آسمان پسزمینه پرواز آنهاست و این لکههای ابر، زهر اشعههای آفتاب را گرفته و آنها در آسمانی سرمهای رنگ با فراغ بال مثل پرندهای رها و بیقید پر گشودهاند. در رویای کودکی میتوان نقش هر شخصیتی را بازی کرد، میتوان یک روز مرغی بود و روزی سلطانی، توانگری، شعبدهکاری. معجزه در دستهای کودکی است، جاروی پرندهای است که کمسن و سالها را مینشاند بر گردهاش و به دنیای خیال میبرد. اینها شاید بندبازهای ماهر این دنیای فانتزی باشند، کودکانی بیغل و غش که جهان با همه داشتههایش را با خندهای از ته دل عوض نمیکنند.