خسته از حصار و آیینه

"به جای جوان جنایتکار من زندانی شده ام، زندانی حصارهای تنگ تنهایی ، زندانی دیوارهای بی رحم زندگی، من از تمام آیینه ها متنفرم...."
کد خبر: ۸۳۳۵۵
اینها را زن جوانی می گوید که حالا با گذشت 7 سال ، هنوز هم تلخترین حادثه زندگی اش مثل فیلم هر روز صبح وقتی که از خواب بیدار می شود جلوی چشمانش رژه می رود، او هر روز وقتی پاندول ساعتها 7بار بنوازند، یعنی درست همان وقتی که دختران دانش آموز در راه مدرسه اند، یکباره انگار برمی گردد به آن روز سیاه و لعنتی در شهر کوچک و رویایی اش در شمال ایران و خاطره تلخ زمستان 77...
تصاویر آن روز برای او سیاه سیاه است ، خواستگار کینه توزی که "نه" خانواده دختر جوان ، آنقدر قلبش را سنگ کرده بود که زندگی او را در آتش نفرتش سوزاند، جوان کینه جو به او نزدیک می شود و مایع خنکی روی صورت او پاشیده می شود و او انگار در سرمای زمستان گر می گیرد و می سوزد و آن وقت بیهوش روی زمین می افتد...
هفته گذشته بعد از گذشت 7سال از آن خاطره سیاه، زن جوان با همسرش که ازدواج با او زیباترین لحظه زندگیش بعد از آن روز تلخ بوده و کودک خردسالشان آمده بودند دفتر روزنامه ، او در حالی که دایم تلاش می کرد گریه هایش را پنهان کند، برای ما از دردهایش گفت و از تنهایی هایش در این سالها و این که کسی حتی مسوولان قوه قضاییه صدای او را در این سالها نشنیده و از این که با حقوق کارمندی همسرش هیچ وقت نخواهند توانست خرج عمل جراحی 15میلیون تومانی صورتش را تهیه کند، زن جوان تنها به این امید آمده بود که شاید کاری بتواند بکند"نوشتن زجرهای من شاید باعث شود دخترانی مثل من تمام زندگیشان در آتش یک نفرت کور نسوزد...".
زن جوان هر چند لحظه از یادآوری آن روزهای سخت و وحشتناک بغض می کند و زل می زند به چشمهای کودکش که بی تابی می کند، می گوید: در اولین خطهای جوانی ام ، در 16سالگی وقتی که باید از زندگی ام چیزی بفهمم ، جوانی ام را یک نفرت از من گرفت ، جوانی که با ازدواج با او مخالف بودیم ، برای انتقام به رویم اسید پاشید و من یکباره به جای آن دختر صبور و آرام شمالی ، شدم یک زن منزوی و عصبانی ، سالها خودم را در خانه محبوس کرده ام و از تمام آیینه ها گریزانم.
زن جوان و همسرش در مصاحبه کوتاهمان از سختی هایشان گفتند و زن از این که هنوز هم با گذشت سالها، هر وقت می خواهد از خانه برود بیرون ، باید منتظر بماند تا شوهرش بیاید چون از آدمها هنوز هم می ترسد، از این گفت که از نگاههای ترحم آمیز مردم خسته شده است و از عکسی گفت که هفته پیش گرفته و وقتی که خانم عکاس آن را روتوش کرده است با دیدن آن برای چند لحظه احساس خوشبختی کرده و احساس کرده اگر صورتش نسوخته بود چقدر زندگیش زیبا بود و از این گفت که اگر چه همسر خیلی خوبی دارد که در تمام این سالها به او دلگرمی داده اما از این می ترسد که روزی جلوی مدرسه دنبال کودکش برود و آن وقت کودکش خجالت بکشد...
این مصاحبه برای من یکی از سخت ترین و غم انگیزترین مصاحبه ها بود، کاش...."
اینجا در تهران همسرم به خاطر سختی های زندگی مجبور است ساعات زیادی را سرکار باشد، هر وقت دلم می گیرد می روم شهرستان ، اما در شهرستان هم باز در بین دیوارها محبوسم، چرا که خانواده ام می ترسند بازهم خاطرات تلخ آن روزها برایم تکرار شود... اما جوانی که این جنایت را مرتکب شده ، بدون آن که قصاص شود تنها به 8سال زندان محکوم شده و حالا کم کم دارد محکومیتش تمام می شود و او برمی گردد سر زندگی خودش و آن وقت من باید تا آخر عمر بسوزم ، زن سوالی از من پرسید که شاید هیچ جوابی برای آن وجود ندارد، آیا این عدالت است؛

آیا قانون خلا دارد؛
بسیاری از قربانیان اسیدپاشی از برخوردنامناسب با مجرمانی که زندگی آنها را تباه کرده اند گله مند هستند،از عدم برخورد قربانیان این است که قانون مجازات اسلامی در حالی که با قتل و نقص عضو برخورد شدیدی دارد و حتی برای مجرمان این جرایم که تنها آسیب جسمی به افراد دیگر وارد کرده اند، مجازات های سختی مانند قصاص جانی و قصاص عضو را صادر می کند، در برخورد با متهمان اسید پاشی مجازات هایی را به کار می گیرد که بازدارندگی کافی را ندارد.
آنچه که قربانیان ، عدم برخورد قاطع با اسید پاشان می دانند بیش از همه به خلاهای قانونی باز می گردد که سبب شده طبق قوانین تنها هنگامی که اسید پاشی منجر به مرگ قربانی شود، امکان قصاص (البته مانند قصاص قتلهای دیگر) وجود داشته باشد، اما در صورت نقص عضو نمی توان مجرم را قصاص کرد.
استناد قانونی در این مورد موادی از قانون مجازات اسلامی و ازجمله ماده 272است که در قصاص عضو، رعایت چند شرط را ضروری می داند که علاوه بر تساوی اعضا در سالم بودن ، اصلی بودن عضو و محل عضو مجروح یا مقطوع ، بنا بر این ماده قصاص باید به گونه ای باشد که موجب تلف جانی یا عضو دیگر نباشد و بیشتر از اندازه جنایت قصاص نشود، اما با توجه به آن که میزان آسیب و خورندگی ای را که به وسیله اسید صورت می گیرد را نمی توان به درستی مشخص کرد، عملا قصاص ممکن نیست و به این دلیل قضات در مجازات اسیدپاش تنها به زندان و دیه اکتفا می کنند.
احمدی حقوقدان و وکیل دادگستری با ابراز خرسندی از کاهش جرم اسیدپاشی در جامعه و این که خوشبختانه این جرم بشدت در حال کاهش یافتن است ، معتقد است ، در مجازات جرم اسیدپاشی خلا قانونی وجود دارد و از نظر اجرای قانون مجازات اسلامی هم در مورد قصاص نسبت به اسیدپاشی دچار مشکل هستیم.
این وکیل دادگستری می گوید: ما در مقابل هر نقص عضوی که به صورت عمد صورت گیرد براساس قانون مجازات اسلامی ، مجازات قصاص داریم ، ولی درباره تعیین مجازات اسیدپاشی تصریحی در قانون مجازات اسلامی وجود ندارد و این در حالی است که قصاص هم عملی نیست و به همین دلیل در این بخش خلائ قانونی به وجود آمده است.
احمدی ، مجازات اسیدپاشی را مطابق قانون مصوب سال 1337حبس و پرداخت خسارت عنوان کرده و می گوید: اما این قانون در تضاد با قانون مجازات اسلامی است زیرا در اینجا مساله نقص عضو و عمد پیش می آید ولی اجرای قصاص هم به این دلیل که باید به اندازه و مساوی باشد عملی نیست.
بهمن کشاورز حقوقدان و رئیس سابق کانون وکلای دادگستری مرکز نیز درباره جرم اسیدپاشی و علت شیوع آن در چند سال اخیر می گوید: در تعرض به اشخاص ، وسیله ارتکاب به جرم موضوعیت نداشته و به هر ترتیبی که به افراد تعرض شود، طبق قوانین قابل مجازات خواهد بود، اما واقعیت این است که اعمال قصاص در جرایم اسیدپاشی ، عواقب و تبعات سنگین تری در پی خواهد داشت ؛ وی می افزاید: "اگر بخواهیم درباره اسیدپاشی ضوابط قصاص را ولو با رعایت تمام جوانب پزشکی و فنی و حرفه ای اجرا کنیم با پدیده ای بسیار ترسناک تر مواجه خواهیم شد که به هیچ وجه به مصلحت جامعه نیست."
اما بهتر است از باب دفاع اجتماعی و برای آن که جامعه از گزند آنان مصون بماند، از طریق زندانی کردن آنها را ایزوله کرد.

مجازات باید سنگین تر باشد
اگر چه مجازات باید سنگین تر باشد ،حقوقدانانی مانند نعمت احمدی و بهمن کشاورز، اجرای قصاص را به دلیل آن که شرط تساوی در مجازات ممکن نیست ، غیرقابل اجرا می دانند، اما عبدالصمد خرمشاهی وکیل دادگستری در این باره با اشاره به این که در خصوص جرایمی مانند پاشیدن اسید که فرد به نتیجه ارتکاب جرمش و آثار سو آن علم دارد، باید مجازات ها سنگین باشد معتقد است که اگر چه در مجازات ها بحث تساوی حایزاهمیت است ، اما اگر برای اسیدپاشی مجازات شدیدتری در نظر گرفته شود مشکلی به وجود نمی آورد، زیرا آرامش جامعه را در بر داشته و نظم را در جامعه مستقر می کند و حالت بازدارندگی نیز دارد.
عباسعلی علیزاده ، رئیس کل سابق دادگستری تهران نیز در آبان ماه 83از امکان اعدام و حبسهای طولانی مدت جنایتکاران اسیدپاش در صورتی که اسیدپاشی باعث اخافه الناس در جامعه شود، خبر داد و گفت: اگر این طور استنباط شود که اسیدپاشی در جامعه باب شده است چنان برخورد می شود که انگار طرف از اسلحه استفاده کرده است و چه بسا در این مورد مجازات های سنگینی چون اعدام و حبسهای طولانی مدت در نظر گرفته خواهد شد.
جمال کریمی راد وزیر دادگستری و سخنگوی قوه قضاییه نیز می افزاید: در رابطه با جرم اسیدپاشی ماده "614" و در مواردی ماده "269" قانون مجازات اسلامی حاکم است.
در ماده "614" پیش بینی شده که اگر امکان قصاص باشد، قصاص صورت می گیرد و در غیر این صورت به درخواست مجنی علیه دیه صادر می شود و از طرفی اگر آن اقدام موجب اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه و یا بیم تجری مرتکب یا دیگران شود به 2تا 5سال حبس هم محکوم می شود.
کریمی راد درباره این که آیا می توان مجازات این جرم را افزایش داد و حتی تا اعدام پیش رفت ، می گوید: "در قانون مجازات اسلامی از ماده "183" به بعد پیش بینی کرده است که اگر کسی برای ایجاد رعب و هراس و سلب آزادی و امنیت مردم دست به اسلحه ببرد محارب و مفسدفی الارض است.
در بحث اسیدپاشی شاید نتوانیم اسید را به عنوان اسلحه مورد نظر در این ماده حمل کنیم ، اما اگر احیانا و بر فرض در حال حاضر اسیدپاشی به نحوی شایع شده و موجب اخافه الناس شود به نظر می رسد با توجه به اصل "167" قانون اساسی و ماده "214" قانون آیین دادرسی کیفری قاضی بتواند با توجه به منابع معتبر فقهی و فتوای مجتهد مجازات مناسبی را در نظر گیرد".
البته سیستم قضایی ایران پیش از این نیز برخورد شدیدی از نوعی که حجت الاسلام علیزاده و جمال کریمی راد می گویند با عاملان اسیدپاشی انجام داده است و آن هنگامی بود که عامل نخستین جنایت اسیدپاشی تهران که در آن 2خواهر به نامهای فائزه و فتانه قربانی کینه توزی یک جوان شدند را به عنوان اخلال در نظم و امنیت عمومی مفسدفی الارض شناخته و عامل این جنایت با رای قاضی شعبه 27دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شد.

حامد فرح بخش
farahbakhsh@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها