چشمه

چند رباعی

1. آهسته و ناگهانی از راه رسید
کد خبر: ۸۱۵۲۸۷

آن صورت آسمانی از راه رسید

همبازی کودکان بی‌کس ـ مولاـ

با کوله مهربانی از راه رسید

2. از ناله او ستاره و ماه گریست

یک نخل دلش گرفت و آن‌گاه گریست

مولای غریب کوفه از راه رسید

آهسته و دلشکسته در چاه گریست!

3. از چشمه عدل تا وضو می‌کردی

با حضرت عشق گفت‌وگو می‌کردی

افسوس ولی کسی نفهمید چرا

سر در نفس چاه فرو می‌کردی

4. دنیای ستم «قطام» را می‌خواهد

پیراهن ننگ و نام را می‌خواهد

این کودک بی‌پناه یعنی کوفه

فریاد‌زنان، امام را می‌خواهد!

5. چون کوفه که چهره‌ای پر از غم دارد

این سینه دلی شکسته را کم دارد

در شهر علی‌(ع) یکی‌ است امّا انگار

هر کوچه هزار «ابن ملجم» دارد

6. در یک شب ناگزیر از پا افتاد

یک چهره بی‌نظیر از پا افتاد

در مسجد کوفه این صدا می‌پیچد:

مظلوم‌ترین امیر از پا افتاد

7. آنان که به اندازه من خون جگرند

با کاسه‌ شیر، منتظر، پشت درند

مولای غریب کوفه! شد وقت نماز

برخیز و اذان بگو، همه منتظرند

8. افسوس یک آشنا نیامد امشب

از کوچه صدای پا نیامد امشب

نان‌آور سفره‌های خالی ـ مولاـ

ای وای چرا چرا نیامد امشب؟

9. خورشید که نیست غیرلبخند علی

چون شاه و گدا نشسته در بند علی

عمری است زمین به دور خود می‌چرخد

اما به خودش ندیده مانند علی

10. چون کوفه دلی شکسته دارد مولا

غم‌های به دل نشسته دارد مولا

نه بنده سیم و زر نه در بند هوا

چشم از همه چیز بسته دارد مولا

عبدالرحیم سعیدی‌راد

شاعر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها