به هیچ وجه قصد قیاس میان دو اتفاق از نظر ارزشگذاری و بزرگی نیست؛ اما همه آنهایی که در روز رجعت غواصان شهید در خیابانهای شهر به داشتن فرزندانی برومند که با دستانی بسته به آسمان پرواز کردند، احساس غرور میکردند و اشک میریختند، چند روز بعد پس از پیروزی مقابل آمریکا در سالن 12 هزار نفری والیبال؛ به داشتن فرزندانی برومند که با دستان خود اسپکهای امتیاز آور میزدند، احساس غرور میکردند و از ته دل میخندیدند. این یعنی همان حس مشترک داشتن و رسیدن به همدلی ...
فضای مجازی هم این روزها نشانههای پررنگی برای این همدلی جمعی داشت.کافی بود به ماهیت هشتگهایی که این روزها بیشتر از هر چیز پای پستها گذاشته میشد دقت کنیم، میدیدیم در مقطعی از هفته گذشته، آن 175 غواص دلاور بودند که بیشترین میزان از پستهای شبکههای اجتماعی را به خود اختصاص داده بود و در گروههای وایبری، تلگرامی و... عکس و طرحهای بیشماری از آن عزیزان، میچرخید. پس از پیروزی برابر آمریکا نیز این اتفاق در مورد تیم ملی والیبال رخ داد؛ هشتگهای بیشماری در مورد این اتفاق در نوع خودش تاریخی، به پای پست ستایشآمیز گذاشته میشد و پیدا بود یک ایران فارغ از هر تقسیمبندی خوشحال است و دارد سر به آسمان میساید.
این باهم بودن، چه در آن روز که غم داشتیم و چه در آن روز که شاد بودیم، اتفاقی ویژه است .ای کاش بهانههای این باهم بودنها بسیار بیشتر از این باشد . همین که بدانی در حسی که داری تنها نیستی و دیگرانی هم هستند که با تو در این حال سهیم هستند،خودش حال انسان را خوب میکند و در نتیجه حال جامعه را .کاش قدر این همه هشتگهایی را که برای همدلی خورده بود بدانیم، اینها همه تمرینی است برای با هم بودن، برای ایران بودن.
افشین خماند / دبیر گروه ورزش