در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این روزها هر کسی سفری چند روزه به خارج از ایران میکند یا به چند منبع علمی لاتین برمی خورد، با انبوهی ادعای تجدد در مرمت و تقلید متظاهرانه از اقدامات مرمتی و حفاظتی از تجارب غرب، پا به میدان میگذارد بی اینکه بداند این دیدگاههای متفاوت از چه شرایطی نشأت گرفتهاند؟ و بیاینکه اندکی به الزامات و مقتضیات بومی این نوع اقدامات توجه کند. چون کاخ و باغ سلطنتی لندن، به عنوان یکی از فضاهای شهری و توریستی، به روی مردم باز است، تصور میکنند عمارت مسعودیه هم بهعنوان یکی از المانهای شهری، مثل پارکها و بوستانها، میتواند بی هیچ حریم و حرمتی به شبکه عمومی کوچهها و گذرهای شهری متصل شود. این شیوه تلقی از معانی شهری و شهرسازی و شهرداری، بدون مطالعه و شناخت از جامعهشناسی شهروندی، بیشتر به شوخی میماند تا حرکتی علمی و فرهنگی. حتما بعد از آن هم به تقلید از پارکها و تفرجگاههای اروپایی، حدود و حصار باغهای تاریخی را ـ که یکی از عناصر و اجزای اصلی و کاربردی در نظام باغداری ایرانی و از مفاهیم درونی پردیس ایرانی است ـ باید برطرف کنیم تا بیش از پیش به تئوریهای غرب وفادار باشیم. (برای محکوم کردن نگارنده به مخالفت با حضور مردم در ابنیه تاریخی و بیخبری از اصول امروزین معرفی مکانهای تاریخی و فرهنگی عجله نکنید. اصلا چنین قصدی وجود ندارد. بر عکس؛ این نوع اقدامات، در چارچوبهای علمی و با حفظ ضوابط، نه تنها پسندیده مینماید، بلکه باید آن را موکداً پیگیری کرد.)
این عده، مقهور هر پدیده منتسب به غرب، معمولا کارناوالهایی راکه در داخل یا مجاور مجموعههای تاریخی برگزار میشود، میبینند اما از کنار ملزومات فرهنگی و جزئیات طراحی و اجرای آن براحتی میگذرند. به چرخههای وسوسه انگیز اقتصادی و شیوههای درآمدزایی مجموعههای تاریخی و بستههای پولی که ـ در آخرین مراحل عملیات حفاظتی ـ به جیب غربیها سرازیر میشود حسرت میخورند، بدون آن که بسترهای مناسب اجتماعی موضوع را بسنجند. بدون اینکه تفاوت شفافیت وظایف و مرز بخش خصوصی و شبه خصوصی و دولتی را مقایسه کنند. بدون اینکه به قوانین و ضمانتهای اجرایی قانون در این کشورها نظری داشته باشند یا حتی در ظرایف حفاظتی طرح ها، که بر هر درآمد حقیرانهای تقدم دارد، توجه کنند. بدون آن که در این عجله، بهخاطر بیاورند این کسب درآمد، در امتداد مسیری طولانی به دست آمده و تنها هدف و ارزش واقع شده نیست. به عنوان مثال بازدید میلیونی از یک محوطه تاریخی، موفقیت بزرگی محسوب میشود اما مشروط بر آن که با برنامهای دقیق، توان کنترلی و امنیت حفاظتی برای حضور این تعداد، متناسب با شناخت و رفتارهای ایشان پیشبینی شده باشد. تهیه برنامههای تلویزیونی در فضاها و اماکن تاریخی بهمنظور معرفی بنا به مردم و بینندههای سراسری، بسیار پسندیده است. اما نه وقتی که نظرات نورپرداز و تصویربردار برای کسب کیفیتی نسبی، بر شرایط حفاظتی و نظریات علمی و قانونی کارشناس ارجح باشد. راه اندازی بوفه برای خدماترسانی به بازدیدکنندگان کاخ موزهها خوب است اما نه وقتی که سرطانی و روز به روز بزرگتر میشود و بوی کباب و دیزی بر بوی باغ و چنار غلبه میکند. همه متخصصان میدانند علم باستانشناسی و کاوشهای باستانشناسی از اهمیت فوق العادهای برخوردار است، اما نه در شرایطی که امکانات و بودجه کافی برای حفاظت از بقایای استخراج شده وجود ندارد. یادمان نرفته سیمان و ایزوگامی که جای کاهگل روی پشت بامها را گرفته بود، با حبس رطوبت چه بر سر برخی بناهای خشتی و آجری آورد. یادمان نرفته اغراق و اسراف در کاربرد تیرآهن و بتن صلب برای مهار سازههای منعطف سنتی چه بلای بی سرانجامی بود. بنابراین باید گفت؛ محوطهها و مجموعههای منحصربهفرد تاریخی، موقعیت خوبی برای آزمون و خطا یا مهندسی فرهنگی معکوس نیستند تا به امید تغییرات تدریجی شناخت و رفتار مخاطبان، در معرض خطر نابودی یا بدنامی حتمی قرار بگیرند.
این معنای عمیق که آثار تاریخی و میراث فرهنگی متعلق به هیچ قومی نیست و سرمایهای است که همه، حتی آیندگان و نیامدگان هم در آن سهیم هستند، به این معنا هم هست که؛ اختیار و سود بهرهبرداری از این اندوختهها و امانات بشری نباید به عده ای، به جناحی به طرز فکر خاصی یا به دورهای، محدود شود. هیچ کس اجازه ندارد به نیابت از همه، این داشتهها را خرج کند.
خلاصه؛ در حالی که امروزه علم ثابت کرده حتی واکسن سرماخوردگی یک کشور، معمولا روی بیماری مردم کشورهای دیگر نمیتواند تأثیر مثبتی بگذارد، ترجمه نسخههای مرمت و احیا، بدون توجه به بسترهای فرهنگی و ویژگیهای فنی بومی، بسیار مایه تعجب است، بخصوص وقتی که جامه علمی و نوطلبی هم به خود میپوشاند. با این اوصاف چارهای نمیماند جز حفظ تعادل بین دانش جهانی و شرایط ملی و فرهنگی. (تاکید میکنم دانش جهانی و نه ظاهر جهانی).
سعید فلاح فر
پژوهشگر و مدرس مرمت و احیای بناهای تاریخی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: