آرامش قبل از توفان

بازی Sunset از بسیاری جهات خاص است، ولی این مساله لزوما به معنای عالی بودن نیست. به بیان واضح‌تر سبک بازی را می‌توان به نوعی تجربی نامید، یعنی اگر با هرکس که بازی را تجربه کرده صحبت کنید، تقریبا فردی را پیدا نمی‌کنید نظری خنثی نسبت به آن داشته باشد. بازیکن‌های بازی‌های تجربی یا از آنها حسابی لذت خواهند برد یا در نقطه مقابل بشدت از بازی بدشان می‌آید.
کد خبر: ۸۱۰۲۸۵

شرکت Tale of Tales که تا قبل از عنوان جدید خود، یعنی Sunset بازی دیگری با سبک و سیاق مشابه را در کارنامه دارد، به ساخت بازی‌های مفهومی یا همان تجربی تمایل دارد و تلاش می‌کند ثابت کند بازی‌های ویدئویی فقط کشتار، خشونت و بهانه‌ای برای گذران وقت نیست، بلکه می‌توان مضامین و مفاهیمی در آنها قرار داد و حرف‌هایی زد که شاید حتی در صنعت فیلم و سریال هم امکان‌پذیر نباشد. همین موضوع تقریبا تمام بازی‌های آنها را به عناوینی ویژه تبدیل کرده است، ولی تاکید می‌شود که ممکن است برای همه مناسب نباشد و سلیقه طیف وسیعی از مردم را پوشش ندهد. با وجود این Sunset نسبت به بازی‌های قبلی سازنده از جمله The Path و The Graveyard عناصر گیم‌پلی بیشتری داشته و بر خلاف آنها که بی‌مقدمه شروع می‌شدند، داستان جالب و نسبتا قدرتمندی دارد و خلاصه این‌که راحت‌تر می‌توان بدون جنگ و جدل عنوان بازی را به آن اطلاق کرد.

داستان سال 1972 اتفاق می‌افتد، شما در نقش یک زن سیاهپوست آمریکایی به نام
Angela Burns قرار دارید که به آمریکای لاتین مهاجرت کرده، اما در جریان کودتای نظامی در کشور سوسیالیست فرضی جمهوری آنکوریا همراه برادرش دیوید که به دنبال او آمده بود، به نوعی در این کشور گیر افتاده است. او برای تامین مخارج زندگی چاره‌ای جز تن دادن به کار نظافت خانه‌ها ندارد و بازی در حالی شروع می‌شود که او مسئولیت خانه‌ای را به عهده گرفته است.

Gabriel Ortega که بسیار ثروتمند بوده و علاقه وافری به هنر دارد، پنت هاوس خود را بتازگی خریده و آنجلا را به کار گماشته تا به چیدن اسباب و اثاثیه و تمیزکردن خانه بپردازد. در اینجا باید به این نکته توجه کنید که اجتناب از لوث شدن داستان در چنین سبک بازی‌هایی تقریبا غیرممکن است و اگر بخواهیم تا جای ممکن از این کار پرهیز کنیم، پس بهتر است پرونده این نقد را همین‌جا و با اشاره به این‌که گیم‌پلی بازی شامل گردگیری کردن، انداختن لباس چرک‌ها در ماشین لباسشویی و جا به جا کردن اثاثیه منزل است، ببندیم. مطمئنا شما هم انتظار خواندن چنین نقدی را ندارید. پس اجازه دهید کمی بیشتر در مورد داستان و اتمسفر آن توضیح بدهیم.

همه‌چیز از آسانسور آپارتمان آقای اورتگا شروع می‌شود، کاراکتر اصلی با ادای یک مونولوگ بازیکن را در جریان حوادث یک هفته گذشته و کلیات اتفاقاتی که رخ داده قرار می‌دهد. در هر روز کاری که از آسانسور آپارتمان شروع می‌شود، تعدادی هدف یا وظیفه تمیزکاری برای آنجلا مشخص شده که باید انجام دهید. تمیز کردن پنجره‌ها، خالی کردن زباله‌ها، مرتب کردن کتاب‌ها، جارو کردن زمین، آب دادن گیاهان و خلاصه تمام کارهایی که مادرتان نمی‌تواند در زندگی واقعی، شما را به انجام دادن آنها راضی بکند، اینجا باید انجام دهید!

هر بار رفتن برای تمیز کردن آپارتمان، یک ساعت در زمان بازی از شما وقت می‌گیرد و طی داستان که وقایع حدود یک سال را دنبال می‌کند، حدود 44 بار به پنت هاوس آقای اورتگا می‌روید. هر بار شما باید راس ساعت 5 بعد از ظهر آنجا باشید و پس از 17 و 59 دقیقه فارغ از این‌که موفق به انجام دادن چه تعداد از وظایف محوله شده خود شده‌اید، وقت بازگشت به خانه است. هر یک ساعت بازی می‌تواند تا نیم ساعت زمان واقعی به طول بینجامد؛ البته در صورتی که دست به کاری نزنید و فقط بخواهید یک جا روی صندلی نشسته و پا روی پا انداخته و همین طور به منظره غروب نگاه کنید. با انجام دادن هر فعالیت، صفحه سیاه شده و مقداری از زمان آن روز سپری می‌شود که این باعث گذر سریع‌تر زمان می‌شود.

مسئولیت‌های آنجلا به گونه‌ای طراحی شده که بعد از انجام دادن تمام آنها، باز مقداری زمان اضافه در اختیار خواهید داشت که می‌توانید با گشتن در خانه یا انجام دادن کارهای دلخواه دیگر آن را سپری کنید. دو راه برای انجام دادن وظایف وجود دارد؛ می‌توانید فقط آنها را انجام دهید یا این‌که بیشتر از آنچه نیاز است روی آنها وقت بگذارید. این وقت گذاشتن بیشتر یا نرسیدن به انجام دادن یکی از وظایف اصلی، ارتباط آنجلا با کارفرمایش یعنی آقای اورتگا را مشخص می‌کند تا حدی که شما می‌توانید به اورتگا نزدیک‌تر شده یا با او دوست شوید.

با پیشرفت بازی، اورتگا نیز کاغذهای بیشتری برای شما در خانه جا می‌گذارد که با توجه به تصمیم خود می‌توانید به آنها پاسخ داده یا نادیده‌شان بگیرید. متاسفانه بعضی از توضیحاتی که در مورد انجام دادن وظایف ارائه می‌شود، خیلی روشن و مشخص نیست و بازیکن برای یافتن ابزار لازم، مجبور می‌شود کل خانه را بگردد و عجیب‌تر آن‌که ممکن است به شکل اتفاقی وظایفی را انجام دهید که هنوز برنامه‌ای برای سراغ آنها رفتن نداشته‌اید. به عبارت دیگر مثل این می‌ماند که شما قبل از مواجه شدن با یک معما، به لوازم لازم برای رسیدن به پاسخ آن برخورد کنید. سبک هنری بازی جذاب و منحصر به فرد است و طراحی معماری پنت هاوس به گونه‌ای است که هر روز غروب آفتاب و اشعه‌های آن را می‌شود دید و نورپردازی زیبایی را شاهد بود. صداگذاری آنجلا بسیار خوب بوده و موسیقی‌هایی که به وسیله گرامافون گابریل اورتگا می‌توانید بشنوید، فوق‌العاده شنیدنی بوده و حال و هوای یک کشور لاتین دهه 70 میلادی را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.

Sunset اگر نمره 10 هم بگیرد ولی شما از آن خوشتان نیاید بی‌فایده است و اگر یک امتیاز کسب کند اما شما از تجربه کردنش لذت ببرید، می‌تواند در حد یک عنوان هنری که دست‌کم تا سال‌های زیادی در ذهن‌تان باقی بماند، جایگاه و منزلت پیدا کند.

عنوان بازی: Sunset

پلتفرم: PC

ناشر: Tale of Tales

سازنده: Tale of Tales

سبک: ماجرایی - تجربی

امتیاز: 8

مجید رحمانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها