یکی از این دردها ـ که بخصوص در کودکان شایع است ـ دل دردهای مداوم و بیدلیل است. ریشه این ابراز دردها، اضطراب و تنش داخل خانواده و استرسهایی است که کودک تحمل میکند. برای این که علت مشخص شود لازم است گزارشی از عملکرد خانوادگی و سبک زندگی کودک تهیه شود. در این مواقع از مادر یا فردی که مراقب کودک است خواسته میشود رفتارها و کارهای کودک خود را در یک دفترچه یادداشت کند. شناسایی ریشه استرس بسیار مهم است و مسیر درمان را تعیین میکند. گاهی مشکل در مهدکودک یا مدرسه است و گاهی به خانه و شرایط خانواده مربوط میشود. برای درمان این مساله راهکارهای مختلفی میتوان ارائه کرد، مثل رفتاردرمانی.
وقتی کودک درد دارد و فریاد میزند و گریه میکند لازم است ابتدا به او توجه شود. سپس از کودک بخواهید روی احساسهایی که دارد اسم بگذارد تا بتواند راحتتر درباره آنها صحبت کند. کنار کودک بنشینید و پس از ماساژ دادن شکمش با او گفتوگو کنید.
استفاده از دارونما نیز موثر است؛ یعنی عملا دارویی به کودک نمیدهید، اما او تصور میکند آنچه خورده دارویی قوی است که بسرعت درد او را کم میکند. روشهای تنآرامی را به کودک آموزش دهید و در آن لحظه بخواهید عضلات بدن خود را ابتدا سفت و سپس شل کند و نفس عمیق بکشد. برای کم کردن دل دردهای روانی، موثرترین بخش حذف عوامل استرسزاست و تا آنجا که امکان دارد عوامل تنشزا را دور کنید. هر روز برای کودک کتاب بخوانید و گاهی داستانهای ناتمام برایش تعریف کنید و بخواهید او داستان را ادامه دهد. گاهی مواقع توصیه میشود دل درد را نادیده بگیرید و به کودکتان بگویید هر زمان که گریه را متوقف کرد و دردش از بین رفت میتواند با مادر یا پدر بازی کند. روی یک مقوا نیز میتوانید عکس کودک را بچسبانید و برای تعداد دفعاتی که توانسته است دل درد خود را فراموش کند، امتیاز بدهید و با این روش او را تشویق کنید تا برای گرفتن توجه از علائم جسمانی استفاده نکند. انجام دادن فعالیت ورزشی و اشتراکی با والدین نیز بسیاری از نیازهای توجه را در کودک برآورده میکند.
دکتر مهرنوش دارینی
روانشناس و مشاور