از آن سر دنیا

تعارف آمد، نیامد دارد

همه‌ ما می‌دانیم که مردم کشور ما، از قدیم‌الایام به «تعارفی» بودن شهره‌اند. حتی شاید برای خیلی از ما نیز پیش‌آمده باشد که همین تعارفات بعضا بیجا، دردسر آفریده باشد و بارها از این خصلت‌مان گله کرده باشیم اما ناخودآگاه در موقعیت‌های مشابه بعدی همچنان از آن استفاده کرده‌ایم. من در زمینه مردم شناسی، اطلاعات زیادی ندارم اما تا جایی که می‌دانم و دیده‌ام، فرهنگ تعارف، فرهنگی شرقی و بالاخص ایرانی است و احتمالا در هیچ کجای جهان شما کسی را نمی‌بینید که «الکی» به شما چیزی تعارف کند یا پیشنهادی بدهد. خصوصا این موضوع هنگام تلاقی دو زبان متفاوت بشدت پیچیده می‌شود و اگر فردی از کشوری دیگر و با زبانی متفاوت اصطلاحا به شما چیزی تعارف کند یا پیشنهادی بدهد، باید بسیار باهوش باشید تا بتوانید تشخیص دهید که آیا واقعا و قلبا منظورش همان چیزی است که به زبان آورده یا صرفا برای رعایت ادب یا برحسب موقعیت این حرف را می‌زند. البته همان‌طور که گفتم، از آنجایی که تعارف امری ایرانی ا‌ست، احتمال بسیار زیاد شخص غیرایرانی تعارف‌کننده، حرف دل و زبانش یکی است اما شخصی که مورد تعارف (یا همان پیشنهاد) قرار می‌گیرد، اگر ساکن کشوری غیر از ایران باشد، احتمالا با چالش‌های جدی مواجه خواهد شد! یکی از همین چالش‌ها مربوط به چیزی است که ما آن را «رعایت ادب» می‌دانیم.
کد خبر: ۸۱۳۵۷۵

در ایران معمول است که اگر شخصی به شما چیزی تعارف کرد، برای رعایت ادب هم که شده حتما دو سه بار اول آن را رد می‌کنید و«نمی‌خواهید که باعث زحمت کسی بشوید». حال اگر در کشوری غیر از ایران باشید و کسی بر حسب کمک و دوستی و ... به شما پیشنهادی بدهد، احتمال زیاد شما برای رعایت ادب آن را رد می‌کنید و به دنبال کلماتی هستید تا به او بفهمانید که نمی‌خواهید باعث زحمتش بشوید ولی اگر اصرار کند شاید مزاحمش شوید. اما تا بخواهید تمام این تصمیم را پیاده کنید، او به کار دیگری مشغول شده و شاید به شما حتی فکر هم نکند. همین اتفاق یک بار برای من در یک روز بشدت بارانی افتاد. یک روز از روزهایی که نسبتا تازه وارد بودم و هنوز وسیله نقلیه نداشتم، زیر باران شدید در ایستگاه منتظر اتوبوس بودم که ناگهان یکی از همکاران آمریکایی‌ام، با خودرو جلوی پای من ترمز کرد و به من پیشنهاد داد که با توجه به باران شدید و دیرآمدن اتوبوس، می‌تواند من را تا خانه‌ام برساند. من هم بر حسب ادب و احترام یکسری جملات مانند دستت درد نکند ولی مزاحم نمی‌شوم را آماده کرده بودم ولی قلبا امیدوار بودم که من را برساند، اما اولین «نه»‌ای که بر زبانم آمد باعث شد از من خداحافظی بکند و برود و من زیر باران شدید پاییزی بمانم. همانجا بود که تصمیم گرفتم استفاده از این عادت را حداقل جلوی دوستان خارجی کنار بگذارم و مانند خودشان رک و صادق باشم. نمی‌دانم تعارف تابه حال چه سودی به حال فرهنگ کشور ما داشته است، اما می‌دانم حداقل در اینجا هیچ نفعی ندارد و هرچه رک‌تر باشید، احتمال موفقیت‌تان بیشتر است!

حنا بهمن‌بیگی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها