارد...» حرفش قطع میشود و صدای مردانهای میگوید: «بفرمایید.» برای مخاطب تازه هم که برعکس مخاطب قبل لهجه گیلانی ندارد، سوالم را شرح میدهم. از ابتدا: «هتل درست کنند. البته یک هتل در دست ساخت وجود دارد.» میگویم پس پیشنهاد دیگری بدهد: «آخر شهر از همه لحاظ آماده است. مسئولان کارشان را بخوبی انجام دادهاند.» پس یعنی ماندن مسافران را دوست دارید؟ «شغل ایجاد میشود، درآمدزایی میشود. مثل فستفود، رستوران، خرید از مغازه، همه اینها به اقتصاد کمک خواهد کرد.» و بدی این حضور چیست؟ «شلوغی شهر و ترافیک زیاد؛ البته برای برطرف شدن این مشکل، خیابان را عریضتر و چراغ راهنما اضافه کردهاند اما تقاضاکننده زیاد است و فکر نمیکنم کار دیگری از دست مسئولان بربیاید.»
423---46
«به فضاها و مکانهای تفریحی رسیدگی بیشتری شود، پارکینگ در سطح شهر ایجاد شود. الان میدانهای شهر زیباست و برای گردشگران جذابیت دارد. به نظر من باید بافت قدیمی شهر از بین برود و به جای آن بافت تازه جایگزین شود.» میپرسم مگر مردم برای دیدن طبیعت به اینجا سفر نمیکنند؟ پس طبیعت را بهتر است بکر باقی بگذاریم. «خوب طبیعت خوب زیاد داریم. بام سبز، شیطان کوه.
به این مکانها رسیدگی شده و در کل من از اقدامات مسئولان تاکنون راضی بودهام. بافت شهری بهتر شده است.» ماندن مسافران را در شهر دوست دارد: «بهتر است بیشتر بمانند اما مردم متاسفانه بیشتر مازندران میروند و گیلان کمتر میآیند.» از بدیها هم میخواهم بگوید: «عامه مردم معتقدند قیمتها بیشتر شده است.» خوب چرا خریدشان را قبل از هجوم گردشگران انجام نمیدهند؟ «کل سال قیمتها بالاست. تمام روزهای سال مسافران اینجا حضور دارند. مردم از این موضوع ناراحتند اما من آن را طبیعی میدانم.» از نظر خودتان این حضور ایرادی ندارد؟ «نه. فکر میکنم خیلی خوب است. اگر فضاهایی برای اسکان وجود داشته باشد و در خیابان چادر نزنند خیلی هم خوب است» و خوبی این مسافران چیست؟ «احساس غرور. آدم حس خوبی دارد که شهرش جایی است که مردم به دیدن آن علاقهمند هستند. احساس افتخار میکنم.» انتظارش از مسئولان را هم بیان میکند: «گرانی به خود مردم مربوط است و قوانین بازار، اما مسئولان باید با نظارت بر این موضوع، از آن جلوگیری کنند، تا مردم ناراضی نباشند و نگویند کاش مسافران نمیآمدند.»
423---47
«سوالش سخت است. فکر میکنم بیشتر باید به فضای سبز رسیدگی شود چراکه مردم برای دیدن طبیعت به شهرهای شمالی سفر میکنند. امکانات مناسب برای دیدن این فضاها، داخل جنگل جایی برای آشغالها وجود داشته باشد، جایی برای چادرها یا اسکان مسافران.» دوست دارید بیشتر بمانند؟ «هرچه بیشتر بمانند، پول بیشتری خرج میکنند و کمک مهمی به اقتصاد خواهد شد. در همه جای دنیا خوبی جذب گردشگر، توجه به مسائل اقتصادی است» و بدی این بودن چیست؟ «ترافیک و امنیت. آخر همه جور آدمی در میان مسافران وجود دارد و ممکن است امنیت شهر تهدید شود.» چه پیشنهادی برای رفع این مشکلات دارید؟ «امنیت را که نمیشود کاری کرد، بستگی به افراد دارد. پلیس کارش را بخوبی انجام میدهد، اما باید برای رفع مشکل ترافیک کاری کرد.
خیابانها را بزرگ یا پارکینگ طبقاتی طراحی کنند. شهر به این پارکینگها نیاز دارد، خصوصا کنار شیطان کوه باید ساخته شود.»
423---52
«باید امکانات را افزایش دهند. هتلها با قیمت مناسب ساخته شود. من وقتی میبینم، مسافران در چادر میخوابند یا وقتی باران میگیرد، سریع وسایلشان را جمع میکنند، دلم برایشان میسوزد. یا میروند خانههای ارزان و ناامن کرایه میکنند. اینطور خوب نیست چون توریست باید با خاطرات خوب از این شهر برود.» میگویم از بدی و خوبی مسافران بگوید: «گرانی که همیشه شهر با آن مواجه است و ترافیک شدید که بهخاطر قدیمی بودن کوچهها به وجود آمده است. خوبیاش هم این است که شهرمان زیباست و عروس گیلان است. هرکسی دوست دارد برای یکبار هم که شده این شهر را از نزدیک ببیند.» انگار سوالم را بد متوجه شده است. میخواهم خوبی حضور مسافران را برای شهروندان بیان کند: «درآمدهای شهرداری زیاد میشود و شهردار میتواند به شهر بیشتر رسیدگی کند. اما باید مشکل ترافیک حل شود.» میگویم پیشنهاد خودش چیست؟ «من پیشنهادی ندارم. خود مسئولان باید به آن رسیدگی کنند.»
423---81
«حضور ذهن ندارم. اما باید امکانات خاص بهوجود بیاورند. چیزی که در شهرهای دیگر کشورمان وجود نداشته باشد. مثل فستفود زیرآبی یا حتی ساخت یک آکواریوم. دوست دارم چیزهای خاص و متفاوت وجود داشته باشد تا گردشگران را جذب کند.» میگویم از خوبی و بدی توریستها بگوید: «رونق اقتصادی خوبیاش است. بدی هم چیزی به ذهنم نمیرسد.»
423---66
ابتدا میخواهم بدانم حضور گردشگران را در شهر دوست دارد؟ «خوب است. از نظر اقتصادی هم به نفع شهر است. خرید میکنند. بدی هم ندارد.» حدس میزنم مغازهدار باشد و حدسم درست در میآید: «مسئولان باید تشویق کنند مردم را بیشتر به اینجا سفر کنند. باید بر مغازهها نظارت کنند تا مسافران را گرانی فراری ندهد.» مگر خودتان مغازهدار نیستید؟ اینکه به ضرر شماست: «خیلی ارزان نکنند. بعضیها خیلی گرانفروشی میکنند و همه را فراری میدهند.»
423---77
«امکانات رفاهی درحد قابل قبول. چرا مردم برای کیش سرودست میشکنند؟ ما میخواهیم مثل کیش رفتار کنند. در آنجا انواع و اقسام جشنهای مورد تائید نظام برگزار میشود و باید در لاهیجان هم بشود.» ماندن مسافران را دوست دارید؟ «خیلی. احساس میکنیم باعث خیر و برکت در شهر است. دنیا با صنعت توریست میگردد. در شهر و جادهها امکانات نیست و این ترافیک ایجاد میشود که مشکل از شهر است، نه توریستها. شما در هرجایی میبینید جوانان بهکاری مشغول شدهاند. خود دولت میگوید باید فلان قدر پول خرج کند تا برای یک جوان اشتغالزایی شود اما الان با کمک همین گردشگران و همین صنعت، زندگی خیلیها دارد میچرخد. گاهی بهداشت طبیعت به هم میخورد اما این مشکل مسافران نیست اما این هم مشکل مسئولان است. چرا در خیلی مکانها 200 خدمه وجود دارد اما درکنار ساحل دو کارمند شهرداری نیست که زبالهها را جمعآوری کند. حمام، سرویس بهداشتی و دیگر امکانات باید برای گردشگران فراهم باشد. البته اوضاع درحال بهتر شدن است اما باید اقدامات سریعتر و بهتر صورت گیرد.»
423---02
میخواهم میزان رضایتش را از حضور گردشگران بیان کند: «خوب است. هرکسی دوست دارد چیزهایی که متعلق به خودش است را به دیگران بشناساند و تحسین دیگران خوشحالش خواهد کرد.» میخواهم از خوبی و بدی مسافران بگوید: «من خیلی با مسافران در ارتباط نیستم. بقیه معتقدند گرانی و ترافیک ایجاد کردهاند اما من از برخورد با آدمهای مختلف خوشم میآید.»
آزاده هاشمی منفرد
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....