4سال پیش دکتر حسین رحیمی رئیس وقت سازمان سنجش آموزش کشور پیش بینی کرد که بزودی دانشگاه ، اعتبار خودش را میان جوانان از دست خواهد داد و ما شاهد «کاهش اقبال جوانان به طرف دانشگاه » خواهیم بود.
کد خبر: ۸۲۰۶۵
آیا پیش بینی او به حقیقت پیوسته است ؛ این حقیقت که دیگر «دانشگاه محل رسیدن به مدارج عالی شغلی و نه علمی و منفذی برای کسب درآمد متناسب با رشته تحصیلی افراد نیست» باعث کاهش شدید تمایل فارغ التحصیلان دبیرستانی بویژه پسران به مساله ادامه تحصیل در دانشگاه شده است.
آیا نسل سوم ذائقه دیگری برای رسیدن به خوشبختی یافته است ؛ ذائقه ای که کاملا متفاوت با نسل های اول و دوم انقلاب است ؛ اگر در دهه های 60و 70تمام تمایل خانواده ها کنکور و لیسانس و فوق لیسانس بود، حالا ظاهرا نسل جدید سعادت را نه در مدرک و مدرک گرایی ، بلکه در طریق دیگری جستجو می کند.
ماجرا از سال 1380شروع شد. در این سال 63درصد پذیرفته شدگان آزمون سراسری را دختران تشکیل می دادند و سهم پسران از ورود به عرصه علم و تئوری تنها 38درصد بود. همان سال رئیس سازمان سنجش و آموزش کشور پیش بینی کرد که بزودی شاهد کاهش رونق کنکور خواهیم بود.
اتفاقی که رخ داده است و به نظر می رسد پسران نسل سومی تمایل چندانی برای ورود به دانشگاه ندارند. چه آنها دریافته اند که دانشگاه و مدرک دیگر نمی تواند آرزوهای آنها را برای داشتن شغل مناسب و درآمد کافی تضمین کند و برای رسیدن به خوشبختی نیاز به راههای دیگری است که البته همین «راههای دیگر» نه در دانشگاه ، که در متن اجتماع وجود دارد و پرداختن به آن البته خارج از این بحث است.
گرچه سیر نزولی استقبال پسران از علم ، از سالهای 78و 79شروع شده بود، اما بروز این واقعیت در جداول آماری تحلیلگران اجتماعی از سال 1380اتفاق افتاد. براساس آمارهای موجود در سال تحصیلی 1378 79تعداد زنان پذیرفته شده و ثبت نام کرده در کنکور و دانشگاه 89هزار و 802نفر (5/50 درصد) و تعداد مردان پذیرفته شده و ثبت نام کرده 87هزار و 863نفر بود.
این رقم طی سال تحصیلی 78-79باز هم به نفع دختران کاهش یافت. چرا که تعداد دختران پذیرفته شده در این سال 78هزار و 898نفر و تعداد پسران 74هزار و 386نفر بود. در این باره دکتر متولی راد استاد دانشگاه و مشاور دانشجویی نکته باریکتر از مویی را مطرح می کند که نشان دهنده افت شدید ستاره اقبال دانشگاه و مدرک میان جوانان نسل سومی است.
او می گوید: «قبولی دختران و پسران خیلی در ماندگاری آنان تا پایان سالهای تحصیلی در دانشگاه ملاک نیست. چه بسا همین تعداد زیاد دختران پذیرش شده در کنکور، از ترم دوم به بعد، پس از بی انگیزه شدن نسبت به تحصیل ، میز و نیمکت را رها کرده و انصراف دهند.
این موضوع در میان دانشجویان پسر البته بیشتر از دختران دیده می شود.» در سال 1381میزان قبولی دختران در دانشگاه های کشور حدود 5/17 درصد بیشتر از داوطلبان پسر بود و روند نزولی ورود داوطلبان پسر به دانشگاه تا سال گذشته و امسال نیز به همین منوال بوده است. به طوری که در آزمون سراسری سال گذشته از میان یک میلیون و 436هزار شرکت کننده ، بیش از 150هزار نفر پیش از آغاز جلسه کنکور قید آن را زدند و در میان پذیرفته شدگان نیز تعداد پسرها به مراتب کمتر از دختران بود و این بار بیش از 62درصد پذیرفته شدگان را دختران تشکیل می دادند.
نکته جالب این که در میان همان یک میلیون و 300هزار شرکت کننده ، بسیاری بار دوم و سوم بود که در کنکور شرکت می کردند و از این مساله می توان نتیجه گرفت که دیپلمه های نسل سوم تمایل چندانی به ادامه تحصیل ندارند.
یکی دو نمونه
یکی از اساتید باسابقه دانشگاه که خواهان ذکر نامش نیست ، از افزایش مردودی ، انصراف و مشروطی های دانشگاه ها خبر می دهد و عنوان می کند: «دلیل را می توان در ساختن و پرداختن بتهایی جستجو کرد که در ذهن نسل جوان امروز ساخته ایم.
وقتی آنها می بینند فلان بازیکن فوتبال که حتی سواد درست و حسابی هم ندارد میلیون ها، بلکه میلیاردها تومان از حضور در یک فصل یک تیم درجه 2فوتبال کسب می کند و در مقابل ، پدر کارمندش که باوجود داشتن مدارک و مدارج عالی علمی توان مقابله با مشکلات زندگی را ندارد، مسلم است که دیگر رغبتی به دانشگاه و علم پیدا نمی کند.
در خود دانشگاه ها بیشتر اساتید وقتی با دانشجویان درددل می کنند و آنها را از واقعیات زندگی خودآگاه می کنند، خب این دانشجو از خودش می پرسد این که استاد است و داکترا و فوق دکترا دارد وضعش این است ، وای به حال من !» هنوز در ذهنم مانده که نفر هفتم کنکور در دانشکده فنی ابوریحان به دلیل عدم تمایل به ادامه تحصیل تا مرز اخراج از این دانشگاه در سال 1381پیش رفت و این اتفاق برای دانشجویانی با رتبه زیر 100و 200نیز اتفاق افتاده است.
نمونه اش دوستی است از میان دوستان که با رتبه 38کنکور در یکی از معتبرترین دانشگاه های کشور پذیرفته شد و به دلایل مختلف و از جمله عدم تصور یک آینده درخشان در قبال ادامه تحصیل از دانشگاه ترک تحصیل کرد و قید علم را زد و وارد دنیای عمل شد!
چرا دختران بیشتر شده اند؛
ترکیب و ساختار فرهنگی ، روانی و اجتماعی ایرانیان به گونه ای است که پسران در اغلب خانواده ها زودتر در صف مقدم کسب معاش و درآمد قرار می گیرند تا دختران.
از این رو برای اغلب پسران دیپلمه و زیردیپلمه ایرانی اولویت اول داشتن درآمد کافی در زندگی است. براساس پژوهشی که دفتر مطالعات و برنامه ریزی فرهنگی ، اجتماعی وزارت علوم در سال گذشته انجام داده است ، درصد بالایی از دختران راه یافته به دانشگاه معتقدند که «توسعه آموزش عالی ، بیکاری را چهار سال به تعویق انداخته است.»
بر این اساس اگر همه یا سهم عمده پذیرفته شدگان دانشگاه ها پسر باشند، میزان تقاضای کار بیشتر از زمانی خواهد بود که 50درصد یا بیش از 50درصد پذیرفته شدگان دختر باشند، چه پسر دانشجو به فکر یافتن شغلی برای تامین مخارج تحصیلی اش خواهد بود و در طرف مقابل همه دختران فارغ التحصیل آموزش عالی ، متقاضی کار نبوده و اکثر آنهایی که متقاضی کار هستند سطح توقع کمتری نسبت به پسران تحصیلکرده دارند و جذب مشاغلی می شوند که پسران داوطلب آن نیستند و در حال حاضر دختران تحصیلکرده بیشتر از پسرهای دارای مدرک عالی حاضرند در مشاغلی پایین تر از سطح تحصیل خود کار کنند.
در این باره شهلا کاظمی پور جامعه شناس و مسوول کمیته بررسی زمینه ها و پیامدهای افزایش دختران در آموزش عالی در سال 83می گوید: «در حالی که آمارها بیانگر کاهش سهم قبولی پسرها نسبت به دخترها در کنکور است اما عملا می توان گفت در مورد میزان گرایش پسرها به آموزش عالی کاهشی اتفاق نیفتاده است.
در واقع گرایش آنها به آموزش عالی به حد ثبات رسیده است. در حالی که شاهد رشد این گرایش در دخترها هستیم. در مورد دخترها، در گذشته این رقم کم بود اما الان با رشد همراه است.»
با این همه او به واقعیت دیگری نیز اشاره می کند و می گوید: «افزایش ورود دختران به آموزش عالی ، ریشه ای هم در دوره متوسطه دارد و آن این که از سال دوم متوسطه به بعد سهم پسرها از آموزش های نظری و پیش دانشگاهی کمتر شده و سهم دخترها افزایش می یابد.»
او در ضمن به این موضوع اشاره می کند که به طور کلی 50تا 60درصد خروجی دوره متوسطه در تمام دنیا متقاضی دانشگاه نیستند. آنچه در کشور ما رخ می دهد، نوعی تقاضای کاذب است که ریشه فرهنگی دارد.
تقاضای کاذبی که رفته رفته از جامعه رخت برمی بندد و علت آن افزایش شرایط شغلی غیر از طریق و راه دانشگاه نیست ، بلکه علت اصلی آن نهفته در این راز است که به دلیل عدم توانایی واحدهای تجاری و صنعتی دولتی و غیردولتی در جذب نیروهای نخبه که ناشی از اشباع نیاز بازار در این باره است، طیف تحصیلکرده روی دست جامعه مانده علاجی جز تن دادن به شغلهای پایین تر یا بیکاری و ساختن با این درد بی درمان ندارد.
با کشف این واقعیت است که نسل سوم دیگر تمایلش برای ورود به دانشگاه کمتر از گذشته می شود. شاهد مدعای ما تحقیقی است که در سال گذشته توسط گروه نظرسنجی و ارزشیابی سازمان ملی جوانان انجام شد و طی آن ثابت شد حدود 83درصد جوانان معتقدند این روزها پول حرف اول را برای رسیدن به خوشبختی می زند.
بر مبنای این تحقیق ، اشتغال در میان مردان و پسران جوان همچنان به عنوان مهمترین دغدغه اصلی جوانان و پس از آن به ترتیب مسائل مالی ، کنکور، تحصیلات برای زنان و... اهمیت دارد.
این تحقیق همچنین نشان می دهد که تحصیلات مهمترین هدف و خواسته دختران و پولدار شدن و شغل ، مهمترین خواسته پسران جوان در زندگی است.
نکته جالب توجه در این تحقیق آن است که 8/43 درصد جوانان وضعیت اقتصادی و 77درصد وضعیت شغلی جوانان را در آینده «بد» توصیف کرده اند.
بنابراین تعجبی ندارد که دغدغه مالی و یافتن راهی برای رهایی از تنگدستی و فقر مزمن مهمترین آرزوی جوانان نسل سوم است که برای محقق شدن آن دیگر کنکور و مدرک کارکرد گذشته را ندارد.
کافی است نگاهی به تناسب جمعیتی دختران به پسران در کنکور امسال بیندازید تا متوجه شوید همچنان 61درصد از شرکت کنندگان در کنکور دخترند و تنها 39درصد پسرند، درست مثل سال تحصیلی1379-80 ضمن این که براساس اظهارات حسین رحیمی رئیس سازمان سنجش آموزش کشور در آزمون سراسری سال 1384در مجموع یک میلیون و 387هزار و 407نفر ثبت نام کرده اند که نسبت به سال گذشته حدود 493هزار نفر کاهش یافته است و کاهش تعداد داوطلبان در 3سال اخیر حکایت از نوعی توقف در روند رو به افزایش تعداد داوطلبان دارد.
بد نیست بدانید از همین مجموع شرکت کنندگان امسال 65درصد بیش از یک بار در کنکور شرکت کردند و این بدان معنی است که تنها 500هزار نفر در کنکور امسال برای اولین بار شرکت کرده اند و به گفته رحیمی تنها 407هزار نفر از داوطلبان کنکور امسال 19ساله بوده اند که یعنی برای بار دوم یا سوم است که در کنکور شرکت کرده اند و 18ساله ها خیلی کمتر از این رقم هستند. این رقم را مقایسه کنید با کسانی که در سال تحصیلی 77 78برای اولین بار در کنکور شرکت کرده اند. جالب اینجاست که برخی از شرکت کنندگان پسر تنها انگیزه خود را برای شرکت در کنکور به تعویق افتادن خدمت سربازی ذکر کرده اند. قرار است تا پایان برنامه 5ساله چهارم ریشه کنکور قطع شود، ظاهرا نسل سوم زودتر از مسوولان کار را آغاز کرده اند!