نویسنده این کتاب، چرایی نوشتن آن را با توصیفی زیبا ارائه میکند که نشان از قریحه ادبی و هنری او نیز دارد. مارک فورتیه میگوید: «من نظریه را دوست دارم. تئاتر را هم دوست دارم. به گمان من بهترین کار این است که این دو را به هم نزدیک کنیم. مثل آن است که کیکمان را بخوریم و در همان حال به آن فکر کنیم.»
در بیشتر نظریهها بر نقش زبان تاکید شده و نظریههایی که عمیقا گرفتار زبان نوشتار شدهاند، آسانتر و نظاممندتر و همه جانبهتر در مطالعه ادبیات و دیگر شکلهای نوشتاری به کار گرفته شدهاند. برخلاف درام، تئاتر واژه روی کاغذ نیست، تئاتر اجراست و نهتنها مستلزم کلمات است، بلکه با فضا، بازیگر، صحنه، مخاطب و روابط پیچیده بین این عناصر سر و کار دارد که در نظریههای ادبی نادیده گرفته میشود.
با توجه به این ملاحظات، کتاب نظریه در تئاتر برای فعالان تئاتر که دل خوشی از نظریه ندارند، قبل از آن که مقدمهای برای ورود به بحث نظریه در تئاتر باشد، بیشتر آزاردهنده است. هرچند برای آنها که با روی بازتر با نظریه برخورد میکنند، ممکن است این کتاب تلاشی به نظر بیاید برای کشاندن تئاتر زیر پرچم نظریه و از آن گذشته، تلاشی برای ایجاد گفتوگو، تحقیق و تردید!
کتاب به بررسی رابطه نظریه و تئاتر میپردازد و در هر دو حوزه پرسشهایی را مطرح میکند. آیا تئاتر نوعی زبان است و اگر نیست، چطور از الگوی اصلی (یعنی زبان) میگریزد؟ اگر تئاتر ویژگیای دارد که آن را از زبان متمایز میکند، این ویژگی چطور در تسلط زبان و نوشتار بر درک نظری جهان بازتاب مییابد؟
کتاب نظریه در تئاتر، نوشته مارک فورتیه کانادایی است که با هدف ارائه شرحی مقدماتی از جریان کنونی نظریه فرهنگی و چگونگی کاربرد احتمالی آن در تئاتر نوشته شده و منحصر به فرد است، البته نه به این معنا که تمام کتابهایی را که در این زمینه نوشته شده، نادیده گرفته چراکه نویسنده در پایان فهرست بلندبالایی از کتابهای مرتبط با مساله نظریه و تئاتر را برای مطالعه بیشتر معرفی کرده است.
با توجه به گستردگی کارهایی که در حوزه نظریه در تئاتر صورت گرفته، این کتاب از مزیت متأخر بودنش سود میبرد، چراکه توانسته با نگاهی به قلمرو نظریههای شکل گرفته، برداشت گستردهتری از نظریه را مبنای کار خود قرار دهد. بر خلاف بسیاری از مطالعاتی که در این زمینه صورت گرفته، بهطور مشخص این کتاب بر نظریههایی تمرکز کرده که منشأ آنها بیرون از تئاتر است و به نظریه با مفهوم عام آن پرداخته شده است.
کتاب نظریه در تئاتر اصرار دارد جنبه مقدماتی داشته باشد، زیرا طوری طراحی شده که پاسخگوی نیاز علاقهمندان مطالعه و رابطه نظریه و تئاتر باشد. نظریههایی که در این کتاب معرفی شده، همه طی صد و پنجاه سال گذشته مطرح شدهاند و دلیل انتخاب آنها این واقعیت است که هنوز به طور گسترده به کار برده میشوند. همان طور که میدانیم، ماتریالیسم از طریق آثار کارل مارکس و در نیمه دوم قرن نوزدهم مطرح شد.
نیمه اول قرن بیستم هم شاهد شکلگیری نشانهشناسی، روانکاوی و پدیدارشناسی بود و در بخش دوم از قرن بیستم نظریههای واکنش خواننده، واسازی، فمینیسم و نظریه جنسیت، پسامدرنیسم و پسااستعماری مطرح شد.
این نظریهها در این کتاب مورد بررسی قرار گرفته چرا که این مکاتب نکات مهمی را درباره تئاتر و نظریههای مخاطبشناسی ارائه میدهند.
این کتاب نه صرفا درباره تئاتر است و نه صرفا درباره نظریه. به طور کلی، بحث درباره نظریه و تئاتر در این کتاب نه حول مکاتب نظری یا کار نظریهپردازان خاص بلکه پیرامون مسائل مربوط به تئاتر سازماندهی شده است.
مسائلی که در این کتاب مورد بحث قرار گرفته، زیر سه عنوان اصلی به شکل فصلبندی شده ارائه شدهاند. فصل اول با توجه به تئاتر در حکم متن و تئاتر در حکم رویدادی زنده، به روابط نظامهای کلامی و غیرکلامی روی صحنه میپردازد؛ مسائلی چون دلالت، بازنمایی، معنا و فهم .
فصل دوم به کسانی که درگیر تئاتر هستند، میپردازد و سوبژکتیویته، عاملیت، مولف، شخصیت، بازیگر، مخاطب و پیوندهایی که تئاتر بین آدمهای دخیل به وجود میآورد، ازجمله موارد بحث در فصل دوم این کتاب است. در فصل 3 به تئاتر به مثابه نهادی در جهان میپردازد و روابط تئاتر با جهان بیرون از تماشاخانه را بررسی میکند. در این فصل، عواملی چون نیروهای تاریخی، اقتصادی و سیاسی که تئاتر را به شیوه، زمان و مکان تقسیم میکنند، مورد بحث قرار میگیرند.
نظریه در تئاتر را فرزان سجودی و نریمان افشاری ترجمه کردهاند و همین دو مترجم داشتن باعث شده با متنی روان و یکدست مواجه نباشیم؛ متنی که از تکلفات نظری حتی در نقل قولهای ساده رنج میبرد و در برخی موارد بسیار دور از زبان امروز است.
با این حال خواندنش خالی از لطف نیست. این کتاب را انتشارات سوره مهربتازگی برای دومین بار روانه بازار نشر کرده است.
حسین برکتی/ جامجم