خب به هر حال کویر است و چغر و سختگیر، اما باز هم خدا را شکر. آنجا همان جایی است که روزی حتی اگر خیلی دور از دستش داده ولابد میدانید که هر کسی از اصل خود دور ماند، بدون شک روزگار وصل را باز میجوید، حتی شده در 98 سالگی!
بدخلقیهای پیرمرد را جدی نگیرید؛ او غر میزند، حتی همسرش هم از دایره غرزدنهای او خارج نیست، چرا که فکر میکند اگر همسرش مثل همسر برادرش همدل بود، الان میان باغ خود ایستاده بود و درختی را از تشنگی و خشکسالی نجات میداد. آدمی که میتواند جان یک درخت را نجات دهد، چقدر انسان مفیدی است. کاش پیرمرد میدانست که باغش زنده است و سالم و سلامت در یک جای امن به زندگی ادامه میدهد.
افشین خماند