متن کامل مصاحبه با او را ادامه میخوانید:
ایده اولیه دکور برنامه امسال «ماه عسل» از چه چیزی برداشت شده است؟
یک بار به گنبد مینای پارک آب و آتش سر زدم و در آنجا گفته شد یک ستاره 500 میلیون سال نوری از ما فاصله دارد و من به این فکر کردم که انسان در برابر این بزرگی هیچ است و قرار است در برنامه هم به نوعی همین را بگوییم.
چرا دوباره به سراغ رنگهای سیاه و تیره رفتید؟
من این را سیاهی نمیدانم. بلکه خلأ و فضای معلقی است که در فضای هنر برای خود شخصیت و تعریف و هویتی دارد.
با این حال به نظر میرسد طراحی صحنه تعبیر بهتری به جای طراحی دکور برای «ماه عسل» باشد.
امسال فضای گفتن پلاتوی یک از دکور اصلی جدا شده و به نظرم شخصیت دکور هنریتر شده است. شاید همین موضوع آن را به نوعی طراحی صحنه نزدیکتر کرده باشد.
اما همچنان حرکت از مشخصههای آن است...
نه اتفاقا امسال حرکت از دکور گرفته شده است. مگر برای دری که در ابتدا و انتها برای ورود مجری باز و بسته میشود.
برای اینکه این مشخصه به تکرار نیفتد، چنین تغییری اعمال کردید؟
نه اینطور نیست. کار هنری گاهی هم بر تکرار مبتنی است. حرکت ویژگی جدیدی در طراحی دکور نیست. قبل از من بسیاری از آن استفاده کردهاند و بعد از من هم استفاده خواهند کرد، اما تفاوت بین حرکت در دکورهای مختلف میتواند در میزانسنی باشد که به آن داده میشود. من سعی کردم حرکت در دکور «ماه عسل» درستتر و بهتر باشد. وگرنه دکور همیشه یک صحنه یا فضاست با دو یا چند صندلی برای نشستن مجری و مهمان.
اما خوشبختانه صدا تا حد زیادی از دکور حذف شده است...
این هم صدای سیاهی است. دیالوگ یک در خسته در تلویزیون همانطور که فامیل دور به آن حساس است (با خنده). به نظر من هر دری شخصیتی دارد. دری به سمت بیرون باز میشود، دری دیگر به سمت داخل و انتظاری هم که ما از باز شدن یک در داریم متفاوت است. خود من سال قبل صدای در دکور را دوست داشتم. صدای شکستن آهنهایی که جابهجا میشوند، هم در نوع خود میتوانست جالب باشد، اما از دکور جدید این صدا گرفته شده است تا کهکشان بیصدا ما را در خود جای بدهد.
بخشی از دکور حجمی هم هست.
بله و برای من خیلی جالب است که کسانی که از بیرون میآیند، تعجب میکنند که از تلویزیون فضای بسیار بزرگی را دیده، اما در واقعیت این فضا آنقدرها هم بزرگ نیست. هنر طراحی صحنه هم در این است که برای بیننده فضای بزرگ و جایی رویایی را ترسیم کنید. این طراحی از طراحی دکور صورتی «ماه عسل» در ذهنم بوده که انگار کفش سیندرلا در پلههای آنجا مانده بود و ذهنیت رویاگونهای را القا میکرد.
بعد از آن در دکورهای بعدی هم به این موضوع توجه داشتم. همچنین در سه سال اخیر سعی کردم شخصیت بگگراند دکور را حفظ کنم. برای مثال نورها که همیشه طیف رنگی ثابتی دارند، تعریف من از «ماه عسل» هستند. با این مفهوم که همه آدمها اگرچه ممکن است ناامید باشند، اما هنوز در انتهای ذهنشان کورسوی امید و نوری
وجود دارد.
آیا فکر میکنید چون در دکور «ماه عسل» عمدتا از رنگهای تیره استفاده شده است، باز هم باید همین روند را ادامه دهید؟
هر برنامهای شخصیت خود را دارد. مثل اینکه دکور برنامه نود هرگز برای ماه عسل مناسب نیست. دکورها مثل کت و شلوار یک برنامه هستند. ضمن اینکه اگر مجری این برنامه فرد دیگری بود، حتما دکور دیگری برای آن طراحی میکردم.
میزان نمود یافتن دکور یک برنامه از طریق شیوه تصویربرداری و نورپردازی برجسته و کمفروغ میشود. فکر میکنم دکور «ماه عسل» به نوعی با همه بخشها پیوند دارد.
این شاید تنها برنامهای است که برخی از عوامل آن بیش از ده سال است با هم همکاری دارند. امسال به این نتیجه رسیدیم که دکور، میزانسن، دکوپاژ و استوریبورد باید از طراحی صحنه آغاز شود. من میدانم که مجری وقتی در نمایی خاص میایستد تصویر بسته از او میخواهیم یا نه و بعد باید به لانگ برسد یا مثلا مهمانها باید کجا بنشینند. شاید در برنامههای دیگر این میزان توجه وجود نداشته نباشد، اما ما در ماه عسل هر روز به همفکری و مشورت میپردازیم. خوشبختانه در صحنه فضای بزرگی و بکگراندهای خوبی داریم. حال میتوانیم باکیفیت پخش موجود، تصویرهای بهتری را هم برای مخاطب خلق کنیم.
به نظرم صحنه تئاتر هم در طراحی دکور این برنامه دیده شده است. صحنهای که انگار بازیگران روی آن نقشآفرینی میکنند.
دقیقا، زیرا در این برنامه قصهگویی جایگاه ویژهای دارد، حتی ابتدا به این نتیجه رسیدیم که بالهایی طراحی کنیم که برگرفته از داستان سیمرغ عطار است و انگار مهمانان برنامه سیمرغبگیران زندگی هستند.
چرا اجرایی نشد؟
این طرح در تعریف خیلی زیبا بود. اما احساس کردیم که در اجرا شاید آن زیبایی تصویر ذهنی را نداشته باشد. در طراحی دکور «ماه عسل» نگاه من از ابتدا تاکنون بر حفظ سادگی دکور بوده است تا دکور به مرور زمان بالغ شود. این که هر سال توقع بهترینها وجود دارد، کار را سخت میکند. انگار تو در هجده قدم ایستادهای و باید توپ را گل کنی. خدا را شکر که دعای مادرم بدرقه راهم است. گاهی نگران هم شدهام که نکند آنچه میخواهم پیاده نشود، اما انگار از قبل به بعضی دکورها اطمینان دارم. به این دکور هم چنین حسی داشتم و بهنظرم 80 درصد آنچه میخواستیم محقق شده است.
اجرای دکور جدید از چه زمانی شروع شد؟
اجرای دکورها معمولا هفته آخر آغاز میشود.
چرا معمولا از دکورهایی سنگین که معمولا خالی از آکساسوار و وسایل صحنه هستند، استفاده میکنید؟
من دوست دارم آنچه در صحنه است، خیلی حس نشود. به قول فرزاد حسنی که میگفت چیزی در دکور بگذار که در خانهمان ندیده باشیم. برای مثال سیاه قلم روی همین مبلی که در برنامه امسال از آن استفاده شده است، آن را متمایز کرده است. به نظرم هر وسیلهای در صحنه باید کارکرد و تعریفی داشته باشد. وقتی استودیو بزرگ است و از بکگراند فاصله درستی وجود دارد، میتوان دکورهای سنگین زد و طراحی چنین دکورهایی زودتر انجام میشود. همچنین تصویر بهتری را در اختیارت قرار میدهد.
بنابراین سولهای که در آن برنامه را ضبط میکند، خیلی دست شما را در طراحی دکور باز گذاشته است.
بله سولههای بزرگ اگرچه هزینههای تولید را زیاد میکنند، اما دست من را در اجرای دکور باز میگذارند و خوشبختانه احسان علیخانی همیشه این راحتی را برای من فراهم کرده است.
رکسانا قهقرایی
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)