نگاه

رویکردهای بزرگ‌نمایی داعش در آسیای مرکزی

در هر نقطه‌ای از جهان اتفاقات و جریاناتی وجود دارد که مانند شاخه‌های مختلف، به دلایلی به هم متصل شده و از ظرفیت‌های همدیگر استفاده می‌کنند. به‌عنوان مثال، در شمال آفریقا کشوری به نام لیبی ناگهان به جهت مداخله کشورهای خارجی و ناتو از هم مضمحل می‌شود و خلا قدرت به وجود می‌آید و گروه‌های افراطی شکل می‌گیرد، این گروه‌ها پس از مدتی خودشان را به جریاناتی منتسب می‌کنند، به‌عنوان مثال ادعا می‌کنند با داعش بیعت کرده‌اند. در واقع داعش آنها را عضوگیری نکرده بلکه آنها می‌خواهند از ظرفیت‌های همدیگر استفاده کنند. با توجه به همین نکته حضور داعش در آسیای مرکزی به این معنا نیست که داعش حرکتی کرده و در آسیای مرکزی عضوگیری کرده بلکه در آسیای مرکزی وضعیت، شرایط، امکانات و مشکلاتی وجود دارد که آنها از ظرفیت‌های موجود خودشان را به همدیگر معرفی می‌کنند.
کد خبر: ۸۰۹۲۹۳

در آسیای مرکزی ما با پدیدهای به نام اسلامگرایی بعد از فروپاشی شوروی به صورت واقعی مواجه هستیم و حتی اگر دقت کنیم در دوران شوروی، با وجود تمام سیاستهای ضددینی که در دوران شوروی بوده، مردم اسلام خود را حفظ کردند و بعد از فروپاشی شوروی این جریانات خود را در قالب روندهای مختلفی به نام احیای اسلام نشان دادند. در نزدیکی فروپاشی شوروی حتی یک حزب نهضت اسلامی سراسری شکل گرفت که بعد از فروپاشی این حزب به احزاب کوچکتر در کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز تقسیم شد؛ از این دست جریانات چچنیها و جریانات حزب نهضت اسلامی تاجیکستان و حرکت اسلامی ازبکستان و دیگر جریانات است که ریشه در دوران قبل از شوروی هم دارند. منتها در مقاطعی که ما بعد از فروپاشی شوروی در آسیای مرکزی شاهد بودیم، حزبی مثل حزب نهضت اسلامی توانست به جریان غالب در اپوزیسیون تبدیل شده احزاب مختلف را متحد کند و بعدها در یک روند صلح با دولت تاجیکستان خود را شریک صلح تاجیکستان کرده و به قدرت هم برسد.

اگر کسی نداند حرکت اسلامی ازبکستان از کجا شکل گرفته، نمیتواند بگوید چگونه به داعش پیوست. حرکت اسلامی ازبکستان اکنون میخواهد از ظرفیت داعش استفاده کند. پس داعش به آسیای مرکزی نرفته تا یک حرکت و یک جریان برای خودش درست کند، بلکه این جریانات وجود دارد و چون به این جریانات رسیدگی نمیشود و رویکرد غلطی در قبال آنها وجود دارد، آنها خود را به داعش متصل میکنند.

اتفاقی که اکنون در آسیای مرکزی و در تاجیکستان میافتد این است که به جهت غلط برخورد کردن دستگاههای اطلاعاتی با جریاناتی به نام حزب نهضت اسلامی، متاسفانه جریانات مختلف چارهای ندارند جز اینکه به سمت داعش گرایش پیدا کنند. عدهای هم در دستگاههای اطلاعاتی این کشورها ترجیح میدهند هر حرکت اسلامی را به داعش منتسب کرده و سپس و سرکوب کنند. هر جریانی که حرف از اسلام و عدالت بزند، به نام داعش سرکوب میشود. جریان داعش بزرگ نمایی میشود نه به این جهت که در آسیای مرکزی داعش بزرگ شده است بلکه به آن دامن زده میشود تا سایر جریانات اسلامی سرکوب شود و این اتفاقی است که در آسیای مرکزی جریان دارد.

موضوع دیگر نقش و نگاه کشورهای منطقه و کشورهای غربی به این پدیده است. هر کدام از این کشورها حرکت خودشان را دارند. یک پدیده در یک کشور توسط یک دولت به یک شکل استفاده میشود و همین پدیده در یک کشور و دولت دیگر به شکلی دیگر استفاده میشود. بهعنوان مثالی روشن، عربستان با داعش در عراق به شکلی ظاهری میجنگد، ولی با داعش در یمن همکاری میکند. این اتفاق برای ترکیه یا هر کشور دیگری هم میافتد.

در آسیای مرکزی فعلا آمریکاییها ترجیح میدهند روسیه را در جبهه شرقی خود درگیر کنند. با توجه به اتفاقاتی که در اوکراین وجود دارد و اوکراین به یک بنبست رسیده، اگر غربیها بخواهند بیشتر حرکتی انجام دهند، در اوکراین مستقیما با روسیه درگیر میشوند. بنابراین ترجیح میدهند جبهه دیگری را در شرق روسیه باز کنند و آن مسائل آسیای مرکزی است. بنابراین آمریکا، ناتو و جبهه غربی ترجیح میدهد تحت هر عنوانی مانند حرکتهای اسلامی یا هر موضوع دیگری، روسیه را در این جریان سرگرم کند. پس سرویسهای غربی از دامن زدن به این موضوع استقبال میکنند. اما سرویسهای اطلاعاتی دولتهای منطقه ترجیح میدهند مخالفان خودشان را در قالب داعش از بین ببرند و سرکوب کنند؛ پس یکی از دلایلی که سرویسهای اطلاعاتی کشورهای آسیای مرکزی به سمت همکاری با سرویسهای غربی میروند دقیقا فصل مشترک و منابع مشترکی است که دارند و ترجیح میدهند این جریانات به داعش منتسب شود.

همچنین نمیتوان از نگاه چین و پاکستان هم به این مساله صرفنظر کرد. چینیها به جهت گرفتاریهایی که در سین کیانگ و با مسلمانهای اویغورستان و ترکستان شرقی دارند، روند تربیت اسلامگرایی و مسلمانها را برای خودشان تهدید امنیتی میدانند. بنابراین برخورد چینیها با جریانات اسلامی در آسیای مرکزی حمایت از تشکلهای شبیه شانگهای و اتحاد سرویسهای منطقه برای سرکوب این جریانات است. اما پاکستانیها به جهت ظرفیتی که احساس میکنند در جریانات اسلامی میتوانند داشته باشند (که میتواند پای آنها را به آسیای مرکزی باز کند)، در این زمینه تقویت این جریانات را ترجیح میدهند و سرویسهای عربستان هم به جهت پولی که دارند از این زمینه حمایت میکنند.

سیدرسول موسوی / سفیر پیشین ایران در تاجیکستان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها