در ایران معمول است که اگر شخصی به شما چیزی تعارف کرد، برای رعایت ادب هم که شده حتما دو سه بار اول آن را رد میکنید و«نمیخواهید که باعث زحمت کسی بشوید». حال اگر در کشوری غیر از ایران باشید و کسی بر حسب کمک و دوستی و ... به شما پیشنهادی بدهد، احتمال زیاد شما برای رعایت ادب آن را رد میکنید و به دنبال کلماتی هستید تا به او بفهمانید که نمیخواهید باعث زحمتش بشوید ولی اگر اصرار کند شاید مزاحمش شوید. اما تا بخواهید تمام این تصمیم را پیاده کنید، او به کار دیگری مشغول شده و شاید به شما حتی فکر هم نکند. همین اتفاق یک بار برای من در یک روز بشدت بارانی افتاد. یک روز از روزهایی که نسبتا تازه وارد بودم و هنوز وسیله نقلیه نداشتم، زیر باران شدید در ایستگاه منتظر اتوبوس بودم که ناگهان یکی از همکاران آمریکاییام، با خودرو جلوی پای من ترمز کرد و به من پیشنهاد داد که با توجه به باران شدید و دیرآمدن اتوبوس، میتواند من را تا خانهام برساند. من هم بر حسب ادب و احترام یکسری جملات مانند دستت درد نکند ولی مزاحم نمیشوم را آماده کرده بودم ولی قلبا امیدوار بودم که من را برساند، اما اولین «نه»ای که بر زبانم آمد باعث شد از من خداحافظی بکند و برود و من زیر باران شدید پاییزی بمانم. همانجا بود که تصمیم گرفتم استفاده از این عادت را حداقل جلوی دوستان خارجی کنار بگذارم و مانند خودشان رک و صادق باشم. نمیدانم تعارف تابه حال چه سودی به حال فرهنگ کشور ما داشته است، اما میدانم حداقل در اینجا هیچ نفعی ندارد و هرچه رکتر باشید، احتمال موفقیتتان بیشتر است!
حنا بهمنبیگی